Hausen – چیلر آلمانی تیره و تار سایه تاریکی ایجاد می کند | ترسناک (تلویزیون)

منتاریک است و باران به شدت می بارید ، در حالی که جوری نوجوان (تریستان گوبل) و پدرش یاسچک (چارلی هوبنر) به بلوک برج می رسند که به زودی از تماس با خانه پشیمان می شوند ، در صحنه آغازین چیلر آلمانی هاوسن (آسمان) اقیانوس اطلس) آماده برای وحشت از قطره قطره ، چکه ، نوع مرکب ، واقع در یک ساختمان نفرین شده است که به نظر می رسد شیرهای آب شما را تماشا می کنند ، تراکم روی پنجره ها هاله ای تهدیدآمیز دارد و قالب یک شخصیت حمایت کننده است. ناخوشایند ، ناخوشایند ، تار عنکبوتی و پوستی است. خیلی غرق

جاسچک سرپرست جدید آپارتمان ها است که بلافاصله وظیفه دارد یک سیستم گرمایشی گرفتگی با قیر را تعمیر کند که به نظر می رسد راهی را برای جریان انتخاب کند. این باعث می شود که جوری در راهروها گشت بزند ، در میان کودکان وحشت زده و درخشان مانند لرزیده و ولگردهایی را که مانند اینکه چیزی را بلدند رفتار کند. با این حال ، ما برای یک قسمت و نیم چیز کمی نمی دانیم ، زیرا هاوزن خیلی آرام فضایی را ایجاد می کند که برای جیب های حبابی شبانه ایجاد می کند.

سرانجام ساکنان دیگر را ملاقات می کنیم ، همه آنها روح های عصبی و موی وحشی با چهره های پلید ، از جمله زوجی که انرژی لازم برای نامگذاری نوزاد تازه متولد شده خود را احضار نکرده اند و توانایی خرید شیر خشک برای او را ندارند. پدر به نوعی خرناس توهم زا معتاد است ، که منبع آن او را دلجویی می کند: از این رو ما استخوان های یک داستان را داریم ، و در پایان ساعت دوم – اسکای عاقلانه هاوزن را به عنوان یک قبض مضاعف معرفی کرد ، به همین ترتیب تماشاگران را پس از اولین قسمت سرد و سردرگمی رها نکنیم – می توان نتیجه گرفت که هیچ حضور شرورانه ای در مورد بلوک آپارتمان وجود ندارد. بلکه بلوک خود هیولا است. عشق این سریال به درهم و برهم کردن سینوسی و تضعیف ick به آن حال و هوای بدی می بخشد ، اما این ساختاری وحشتناک است.

این باید یک استعاره چند طبقه باشد ، اما برای چه؟ افسردگی ، با لجن سیاه روی دیوارها مانند سگ سیاه روی شانه های ساکنان ساختمان؟ فقر ، از آنجا که مستأجرها نه تنها در بدبختی رها شده اند ، بلکه به نظر می رسد در سیستمی گیر کرده اند که فعالانه سعی در جلوگیری از فرار آنها دارد؟ فروپاشی جامعه ، به این دلیل که افرادی که به کمک احتیاج دارند ، می توانند همسایگی را پیدا کنند که بی اراده در را از روی صورتشان نمی بندد؟ یا به سادگی غم؟ به نظر می رسد آخرین کسانی است که هاوزن آنچه را که از همان لحظه اول به آن مشکوک بودیم تأیید می کند: مادر جوری اخیراً درگذشته است و تصمیم جاشک برای گرفتن شغل سرایدار تلاشی برای شروع تازه ای است که فاسد شده است. موارد بسیاری وجود دارد که نیاز به اصلاح دارند.

امید است چیزی به هاوزن لنگر احساسی بدهد تا به آنچه که در غیر این صورت کارناوال بیزاری تصادفی احساس می شود ، متصل شود. این قسمت های ابتدایی وقت زیادی را صرف تلاش برای خلق تصاویری می کنند که قلاب های آنها را در ذهن ما ببندد ، اما اکثر آنها این کار را نمی کنند زیرا کاملاً بیگانه نیستند که بتوانند مزاحم شوند بدون اینکه ما دلیل وجود آنها را بفهمیم. این روزها تصویری به اندازه یک موش موش صحرایی که در امتداد شافت تهویه قرار دارد آشنا می شود و موفق ترین صحنه ها – بخوانید: تحقیرآمیزترین و وحشتناک ترین – کسی را آشکار نمی کند که آشکارانه تاریک تر از خاطره انگیز باشد.

با این وجود امیدواری به این شکل است که هاوزن در حفظ منطق رویایی و زیبایی لجن خود اطمینان دارد. این احساس را به شما می دهد که بدانید چه کاری انجام می دهد اما برای انجام آن بیش از حد طول می کشد تا اینکه بدون هیچ برنامه ای سرگردان شوید. رابطه جوری و جاسکک نیز امیدوار کننده است ، با اشاره به قصه ای که درگیری شدید روند تشخیص اینکه والدین دیگر از کودک نمی دانند را تسریع می کند: نام تجاری عملی جاسچک در واقعیت جدید او و او هیچ فایده ای ندارد. پسر باید با آن زندگی کند.

هاوزن باید زودتر پرداخت های بهتری را شروع کند. چون برخلاف مردمی که در آپارتمان زندگی می کنند ، ما گرفتار نیستیم. برای ماندن به دلیل نیاز داریم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *