یک سفر سرگرم کننده به انتهای جهان – هدر فیلیپسون: بررسی شماره 1 پارگی | هنر

آصدای گریه های نیمه ، وزش باد ، تماس های دور گله قوها و غرغره بوفالو در چاله آب ، طول گالری های دووین در تیت انگلیس را پر می کند. هدر فیلیپسون در کمیسیون تأخیر 2021 دووین ، که همزمان با بقیه گالری ها ، روز دوشنبه افتتاح شد ، دوباره در آن حضور دارد. یک سرگرمی جالب تا انتهای جهان ، پارگی شماره 1: دمیدن هلو گزیده (عناوین فیلیپسون همیشه کمی کشیده است) در دنیای زباله ، خودمان ، به دلیل همه گیر شدن ، زیست محیطی نابودی و طبیعت را در بر می گیرد ، مشمول. زیبایی او پس از صنعت ، پس از فاجعه ، پس از همه چیز است. بخشی از فیلم Mad Max ، بخشی از بازی ویدیویی ، بخشی از صحنه های برجسته Cormac McCarthy’s The Road ، که در Technicolor درخشان انجام شده است. پر از هشدار و سرگرمی برای همه خانواده ، این نصب سه بخشی ، بزرگترین کار او در انگلیس تا به امروز ، پیچیده ترین کمیسیون Duveen است که من دیده ام. نمی توانید به شما کمک کند تا شما را بمکد.

برای شروع ، چشم ها شما را می گیرند. آنها می دانند که شما اینجا هستید. یک زبان صورتی مردمک مارمولک بیگانه را لیس می زند. چشم ببر و چشم گرگ ، چشم گورخر ، چشمان آفتاب پرست چرخان و چشمهای میمون درخشان ، لرزیدن و چشمک زدن و چرخش روی صفحاتی از صفحات صاف که به این طرف و آن طرف خم می شوند ، در تپه ای از شن و ماسه که از وسط می گذرد گود می شود گالری ، هر صفحه مانند یک سنگ قبر کج است. این نوعی کشتی نوح است به اندازه یک گورستان شهر گلچ. حتی قیف هایی وجود دارد که صدای دنیای سیل را پخش می کند. این شناور خیالی که در کف گالری ساحل شده است ، با تابش قرمز نور محیط غوطه ور است.

این رنگ مجلل و به همان اندازه عجیب و غریب مصنوعی حیوانات وحشی است – که از فیلم های طبیعت گرفته می شود – که با پیشرفت ما ، به طور غیرقابل تحمل توسط لاشه های صنعتی که دوباره استفاده می شود جایگزین می شود. اینجا و آنجا ، گیاهان گلدانی گالری ها را تزئین می کنند ، با نوعی بیش از حد ویکتوریایی سر تکان می دهند ، ساقه های آنها به قیف های مکانیکی منقرض سوراخ می شود. سر این گلها چترهایی از نوع papier-mache و بازشونده هستند ، مخازن سوخت هواپیما مانند هواپیماهای هدف سقف هستند. بعداً ، سایر پرتابه ها کمتر از ریخته شده کاشته می شوند ، مانند ته سیگار در سطل های شن.

دستیار گالری در پارگی شماره 1.
لحظه ای آرامش … دستیار گالری در پارگی شماره 1. عکس: Kirsty O’Connor / PA

یک موجود عظیم الجثه بین ستونها به سمت وسط دووین ایستاده است. این می تواند یک قوچ باشد ، می تواند یک خرس عروسکی باشد (تشخیص آن دشوار است ، تا اینجا بالای سر ما قرار دارد) ، پاهای عظیم آن قوسی را برای عبور از بین خود تشکیل می دهد. بدنه کاغذ خمیری یک تکه از عناوین و صفحات تبلوئیدی همه گیر است: “شروع به کار با لگن!” ، “شما نتفلیکس را تمام کردید ، بیخیال شو!” ، “بیمارانی که به مزرعه هدایت می شوند” ، آنها کدر می شوند ، به روش تابلوی فریادی آنها.

ناگهان ، یک لحظه آرامش. آن سوی قوچ ، در روتوندا و ایستاده در تاریکی بنفش ، حوضچه ای وجود دارد ، سوراخ آبی برای گروهی از موجودات سایه که یادآور Celebes مکس ارنست ، نقاشی سورئالیستی او در سال 1921 است.

اجسام عظیم این چهار موجود شاخی که سر خود را پایین می آورند و در استخر دایره ای مشروب می نوازند ، کمانهای چرخ دار استوانه ای است که برای حمل و نقل دیزل طراحی شده است ، سطوح فلزی زخم شده آنها حاوی هشدارهایی درباره محتوای قابل اشتعال خطرناک آنها است و بر روی پاهای ساخته شده بلند می شوند لاستیک های قدیمی نوعی چیز سیاه و سفید مخفی آنها را سرازیر می کند. موجودات با ظرافت از استخر سیاه جرعه جرعه جرعه می کشند ، من مطمئن هستم که من یک تصویر پیش بینی شده از موجودات دیگر را برای یک ثانیه غرق کردم ، اما من می توانم اشتباه کنم. وان های قدیمی بالای سر خود آویزان هستند. آیا آنها پرنده هستند؟ پروژه Duveen فیلیپسون بسیار پر از جزئیات است ، با ایده های مجسمه سازی و مجسمه سازی و جزئیات بریکولاژ که من در حمل همه چیز با مشکل روبرو هستم.

پارگی شماره 1.
“این احساس را دارید که هر مکان هر لحظه می تواند بالا برود” … پارگی شماره 1. عکس: دیوید ام بنت / گتی ایماژ

سپس ما دوباره هستیم. تابش نور رنگی و صدای صوتی کاکوفون فیلیپسون از فضا به فضا نشت می کند. ناگهان چشمان قوچ آبی سرد می درخشد. حشرات عجیب و غریب (که از نوع چوب خراش اتومبیل ، دریچه های سقف و فولاد استفاده شده دیگر) به همراه بلندگوهای صوتی و لامپ های درخشان عجیب و غریب در هوا معلق هستند. ابرهای نقاشی شده ای روی دیوارهای معلق وجود دارد که دیوارهای Duveen را پوشانده است و در فضای نهایی آسمان های پیش بینی شده ای وجود دارد که با دیوار و نور هوا و زمین مسابقه دارد. قوهای دیجیتالی از ابرهای سر به فلک کشیده مهاجرت می کنند ، شاید دیگر هرگز باز نگردند. کف گالری در اینجا نوعی دشت بی ثمر است که با پتوهای فضای نقره مچاله شده و یک جفت توربین بادی چرخان (تیغه های آنها با لنگر جایگزین شده) است. در انتها یک سیلوی متروک و بدبخت ایستاده است ، یک سوله موجدار که در آن توده هایی از فلز باد زده بی نظیر در برابر استوانه های آویزان پروپان ، مانند برخی از صدای زنگ باد متروکه ، صدا می کند. این احساس را دارید که هر لحظه می تواند کل مکان بالا برود. فراتر از اینها ، روی دیوار عقب دووین ، یک صفحه عمودی برجسته طلوع خورشید بر روی آب را به تصویر می کشد. خورشید افق را شکسته و صعود می کند ، تا روح را رها کند تا دوباره در دریا فرو رود. یک دقیقه صبر کن. این اصلاً خورشید ، ماه و زمین نیست ، بلکه یک هلو غول پیکر است ، میوه ای لرزان در آسمان تابیده.

آیا این جهان است یا هنری است که بیش از حد گرم شود ، بیش از حد رسیده ، پر از مخروبه صنعتی و موجودات ترسناک باشد؟ این اثر جدید مانند اثر The Phillipson’s The End ، خامه شلاق زده شده او روی چهارمین پیچ چهارم ، نشانه نگرانی های آشنایی در مورد مرگ جهان است و این کار را با همان ابتکار و شوخی به اندازه غم و وحشت انجام می دهد. فیلیپسون فاجعه را سرگرم کننده می کند ، اما میوه ای تلخ است. هلو ، نه؟

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *