Mare of Easttown: پلیس بدخلق کیت وینسلت هجوم بدبختی را رهبری می کند | تلویزیون

مدرست است که isery سخت باشد. صفحات مختلف ناامیدی در حال چرخش را در نظر بگیرید که در اولین قسمت Mare of Easttown (دوشنبه ، ساعت 9 شب ، آسمان آتلانتیک) به هم می خورد ، سریال محدودی با بازی کیت وینسلت از شبکه HBO: یک دختر گمشده. یک تومور چشم نواز ؛ مادر داغدار مبتلا به بیماری ؛ یک کارآگاه سختگیر با یک پرونده سنگین کاری – همه اینها در پس زمینه سیاه و سفید یک شهر پنسیلوانیا در چنگال بحران مواد افیونی است ، جایی که همه فقط برای گذر از آن کار می کنند ، و درد و رنج مانند آهی در هوا نشسته است. کیت وینسلت هنگام رانندگی به سمت جنایت بعدی خود هات داگ خردلی را به دهان خود هل می دهد. اینجا که دور شما است ، فقط اگر فانتزی باشید وقت برای غذا خوردن خواهید داشت.

در دستان اشتباه ، این هجوم ناراحتی می تواند شما را از پا در بیاورد ، و درام های کمتری قبلاً از آن بیزار بودند. اما بعداً فکر می کنم درام های کمتری کیت وینسلت را در خود ندارند – در کنار یک بازیگر کاملاً جمع شده از جمله اوان پیترز ، ژان اسمارت و گای پیرس – و اینجا او در بهترین حالت Winslety است ، با بازی تیتر Mare با روکش نمکی ، خسته ، ساده ، کار خود را انجام دهید و کارتان را درست انجام دهید یک کارآگاه در شهر کوچک ، در حالی که در زیر یک هجوم غمگین کهنه و دلتنگی ترش دائما تهدید به حباب زدن به سطح می شود.

اتفاقات زیادی در حال انجام است. ماره مرکز یک خانواده پویا و وحشی است ، جایی که او هر دو همسر سابق ، یک عاشق جدید ، یک مادر داغدار ، یک دختر بدبخت و دورتر از نوجوان بدخلق خود است. در کار ، ناکامی های تاریخی او را با یک شریک زندگی درخشان و جنجالی که یوک ، واقعاً امید و جاه طلبی دارد ، گره می زند. در میان همه اینها – وینسلت یک بطری آبجو را به تنهایی رها می کند – یک بازی بسکتبال بزرگداشت به افتخار شلیکی که 25 سال پیش انجام داد ، آخرین باری که شهر برای تشویق چیزی داشت. اولین باری که وینسلت را روی صفحه می بینید: “آیا او واقعاً این لهجه را برای تمام مدت انجام می دهد؟” با پایان قسمت اول شما از این واقعیت تعجب می کنید که او همزمان سه یا چهار نسخه از یک شخصیت را بازی می کند ، همه مانند لازانیا به هم چسبیده اند.

هنوز هم Mare of Easttown بسیار شدید است و مدتی طول می کشد تا بفهمید چگونه این وضعیت ادامه دارد. مادیان در اطراف شهر پد می زند ، همه را با نام می شناسد و ساکنان نگران را که به پلیس اعتماد ندارند اما او را می شناسند ، شبانه روزی می پردازند. هر صحنه داخلی تصویری از مکانی را نشان می دهد که زمان به آرامی حرکت می کند و لذت کم است. آیا می دانید اتفاقی می افتد؟ و سپس دو هزار رشته آویز کنار هم قرار می گیرند ، و شما می فهمید که این یک ملیله پیچیده است و نه یک کوک متقاطع برای دیدن.

متراکم ، درام در نظر گرفته شده مانند این برای همه مناسب نیست. بعضی اوقات احساس می شود انگشت شست آگاهانه در مواجهه با برخی از مجموعه های تلویزیونی جدیدتر ، که در آن شوک نفس گیر در پایان هر قسمت به موقع کاهش می یابد تا یک داستان خسته کننده را برای ساعت دیگر به جلو هدایت کند – لغو ، شما فقط یک جهنم کتک خورد! – و من نگران هستم که شدت آن بعضی از بینندگان را کنار بگذارد. اما به آن مانند یک فیلم فرانسوی زیرنویس یا یک رمان دشوار اما ستودنی فکر کنید: شما همیشه حال و هوای نشستن برای آن را نخواهید داشت اما وقتی این کار را انجام می دهید ، نسبت به دوستانتان نسبت به این کار باهوش تر خواهید شد. و ، به راستی ، آیا این چیزی نیست که همه ما برای انجام آن اینجا هستیم؟

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *