یک حزب کارگر “میهنی” از فعالیت طرفداران جوان خود استقبال می کند | جیمز استافورد

تیبحث های بی پایان حزب کارگر در مورد “میهن پرستی” برای آنها کیفیت روز Groundhog را دارد. از بلر گرفته تا براون ، میلیبند ، کوربین و اکنون استارمر ، به سختی می توان زمانی را به یاد آورد که حزب در مورد رابطه ظاهراً ضد و نقیض خود با س ofالات مربوط به هویت انگلیس – که اخیراً انگلیسی است – از خود بازجویی نمی کند.

این گفتمان از دوره سوم بلر به سختی تغییر کرده است و اغلب بدترین و خودکشی کننده ترین ویژگیهای یک حزب در حال انحطاط را به نمایش گذاشته است: نگاه به درون ، منحصراً معطوف به حزب کارگر و شکستهای ادعایی آن ، و عمدتاً از زمینه سیاسی که در آن غفلت می شود. حزب فعالیت می کند. از دید عموم مردم ، بحثهای بی پایان کارگر در مورد وطن دوستی ، فاقد اعتماد به نفس و اعتماد به نفس مهلک را نشان می دهد ، در تضاد شدید با حق لرزش و نسیم محافظه کاران.

اتهاماتی که حزب کارگر فاقد احساس “میهن پرستی” است تقریباً به قدمت خود حزب است. بسیاری از مفسران تاریخ تجدیدنظرطلبی را بیان کردند ، که لابور از نظر همه “وطن پرست” غیرقابل جبران است و تا زمانی که جرمی کوربین ظاهر نشود ، یک اختراع خنده آور است. در دهه های 1930 و 1980 ، دولت های محافظه کار موفق شدند طبقه کارگر سازمان یافته صنعتی – تورمی ، ناخوشایند و بالقوه فتنه انگیز – را به عنوان ایستادگی در برابر یک ملت “واقعی” انگلیس که دارای “فضایل شدید” اقتصادی و بورژوایی است ، به تصویر بکشند. اکنون این دبیرخانه شهری و حتی بسیاری از متخصصان حقوق بگیر و تحصیل کرده دانشگاه هستند که ناگهان دریافته اند که منافع و ارزش های آنها در تعریف محافظه کاران از سیاست ملی لحاظ نشده است.

از آنجا که کارگران اقتصاد گیگ ، اجاره دهندگان و متخصصان شهری با ایده بسیاری از مردم درباره یک حامی کارگر سنتی مطابقت ندارند – و از آنجا که برخی از افرادی که ظاهراً شبیه به نسخه های اخیر هستند ، وفاداری خود را به Tories تغییر داده اند – تشخیص آن دشوار است شباهت ساختاری بین این افراد و حوزه های انتخابیه اصلی کار در دوره های قبلی شکست انتخاباتی. هنوز شباهت ها وجود دارد. اقتصاد تحت حزب محافظه کار طی دهه های 1930 و 1980 به طرز مشهوری در برابر کارگران در حال کاهش صنایع سنگین در اسکاتلند ، ولز و شمال انگلیس قرار گرفت. در زمان خود ما ، ترکیبی از دستمزد راکد و سرسام آور افزایش قیمت دارایی ، کارگران جوان و اجاره نشینان را در همه جا ، به ویژه در شهرهای رأی دهنده کارگران انگلیس ، به ضرر می اندازد.

رفتار با “میهن پرستی” به عنوان یک مجموعه ثابت از ارزشهایی که یک حزب کارگر شهری با بی احتیاطی آن را کنار گذاشته است ، چالش پیش روی کارگر را درک نمی کند. این حزب با وطن پرستی رابطه پویایی دارد ، كه بواسطه رقابت لفاظی با مخالفانش بر سر تصورات بی پایان ممكن از ملت و تغییر اوضاع مادی مردم شکل می گیرد. داستان زمان ما رها کردن حزب از طبقه کارگر انگلیسی نیست که مدتهاست فرایند انحطاط زوال را طی می کند. بلکه چگونگی ریاست حق بر اقتصادی است که به صاحبان دارایی ها با هزینه بقیه پاداش می دهد ، در حالی که لیبرالیسم و ​​سوسیال دموکراسی را از فرهنگ سیاسی انگلیس پاکسازی می کند.

نتیجه این یک نوع ناسیونالیسم سطحی و غیر انسان دوستانه است که فاقد هرگونه توجه واقعی به تاریخ یا م institutionsسسات انگلیس است و چیزی بیش از احترام کورکورانه به امتیاز ، ظلم به بیگانگان و تحقیر نسبت به همشهریان ما است. از نظر رأی دهندگان ، جذابیت اصلی این ناسیونالیسم جدید توری این است که باعث می شود رای دادن به حزب حاکم سنتی انگلیس اقدامی شورانگیز علیه “ارتدوکسی بیدار” باشد که توسط افراد زیر 40 سال در شهرهای بزرگ زندگی می کنند. در گروه های متمرکز که در صندلی های “دیوار قرمز” انجام می شوند ، شما اغلب این اتهام را می شنوید که حزب کارگر “برای دانشجویان” است. رهبران حزب کارگر به درستی این را به عنوان دعوت خوانده اند تا بدانند چه کاری باید انجام دهد تا رأی دهندگان سابق را متقاعد کند که حزب هنوز آنها را نمایندگی می کند. اما این شدت تحقیر برای دانشجویان است ، نه اعتقاد به اینکه کارگر است برای این دانشجویان ، این جدید و نگران کننده در اینجا است.

در شرایط فعلی ، کارگران به سختی می توانند کسی را متقاعد کنند که “برای” نیست جوانان و کسانی که “بیدار” شده اند – حداقل در درجه ای بالاتر از محافظه کاران ، همان چیزی است که از نظر انتخاباتی مهم است. بنابراین حماقت خواهد بود که به این نوع کینه های جنبیده اجازه داده شود پارامترهایی را برای چگونگی تلاش لابور برای بیان داستان خود در مورد انگلیس تعیین کند. مگر اینکه حزب بتواند به طور قانع کننده ای بیان کند که چرا جوانان ایده آلیست در آینده ملت نقشی دارند (چیزی که در یک فرهنگ سیاسی کاربردی تر ، فروش آنچنانی سخت نخواهد بود) ، پس از آن به طور دائمی در صندوق دفاع قرار می گیرد در دهه گذشته اشغال کرده است. تنها راه آزادی ، این است که حزب کارگر و مردمی که نماینده آنها هستند (هر کس که باشند) ایده خود را درباره آینده کشور ایجاد کنند و با اطمینان دیگران را به عضویت آنها دعوت کنند.

یک نقطه شروع خوب این است که کمی به جایگاه خوب کارگر در بین جوانان افتخار کنیم. در بسیاری دیگر از کشورهای اروپایی ، احزاب تاسیس شده از چپ میانه تقریباً برای جذب اکثریت تند بین افراد زیر 35 سال در حمایت از برنامه های خود ، هر کاری انجام می دهند. این چیزی نیست که آن را مسلم بداند. و همچنین تعجب آور نیست که در جامعه سالخورده ای که جوانان مجبور به جستجوی کار در تعداد کمی از شهرهای بزرگ شوند ، آرای این گروهها کمتر از گذشته است. اما حزب کارگر نباید انتخاب با جمع صفر بین حفظ ائتلافی که دارد و رشد ائتلاف مورد نیاز را بپذیرد. رهبران حزب نیازی به ستایش یا محکوم کردن هر اقدامی از سوی جنبش های اجتماعی پیشبرد عدالت نژادی و اقلیمی ندارند. همچنین این جنبش ها نباید با توجه به آنچه رهبر مخالف در مورد آنها انجام می دهد یا نمی گوید ، م storeثر واقع شوند.

آنچه سیاستمداران کارگر می توان اما ، با شدت این ایده را رد می کند که چیزی ذاتاً غیر وطنی در مورد چالش و مخالفت وجود دارد. و با افتخار جنبش های مردمی را در گذشته و حال ببافید ، و سخنی سخاوتمندانه تر و شکننده تر از معنای زندگی در انگلیس در قرن 21 بدست آورید. برخلاف سیاستمداران و روزنامه نگاران بدبینی که بخاطر پوزخند زدن به جنبشهایی مانند Black Lives Matter و اعتصاب کنندگان آب و هوا ، بیش از حد به خود می افتند ، این جنبش ها در واقع معتقدند (حداقل در برخی از سطوح) انگلیس قادر به رسیدگی به جنایات گذشته ملت و بی عدالتی های کنونی است. این وطن دوستی با توجه به صفحات نظرات یا گروه های متمرکز نیست. اما این ایمان نسبت به سخنان تقویت کننده جانسون و همزادانش هر زمان که دوربین ها دور می زنند ، به ظرفیت های واقعی اخلاقی و معنوی شهروندان انگلیس ایمان بیشتری نشان می دهد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *