Tori Amos: ستاره پاپ که به من یاد داد چگونه زن باشم از نظر خودم | موسیقی

مy بهترین دوست دوران کودکی من را با بسیاری از نوازندگان جالب معرفی کرد: Nine Inch Nails، Shakespears Sister، Suzanne Vega. اما من برای لحظه ای در اواسط دهه 90 سپاسگزارم وقتی که او یک کاست دوبله شده از آلبوم Tori Amos را به من زد ، عناوین آهنگ های آن با قلم بنفش و سبز روی کارت J با دست نوشته های حلقه ای نوشته شده است.

من مطمئناً با توری آشنا بودم: موهای قرمز شعله ای پیانیست و تک آهنگ های غیرقابل تحمل و شیطنت آمیز مانند Cornflake Girl در MTV غیرممکن است. حتی در طی یک دهه که عجیب و غریب موسیقی به سطح زمین می پیچید ، نحوه انحراف صدای او در اطراف پیانو ، مصنوعات و صفحه کلیدهای دیگر – زوزه ای دردناک یک لحظه ، و غر زدن آگاهانه در لحظه دیگر – چشمگیر بود.

قبل از غوطه ور شدن در موسیقی او ، گوش دادن من تمایل داشت که از دیدگاه مردان (REM ، اسمیت ها) تنظیم شود ، یا توسط یک عصبانیت تهاجمی و برونگرا هدایت شود. به وضوح یادم می آید که وقتی ناراحت شدم انفجار Pissings Territorial نیروانا را با صدای برشی و جیغ های روده ای آن انفجار دادم. ارتباط با آلبوم های Tori مانند Under the Pink و Boys برای Pele تجربه شخصی و شخصیتی درون گرایانه تری را پرورش داد. طرفدار توری بودن بخشی از هویت من شد.

و در حالی که تک آهنگ های او همه جا بودند ، گوش دادن به آلبوم های او یک تجربه شدید ، کاملاً خصوصی بود. وقتی سرانجام اولین کار او را با عنوان “Little Earthquakes” شنیدم ، به طرز جفت شدن او با پیانوی شکننده و سازهای سنگین راک و شعرهای بی دریغ مورد توجه قرار گرفتم. من در حالی که چندین خط از زمستان (“وقتی می خواهی تصمیم خودت را تعیین کنی؟ / وقتی می خواهی به اندازه من دوستت داشته باشی؟”) روی فرش زنگ زده کف اتاق خوابم هق هق کردم.

Tori Amos: Raspberry Swirl – ویدئو

به نظر می رسید که توری مستقیماً با ناامنی های نوجوانی من صحبت می کند و حقایق سختی را درباره ارزش شخصی که من آماده مقابله با آنها نبود تبلور می دهد. من نگران بودم که ناتوانی جسمی مرا سنگین و دوست داشتنی نکند. در نتیجه ، احساس ناخوشایندی کردم ، به جای اینکه قرار ملاقات بگذارم ، هنر کاشت را کامل می کنم و از تلاش برای حرکت در زنانگی بسیار ناراحت کننده هستم. به هر حال من از نظر جسمی نمی توانستم کفش پاشنه بلند یا کفش زنانه دیگری بپوشم ، که این فقط به احساس بیگانگی من می افزود.

خوشبختانه ، من توری را به من آموختم كه با توجه به خودم چگونه زن شوم. او ایمن و در عین حال آسیب پذیر بود ، از این رو با احساساتش ارتباط داشت که من هنوز نمی توانم آن را بیان کنم و در پوستش راحت هستم. مصاحبه های او خنده دار و بی احترامی بود – او خلاقیت را با عباراتی بسیار رنگارنگ ، و اشاره های گاه به گاه به موزها و جن ها توصیف کرد – اما همچنین می تواند کاملا جدی باشد.

و توری رک و پوست کنده درباره دین و آرزو صحبت کرد ، و حتی در مورد تأثیر تجاوز خود که در جزئیات تک آهنگ من و اسلحه توضیح داده بود ، بحث کرد. من در مورد RAINN (شبکه ملی تجاوز ، سوuseاستفاده و محارم) که یک خط تلفن ویژه برای بازماندگان ایالات متحده است ، به دلیل حمایت صوتی وی به عنوان سخنگو ، می دانستم و بزرگ شدم چون من هرگز به آن نیازی داشتم ، منبعی در آنجا وجود داشت. از نظر یک فرد درونگرا مثل من ، تمایل او برای گشودن در مورد این موضوعات سنگین انقلابی بود.

آموس در یک نمایش زنده 2005 با دو پیانو بازی می کند.
آموس در یک نمایش زنده 2005 با دو پیانو بازی می کند. عکس: مارتین فیلبی / Redferns

این رشادت ها به ابراز تمایلات و جنسیت توری گسترش یافت ، که برای شخصی کاملاً ناامن در مورد این سمت از زندگی نیز چشم نواز بود. رمیکس های ضربان دار Raspberry Swirl و Professional Widow مکاشفاتی بودند که به فیزیکی وجد و جسورانه کف رقص می بخشیدند. زنده ، توری به همان اندازه مسحور کننده بود ، پیانیستی که تمام وجود خود را به اجراهای بیهوش و بی عذر خواهی انداخت. گرچه اولین باری که بازی او را در یک صحنه دیدم ، در اولین تور خود با یک گروه کامل ، قدرت او کاملاً مشخص بود: توری در صف اول بود ، یک رهبر گروه گروهی از مردان موسیقی را به سمت دید خود هدایت می کرد.

اما در مصاحبه ها و شعرها ، توری سخاوتمندانه فضای خلاقیت خود را با زنان دیگر تقسیم کرد. او با بالا بردن داستان شخصیت های تاریخی و مذهبی که من اغلب در مدرسه یا کلیسا از آنها نشنیده ام ، دریچه ای را برای تاریخ جالب و کشف نشده باز کرد. درک بسیاری از لایه های آهنگ های او به معنای تحقیق در مورد افسانه ها و شخصیت ها و حتی شاید یادگیری روایت های مرسوم بود. این چشم من را به پیچیدگی های پویایی جنسیتی و قصه گویی تاریخی باز کرد و راه هایی را برای عدم تعادل قدرت در آنها شکوفا کرد.

سالها عقب ماندگی لازم داشت تا من تفاوت های ظریف پیام او را درک کنم. من هنوز هم به او نگاه می کنم مانند چیزی که می توانم در آن بررسی کنم ، کسی که مرا زمین و کنجکاو نگه می دارد. در دهه 90 ، او جهانی امن و قابل قبول ایجاد کرد که در آن به طرفداران اجازه داده می شد که آنها را کشف کنند و خود را به نوع افرادی تبدیل کنند که می خواهند باشند. اکنون به وضوح می بینم که چگونه او متفاوت بودن و شهودی بودن را به عنوان یک هدیه ، نه چیزی شرم آور یا پنهان نگاه می کرد. وقتی آخرین بار او را در سال 2017 دیدم که اجرا می کند ، به طرز حیرت انگیزی احساسی بود که می توانم در بزرگسالی ، در فضایی با دیگر طرفداران Tori ، دوباره این مضامین را مرور کنم. من تعجب می کنم که چقدر خوش شانس بودم که این الگوی آرزوی را داشتم: زنی آنقدر نترس است که همه حقایق خود را بگوید ، بنابراین طرفدارانش می توانند خودشان را پیدا کنند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *