First Person Singular توسط مرور هاروکی موراکامی – مراقبه هایی درباره پیری و حافظه | هاروکی موراکامی

Eداستان های هشت گانه در اول شخص روایت می شوند ، و هر راوی مردی در اواخر میانسالی دارد که از علاقه مندی هایی مانند جاز و بیس بال با نویسنده خود برخوردار است. فقط به یک راوی نام داده می شود: “هاروکی موراکامی”. موراکامی ، با توجه به گفته خودش ، کمتر از تعامل شخصیت هایش با دنیایی که در آن تصور می کند ، به ایجاد شخصیت های پیچیده علاقه مند است. حتی در این صورت ، زنان موجود در این کتاب بسیار پیچیده تر ، کمتر فردی نسبت به مردان هستند ، و اساساً بهانه ای برای شخصیت های مرد در مورد خودشان است ، یا نمی توانند در مورد آنها اطلاعاتی کسب کنند.

بازیگر بودن با هویت راوی ممکن است ثواب بیشتری داشته باشد ، مگر اینکه در نوشتارهای کم حجم و کم قدرت باشد. سبک مکالمه می تواند شل و واضح باشد ، و دارای تفکراتی در مورد س questionsالات فلسفی در مورد پیری ، هویت ، حافظه و شناخت خود است. در “مجموعه شعر پرستوهای یاکلت” سخت است که بخوانیم “این درست است که زندگی شکست های بسیار بیشتری از پیروزی ها برای ما به ارمغان می آورد” به عنوان یک امر ساده و ساده. وقتی وضعیت پیرمرد تکرار می شود ، به جوانی نگاه می کند ، از پیری تعجب می کند و بسیار کم یاد گرفته است (یک مشاهده حاد به اندازه کافی) ، خواننده نیز بسیار کم می آموزد و ممکن است نتیجه گیری کند که کمی قابل توجه ، که یکی از آنها وسوسه نمی شود بیش از یک بار بخواند.

در نیمه دوم “با بیتلز” ، راوی با صدای بلند برای برادر دوست دخترش از آخرین قسمت از داستان کوتاه نهایی ، Ryūnosuke Akutagawa ، “چرخان چرخان” می خواند. پس از این ، به نظر می رسد در یک اقدام عجیب و غریب ادبی ، روایت موراکامی عمق و قدرتی را که قبلاً وجود نداشت جمع می کند. زبان قبل از بازگشت به خاطره “یک دختر دوست داشتنی … لبه دامنش که بال می زند” ، که راوی یک بار در دبیرستان با یک آلبوم بیتلز ملاقات کرد ، بسیار حاد و زنده می شود.

در هر داستان نکته ای وجود دارد که راوی جذابیت زن یا دختری را با یک فوریت ناخوشایند و احساس حق بررسی نشده بررسی و قضاوت می کند. چنین نگاهی هرگز متوجه راوی نمی شود و فقط به ندرت و از لحاظ طنز به مردان نگاه می کند.

“کارناوال” در این حالت به صورت سطحی بازتاب می یابد ، و با چندین صفحه از تمیزکاری آسان در مورد زشتی و زیبایی در زنان شروع می شود: او “زشت ترین زنی بود که من تاکنون ملاقات کرده ام” ، اما شاید همین امر باعث شده است که او “منحصر به فرد” باشد. زنان زیبا توسط “نقص” خود “دائماً عذاب می شوند”. راوی در ادامه اظهار تعجب می کند که یک زن “زشت” می تواند همراهی دلپذیر ، جالب و خوبی داشته باشد.

آخرین داستان پرتنش ترین و ناراحت کننده ترین داستان است. راوی با زنی در یک میخانه روبرو می شود که اتفاقاً با او یک دوست مشترک زن مشترک است. او او را به یک تخلف جدی ، اما بدون نام ، علیه این دوست متهم می کند. او ذلیل است و نمی تواند زن یا اقدامات خود را به یاد بیاورد. او ترک می کند. دنیای خارج تبدیل شده است خصمانه ، به شدت سرد ، نیمه خاکستر ، که در آن مارهای لز و انسانهای بی چهره زندگی می کنند. در سطر پایانی کتاب ، راوی سخنان خود را به یاد می آورد که با انتقاد از او و شاید راویان قبلی ، تکرار می کرد: “شما باید از خود خجالت بکشید.” در مجموعه ای که تحت تأثیر دیدگاه مردانه قرار دارد ، ممکن است این لحن چشمگیر و موهن به عنوان کلید کتاب خوانده شود.

کتاب «تاریک تر با چراغ روشن» ساخته دیوید هیدن توسط انتشارات جزیره کوچک منتشر شده است. اولین شخص مجرد توسط هاروکی موراکامی ، ترجمه فیلیپ گابریل ، توسط هارویل سکر (16.99 پوند) منتشر شده است. برای سفارش کپی به Guardianbookshop.com مراجعه کنید. ممکن است هزینه های تحویل اعمال شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *