Grey’s Anatomy: نمایش تلویزیونی که همیشه برای من وجود داشته است | تلویزیون و رادیو

تیدر اینجا آهنگی است که هر وقت احساس می کنم لگن غم را گرفته است ، آن را گوش می دهم. برای نزدیک به 15 سال ، این آهنگ – Grace ، توسط خواننده نروژی Kate Havnevik – موسیقی متن هر لحظه ناامید کننده و ویرانگر زندگی من است. این هدیه ای است که به خود من می دهد ، وقتی نیاز به ناامیدی را در بر می گیرم.

با این حال ، اگر صادقانه بگویم ، من این آهنگ را به دلیل شعر آن گوش نمی دهم ، گرچه آنها مالیخولیایی هستند و نه به دلیل خاص بودن آن ، گرچه اینگونه است. من به دلیل احساسی که برای اولین بار وقتی آن را شنیدم احساس کردم ، آن را گوش می دادم ، آن هم در فینال فصل دوم سریال Grey’s Anatomy. پس از نزدیک به 27 قسمت از اراده و تمایل آنها ، دو رهبر عاشقانه نمایش ، دکتر مردیت گری و دکتر درک شفرد ، برای یک آزمایش جنسی غیرقانونی در یک اتاق امتحان کنار هم قرار می گیرند. این یک لحظه حساب برای هر دو شخصیت است ، آغشته به هوس و اندوه ، و من باید بیش از 10 بار آن را دیده باشم.

اعتماد عاطفی من به آن آهنگ به من یادآوری می کند که زندگی من چقدر با زندگی آناتومی گری پیوند ناگسستنی داشته است. این نمایش برای اولین بار در سال 2005 پخش شد و طولانی ترین درام پزشکی تاریخ تلویزیون آمریکا است. اکنون در هفدهمین دوره خود ، زندگی کارکنان جراحی را در یک بیمارستان خیالی سیاتل دنبال می کند. این اولین سریال موفق برای غول تکرار نشدنی تلویزیونی شوندا ریمز است که به دلیل قرار دادن شخصیت هایش در برابر حوادث فاجعه بار ، آسیب ناپذیری از آسیب دیدگی ، مرگ و میر و حادثه های وحشتناک – و سیل های غیرقابل تحمل دل شکستگی مشهور است. چنین کارهای قصه ای به تبدیل آن به یک حق رای دادن به ارزش چند میلیارد دلار کمک کرده و با گذشت 16 سال از آغاز آن ، همچنان بالاترین رتبه درام را برای شبکه خانگی خود ، ABC متعلق به دیزنی دارد.

این نیز یکی از مهمترین موارد زندگی من است. دور از ذهن نخواهد بود اگر بگویم که من هر ساله بازبینی Grey’s Anatomy را شروع می کنم ، یا از همان ابتدا برنامه را مصرف می کنم یا در قسمت های مورد علاقه خود کار می کنم ، گویی که من ترکیبی از “n” را انتخاب می کنم درد و رنج هیچ برنامه تلویزیونی دیگری مرا پریشان نمی گذارد. تماشای Grey’s Anatomy اغلب برای من چنان دردناک است که ناخوشایند است. با این حال ، بارها و بارها ، من به عقب برمی گردم. چرا؟ زیرا ، علیرغم همه رنجها و انتقال تحریک متعاقب آن ، که در نتیجه تجربه می کنم ، Grey’s Anatomy همچنین در زمانهایی که بیشتر از همه به آن احتیاج داشتم ، راحتی و فضایی برای جستجوی خود در من فراهم کرده است.

***

من اولین قسمت خودم از Grey’s Anatomy را در 16 سالگی تماشا کردم. پاییز بود ، دو سال بعد از پدرم خارج شد و یک سال بعد بهترین دوست من در 15 سالگی پس از یک بیماری بی رحمانه و شدید بر اثر سرطان درگذشت. غم و اندوه به اندازه ستون فقرات وجود من احساس نبود. دردی که درون سینه ام نشسته بود و تهدیدم می کرد که من را به دو نیم می کند. وقتی آخر هفته ها بعد از شب های جمعه و شنبه که در پارک های مختلفی با بطری های سیب گردن به سر می بردم ، در حالت خماری بودم ، نمایش را روی یک مانیتور رومیزی قدیمی تماشا می کردم و با لباس خواب در صندلی اداری نشسته بودم.

دنیای بیمارستان سیاتل گریس ، زندگی پیچیده کارآموزان جراحی و موارد پزشکی غیرمعمول زندگی یا مرگ من را به خود جلب کرد ، اما این شخصیت مردیت گری بود ، با بازی الن پمپئو ، که من او را دوست داشتم. مردیت پیچیده بود ، زندگی عاشقانه اش یک فاجعه و زندگی خانوادگی اش حتی بیشتر. او در حالی که جوان بود توسط پدر رها شد ، با مادر سرد و بلند پرواز خود که آلزایمر زودرس داشت سر و کار داشت. مردی که عاشق او بود ، دکتر درک “مک دریم” چوپان ، با بازی پاتریک دمپسی ، فاش کرده بود که او ازدواج کرده است و پس از حضور ناگهانی همسر سابق خود در سیاتل ، او سعی می کند یک ضربه دیگر به ازدواج خود بدهد. تنها اتفاق خوب زندگی او دوستی با همکار خود در رشته جراحی بود ، کریستینا یانگ رقابتی ، سخت و رانده ، با بازی ساندرا اوه.

عشق واقعی ... ساندرا اوه و الن پمپئو.
عشق واقعی … ساندرا اوه و الن پمپئو. عکس: PictureLux / بایگانی هالیوود / Alamy

همانطور که او تاریک و پیچ و تاب بود ، غم و اندوه مردیت آشکار نبود. نوعی پریشانی ذهنی نبود که شما را قادر به بلند شدن از رختخواب نمی کند ، بلکه در عوض نوعی است که شما را به سمت تصمیمات فاجعه بار و موقعیت های ناخوشایند سوق می دهد ، مثلاً پیدا کردن دستتان در حال نگه داشتن بمبی منفجر نشده در حفره بدن ، همانطور که او در یک شگفت انگیز دوبخشی یا خوابیدن با دوست شما این کار را انجام می دهد تا فقط از نیمه راه گریه کند. زندگی من چندان چشمگیر نبود ، اما به همان اندازه ظریف و نزدیک به انفجار احساس می شد. غم و اندوهم مرا تکان دهنده و ناپایدار کرده بود ، و ناامیدانه از هر وسیله ای برای فرار ، خواه در مواجهه با مردان مسن ، نوشیدن مشروبات الکلی یا تسلیم عصبانیت تمام عصبانیت ، استفاده می کرد.

چیزی که من به شدت بدنبال آن بودم تصدیق چگونگی احساس غیرقابل کنترل بودن زندگی من و برخی درک این نکته بود که اقدامات من رفتارهای یک “نوجوان آشفته” نبوده بلکه فردی دردناک است. روشهایی که مردیت با آن تلفات خود را تحمل کرد ، چه شخصی باشد و چه مرگ بیمارانش ، این شرط را فراهم می آورد. زندگی او کثیف بود ، اما کثیف بودن همیشه بدون قضاوت ارائه می شد. این کمک کرد.

***

اولین ساعت تماشایی مجدد که با مادرم انجام دادم. او همیشه در طول قسمت ها به خواب می رفت ، اما این کاری بود که ما بعد از جدایی پدر و مادرم با هم انجام دادیم. دومی با دوستانم در حالی که تابستان ترک تحصیل در نیویورک بودم و سومین بار در زمان دانشگاه. یادم می آید که فینال فصل شش ، یک تیراندازی دسته جمعی به بیمارستان و تماشای یک دوست در سالن های محل اقامت من در ساعت 7 صبح فقط برای گریه غیرقابل کنترل در اتاق او بود.

من به طور مداوم در دانشگاه ناراضی بودم ، زندگی من گردابی از غم و اندوه باقیمانده ، یک رابطه ناسالم با الکل ، تنهایی ، افسردگی تشخیص داده نشده و برخوردهای جنسی آسیب زننده با مردان مستقیم بود. پس از آن بود که من شروع به فرو رفتن منظم در مجموعه جعبه DVD کردم ، و ویران کننده ترین لحظات را برای تماشای هر زمان که سلامت روان من غیرقابل کنترل بود ، انتخاب می کردم. من ممکن است ناراحت باشم ، اما حداقل من در لوله فلزی قرار نگرفتم ، که پس از سقوط هواپیما یا برخورد با یک اتوبوس برای کشته شدن ترک شدم (RIP ، جورج). طبیعت فرمول دار و قطعی تلویزیون همچنین این امیدواری را به من داد که مانند عذاب وارده بر شخصیت ها ، درد شخصی من نیز محدود خواهد بود: از طریق مرگ یا گذشت زمان ، همه چیز در نهایت پایان می یابد.

***

در فصل چهار یک قوس وجود دارد که مردیت ، پس از تعدادی از تجربیات نزدیک به مرگ قابل اجتناب ، که به یک درمانگر مراجعه می کند ، قادر به ادامه رابطه خود با درک نیست ، به دلیل مشکلات رها کردن خود و لکه دار شدن در لبه ویران کردن ، تحت تعقیب قرار گرفت. او به مردیت گفت: “شما نسبت به زندگی خود بی خیال هستید.” “شما مچ دست خود را نمی برید ، اما بی خیال هستید … و اگر مراقب نباشید ، یکی از این روزها بخاطر آن خواهید مرد.”

پیچیده است ... پاتریک دمپسی و الن پمپئو.
پیچیده است … پاتریک دمپسی و الن پمپئو. عکس: بایگانی AF / Alamy

من دوباره داشتم Grey’s Anatomy را تماشا می کردم و پس از تلاش برای کشتن خودم ، این خطوط من را تحت تأثیر قرار داد و متوجه شدم که مثل آب سرد ستون فقراتم می ریزد. من هرگز واقعاً خودم را خودکشی نمی دانستم ، گرچه براساس انگیزه های خودکشی عمل کرده ام. بیشتر این که من همیشه با ایده زنده ماندن همراه نیستم. از اوایل نوجوانی ، رفتارهای پرخطر و خطرناکی داشته ام ، که نسبت به ادامه حیات خودم دوسویه دارم. من دائماً با افکار فراموشی خودم پرواز می کنم ، نفوذ آنها هرگز کاملاً طاقت فرسا ، بلکه همیشه پایدار است. نویسنده آنا بورخس در قطعه ای برای رئوس مطالب ، این ایده انتحاری منفعلانه را با زندگی در اقیانوس مقایسه می کند. او می نویسد: “و هنگامی که در اقیانوس زندگی می کنید ، قدم به قدم زدن برای شناور ماندن ، سرانجام این احساس را پیدا خواهید کرد که روزی ، به ناچار ، جایی برای پایین رفتن ندارید.”

تماشای این قسمت از Grey’s Anatomy ، قسمتی که احتمالاً نیمی از دوازده بار آن را دیده بودم ، مرا با خودم بیدار کرد. اینکه چطور قبلاً از چنین موج یخی شناختی اجتناب کرده بودم اکنون برای من باورنکردنی به نظر می رسد. همه این سال ها بعد ، من و مردیت هنوز در تلاش هستیم تا دریابیم که چگونه زندگی را به این ترتیب طی می کنیم.

***

من همیشه رابطه دوستی را بر روابط عاشقانه اولویت داشته ام. بنابراین ، هنگامی که پس از 10 فصل ، ساندرا اوه Grey’s Anatomy را ترک کرد ، من بسیار ویران شدم. دوستی بین مردیت و کریستینا رابطه عاشقانه این سریال بود و به نظر من هنوز هم هست. من حتی در مورد پایان رابطه خودم با Grey’s Anatomy بحث کردم. بعد از نزدیک به یک دهه ، شاید وقت آن رسیده بود.

البته من این کار را ترک نکردم و در بازنگری های بعدی در مورد عزیمت کریستینا و فصول قبل از آن ، دیدم که او به عنوان جنبه جدایی ناپذیر روایت مردیت ترک شده است. این در هفت فصلی که آن را دنبال کرده اند مشخص شده است ، اما همچنین از طریق درک خودم از معنای پایان یافتن دوستی ، مشخص شده است. از دست دادن یک دوست ، چه از راه دور و چه از نظر ناهماهنگی ، نوع خاصی از زخم را بر جای می گذارد ، که تا پایان عمر شما همچنان خارش و غر زدن دارد. اما این تجربه همچنین می تواند به شما جسارت بخشد و به شما کمک کند در نتیجه خود را بهتر ببینید. در طول 20 سالگی ، من تعداد زیادی از این زخم ها را جمع کردم. بعضی از آنها هنوز من را شب بیدار نگه می دارند ، اما همه آنها یادآوری می کنند که من چه کسی شده ام.

از زمان رفتن کریستینا ، مردیت شکوفا شد و به نوعی جراح و پدر و مادری شد که فکر می کرد هرگز نمی تواند باشد. گاهی اوقات ، وقتی به دوستی هایی که از دست داده ام فکر می کنم ، احساس می کنم شاید شکوفا شده ام.

***

یک مطالعه توسط Cristel Antonia Russell و Sidney J Levy منتشر شده در Journal of Consumer Research نشان می دهد که مردم دوست دارند محتوایی را که قبلاً تماشا کرده اند مصرف کنند زیرا این امکان را برای شما فراهم می کند تا احساس کنترل ، تأیید تجربه و تنظیم عاطفی را در برابر آنچه آنها می خوانند ” ناامنی وجودی ». وقتی رابطه من با Grey’s Anatomy را در نظر می گیرم ، این خیلی منطقی است: حتی با مشت مشت احساسی که قلبش را آزار می دهد ، حتی وقتی همه چیز خیلی ناپایدار باشند احساس ثبات می کند.

همچنین این باعث می شود که به خطی بیان کنم که مفیستوفل در کتاب فاوستوس کریستوفر مارلو گفته است: “داشتن یک همراه در بدبختی برای بدبختان آرامش است.” گفتمان امروز بهداشت روان نشان می دهد که غرق شدن در چنین غم و اندوهی مغایر مراقبت از خود و به اصطلاح رفاه است. اما هرچقدر که به نظر سادیستی می رسد ، من در شخصیت های آناتومی گری و ناراحتی مداوم و چشمگیر آنها آرامش پیدا می کنم. نشستن با غم و اندوه آنها و احساس مالیخولیایی که در وجود من ایجاد می کنند ، گاهی اوقات کاتارتیک است ، حتی اگر برخی معتقدند که چنین خود-افراطی خودخواهی است.

الن پمپئو در فصل 16 سریال Grey's Anatomy.
الن پمپئو در فصل 16 سریال Grey’s Anatomy. عکس: کلسی مک نیل / ABC از طریق گتی ایماژ

اما نیازی به تهیه آن ندارند. Grey’s Anatomy با آخرین فصل خود – که قبلاً در ایالات متحده پخش شده است – مشغول مقابله با Covid است. این کار را به خوبی انجام داده است و در بعضی مواقع باعث ایجاد ناراحتی در مشاهده شده است. حتی شایعاتی مبنی بر اینکه این می تواند آخرین فصل آن باشد ، منتشر شده است ، گرچه من بدبین هستم. تا زمانی که افرادی مانند من از تحریک عاطفی نویسندگان لذت ببرند ، ادامه خواهد یافت. در هر صورت ، من تازه شروع به تماشای دوباره کرده ام – سومین قفل در انگلیس ذخایر من را از بین برد و من در تلاش هستم. من به چیزی احتیاج دارم که باعث شود احساس کنم همه چیز می تواند دوباره عادی باشد ، حتی اگر این شرایط طبیعی شامل وحشت یک بیمارستان خیالی در سیاتل باشد. همانطور که مادر مردیت می گوید: “چرخ فلک هرگز چرخش را متوقف نمی کند.”

فصل 17 سریال Grey’s Anatomy از تاریخ 17 آوریل در Sky Witness در انگلیس آغاز می شود. 15 فصل اول در Disney + موجود است

در انگلیس و ایرلند با سامری ها می توان از طریق شماره 116 123 یا از طریق ایمیل [email protected] یا [email protected] تماس گرفت. برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت samaritans.org مراجعه کنید. در ایالات متحده ، Lifeline National Suicide Prevention Lifeline در 800-273-8255 است یا برای پشتیبانی گپ می زند. همچنین می توانید برای ارتباط با یک مشاور خط متن متن ، HOME را به شماره 741741 پیامک کنید. در استرالیا ، خدمات پشتیبانی بحران Lifeline 13 11 14 است. سایر خطوط کمک بین المللی را می توان در befrienders.org یافت

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *