یادداشت هایی درباره غم و اندوه توسط Chimamanda Ngozi Adichie Review – تعجب مخرب | زندگینامه و خاطرات

ایn 10 ژوئن 2020 ، نویسنده Chimamanda Ngozi Adichie “بدترین روز زندگی من را تجربه کرد. چیزی به عنوان بدترین روز زندگی وجود دارد ، و لطفا ، عزیز جهان ، من نمی خواهم هر چیزی آن را بالا ببرد. ” پدر محبوبش به طور ناگهانی در سن 88 سالگی درگذشت. او فقط یک روز قبل با او در تماس زوم از خانه اش در مریلند با پدر و مادرش در ابا ، جنوب شرقی نیجریه با او صحبت کرده بود. هر یکشنبه ، خانواده – یک برادر در انگلستان ، دو خواهر و برادر در لاگوس و سه نفر در ایالات متحده – مانند بسیاری از مردم جهان ، درگیر یک روال جدید ارتباط از راه دور شدند: “مراسم پر سر و صدا قفل ما”. او در این کتاب آخرین لحظات خود را در کنار پدرش به یاد می آورد. “در 8 ژوئن اوکی [Adichie’s brother in Lagos] به دیدن ابا رفت و گفت او خسته به نظر می رسد. در 9 ژوئن ، چتمان را مختصر نگه داشتم ، تا او بتواند استراحت کند. Ka chi fo، او گفت. شب بخیر. آخرین سخنان او به من. ” وقتی برادر دیگری به نام چاكس برای اطلاع از خبر افتضاح به او تلفن می زند ، به یاد می آورد: “من لغو شدم.”

یادداشت هایی در مورد غم و اندوه، طی هفته ها و ماه های پس از مرگ نوشته شده است (اولین بار به عنوان مقاله ای در نیویورکر ظاهر شد) احساسی و سخت گیرانه است ، کاری با وقار و گره گشایی است. ذخیره و در عین حال از نظر معنوی مغذی ، این کتاب به عنوان بازتاب آشفتگی آدیچی در ضرر است. این یک ادای احترام کاملاً عالی به پدرش ، جیمز نوای آدیچی ، که اولین استاد آمار نیجریه بود ، نوشته شده است: خودآزمایی ، احساس آرامش و شوخ طبعی او از همه می درخشد. آدیچی که عاشق پازل های سودوکو بود ، با احترام “دادای اصلی” نامید.

او خاطرنشان می کند: غم و اندوه از نظر جسمی خود را نشان می دهد: حمله به بدن و حواس. به نظر می رسد جو تغییر کرده است. “آیا این معنی شوک است که هوا به چسب تبدیل شود؟” هر کسی که تجربه مشابهی را تجربه کرده باشد ، درد خاص کودک بزرگسال را که در سوگ والدین عزیمت می کند ، درک می کند – عدم تحرک ، عصبانیت از سخنان خیرخواهانه اما بی معنی در مورد یک زندگی طولانی که خوب زندگی می کند. روزنه شکاف در قلب خانواده ، که “شکل” آنها “برای همیشه تغییر کرده است”. حتی در حالی که اعضای خانواده با هم گریه می کنند و غمگین می شوند – بار دیگر به دلیل بزرگنمایی ، اما اکنون در تصویری از پدر تازه فوت شده آنها که در بیمارستان با آرامش دراز کشیده است – آدیچی تشخیص می دهد که به عنوان افراد “ما متفاوت متفاوت عزاداری می کنیم”.

این فقدان توسط بیماری همه گیر کاملاً تأکید شده است. “قرار نبود چنین اتفاقی بیفتد ، نه مانند یک غافلگیری سوicious.” با قفل شدن دنیا و فرودگاه های نیجریه تا ماه اوت و سپس سپتامبر ، مراسم تشییع جنازه مدام به تعویق می افتد. مادر آدیچی نمادی بی روح و رواقی است “” قبلاً روی مبل با بی نظمی بیوه مستقر شده است “. بعداً ، با وجود اعتراض فرزندانش ، بر سنت عزاداری ایگبو که می خواهد سرش را بتراشد ، اصرار ورزد: من این کار را برای بابا می کنم. ” آدیچی با “راه Igbo ، راه آفریقایی” از غم و اندوه اجرایی ، و با موقعیت خود را به عنوان یک فرد عمومی رنج می برد شخصی سوگوار. او برای برادرش ناراحت است ، که هر هفته مجبور می شود در وکالت در بیمارستان جایی که او “دوباره شاهد این تغییر بنیاد بسیار ناخواسته است” باشد. او از این واقعیت که پدرش تحت فشار یک درگیری زمین بود که ماههای آخر او را تاریک کرد ، عصبانی است. وی که خود خانواده نامیده می شود ، نگران تأخیر در مراسم خاکسپاری است: “محرومیت از مراسم تشییع جنازه مناسب برای اکثر افراد ایگبو ، حداقل آنهایی که از نسل پدر من هستند ، تقریباً ترس وجودی است.”

با این وجود اکثراً “هرگز دیگر” است که آدیچی را به خود مشغول می کند. غم و اندوه خاص است اما جهانی است ، هرچند که هک شود. در شعر مرگ والدین تونی هریسون ، “Long Distance II” ، غم و اندوه به “شماره قطع شده ای که هنوز هم می گویم” تبدیل می شود. به طور مشابه برای آدیچی ، “تا آخر عمر ، با دستهای کشیده برای چیزهایی که دیگر وجود ندارند زندگی خواهم کرد.”

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *