یادبود انگلیس برای همه گیری کوید چگونه باید باشد؟ | ادی بلیک

مemorials هدف آن است که آخرین کلمه فصیح در مورد یک رویداد باشد. یک ویژگی اصلی این است که آنها در برابر تغییر مقاومت می کنند: آنها سعی می کنند حس پایدار آنچه دقیقاً اتفاق افتاده را برای ما درست کنند. آنها می توانند چیزهای زیادی باشند: ستون ها ، مقبره ها ، پلاک ها ، سنافتاها ، تالارهای روستا ، حتی مسکن. اما آنها برای چه کسانی هستند؟ افرادی که متحمل رنج شده اند ، خانواده های آنها ، جامعه عمومی یا نسل های آینده؟

در برهه ای از زمان ، به ناچار ، یک یادبود رسمی و ملی از بیماری همه گیر در انگلیس (و همچنین بسیاری دیگر ، مطمئناً ، در سطح محلی و بین المللی) برگزار خواهد شد. پس باید چه شکلی باشد؟ باید با چقدر ناخوشایند سال گذشته مقابله کند – مرگ ، اندوه ، ترس ، اما همچنین شکاف سیاسی و اجتماعی متعاقب آن. شاید از طریق همه این موارد ، یادبود یادبود بتواند نقش درمانی داشته باشد.

یادبودها به طور طبیعی برخی از پیچیدگی های گذشته را برطرف می کنند ، و جای آن را با چیزی نرمتر و مناسب تر برای مخاطبان گسترده جای می دهند: مقبره جنگجوی ناشناخته یک ضرر خاص را برطرف نمی کند ، بنابراین می تواند از همه ضرر صحبت کند. به دلیل این جاه طلبی جهانی ، یادبودهای عمومی حیاتی از لحن مناسب برخوردار می شوند – صادقانه و با تفسیر گسترده ، تمایل به جلوگیری از اصطکاک دارند. در نتیجه ، یادبودها می توانند احساس کنند گویی با شما مستقیم صحبت نمی کنند یا خیلی مبهم به نظر می رسند. اما در زمانه ای که روایت ها به طرز وحشیانه ای مورد مناقشه قرار می گیرند ، بعید به نظر می رسد که یک یادبود همه گیر ، هرچقدر هم معمار ماهر باشد ، از بحث و جدال جلوگیری خواهد کرد.

پیش از این چندین تلاش برای یادبود زندگی های از دست رفته در سراسر جهان در طی همه گیری از قلب و غیررسمی گرفته تا عظیم الجثه انجام شده است.

اخیراً ، کلیسای جامع سنت پل در لندن اعلام کرده است که برای ایجاد یادبودی از کتاب یادبود آنلاین خود در حال جمع آوری کمک است. اگرچه این عبارات اولیه نشان می دهد که نیازی به یادآوری است ، اما هیچ یک به طور کامل مقیاس چنین واقعه ای را تعریف نکرده اند.

سر ادوین لوتینز ، در طراحی سنوتاف برای به یاد آوردن افراد از دست رفته در جنگ جهانی اول ، به مشکل یادآوری از طریق انتزاع پرداخت. شکل آرام و بی صدا فراتر از کنایه یا تفسیر تحت اللفظی قرار گرفت. با این حال اسقفان کلیسای انگلیس به دلیل بیش از حد بوم پرستی و سکولار بودن ، تلاش لوتینز را مورد انتقاد قرار دادند.

پس از جنگ جهانی اول ، دولت انگلیس بناهای یادبودی را به نشانه درگیری در انگلیس و امپراتوری بنا کرد. آنها همچنین بسیاری از سالن های یادبود و در برخی موارد مسکن اجتماعی را به عنوان ادای احترام بلندتر به افتادگان ساختند. این ایده پس از جنگ بوئر شکل گرفت ، اما در سال 1919 به کل “دهکده های یادبود” گسترش یافت ، که شامل بناهای یادبود سنتی برای مردگان ، اما همچنین مسکن و تأمین شغل بود. نمونه خوبی از این مورد را می توان در Westfield War Memorial Village ، لنکستر یافت. روزمرگی روزمره آن به نوعی آن را هر چه بیشتر تندتر می کند.

سایت برای نحوه کار یادبودها بسیار مهم است. از لندن بروید ، جایی که نوعی منطقه بنای تاریخی پر از مراسم بزرگداشت داریم و از میدان ترافالگار ، پایین وایتهال ، میدان پارلمان و تا هاید پارک کشیده شده است. این یادمان ها در کنار مکان های قدرت نشسته و آنها را به عنوان ثبت رسمی وقایع نشان می دهد.

در طراحی یادمان های عمومی ، آونگ بین انتزاع و شکل قرار گرفته است. همیشه بین نیاز به ارائه چیزهای ملموس و نیاز به ادامه کار ، برقراری ارتباط با ایده بزرگتر تنش وجود دارد. بعضی اوقات یادبودها از شدت لفظی رنج می برند: به عنوان مثال ، در بنای یادبود 7 جولای در هاید پارک ، 52 ستون برای 52 قربانی بمب گذاری سال 2005 لندن ایستاده است. تقریباً خیلی مستقیم احساس می شود.

چشمگیرتر بودن حضور مهمانی که اخیراً در یادبود Cherry Groce در Brixton ، جنوب لندن رونمایی شده است ، یک نکته سیاسی را بیان می کند. گروس یک زن سیاه پوست بود که در سال 1985 توسط پلیس متروپولیتن در خانه خود مورد اصابت گلوله قرار گرفت. این حادثه او را فلج کرد و در نهایت در سال 2011 او را به قتل رساند. این یادبود ، طراحی شده توسط دیوید آجای ، شامل یک مثلث جامد سنگین است که توسط یک واحد پشتیبانی می شود. ستون بالای یک تخت نشیمن – همه در سنگ ریخته نشده قابل تغییر است. بر خلأ موجود در زیر سازه تأکید شده است ، اما سپس صندلی ها نیز مردم را به تعامل بدنی دعوت می کند. وزن قابل مشاهده ، در عین داشتن سرپناه ، چیزی انتزاعی در مورد قدرت را بیان می کند. با گل کاشت ، کنایه از پتانسیل رشد دارد. معماری Adjaye با استفاده از انتزاع ، ماهیت غیرقابل انکار تلفات را به تصویر می کشد.

همه گیری یک رویداد منحصر به فرد ، از نظر تاریخی مهم است و باید به همین ترتیب از آن بزرگداشت شود. در نهایت یک یادبود برای همه گیری ها باید برای همه باشد: مردگان ، بازماندگان و نسل های آینده. مرگ دسته جمعی چیز جدیدی نیست ، اما سال مشترک فاصله و خلوت ما شاید همین مسئله باشد که این تجربه را متمایز می کند. انزوای گسترده ، وجود میانجیگری صفحه و درک روشنی که این بیماری بر همه ما تأثیر می گذارد: چگونه یک یادبود می تواند این مسئله را تصرف کند؟

معماری می تواند شامل موارد غیر قابل بیان باشد. کار واقعاً یادآوری را می توان از طریق سنگ لال برقرار کرد. رقت انگیز ، حتی رقت انگیز است که گاهی اوقات بهترین کاری که می توانیم به عنوان یک گونه در مواجهه با فراموشی انجام دهیم ، جمع کردن سنگ ها و نوشتن نام روی آنها است. اما این یک روش ارزشمند برای بزرگداشت نه تنها کشته شدگان ، بلکه همچنین ترومای کسانی است که زنده مانده اند و تجربه عموم مردم است.

شاید با گرفتن عبرت از 100 سال پیش ، بتوانیم جهشی بزرگتر در نظر بگیریم و برخی از اخلاق روستاهای یادبود را مرور کنیم. ساختن مسکن اجتماعی بیشتر به عنوان یک عمل یادآوری راهی برای ایجاد معنی این سنگهای انباشته شده است. این امر همچنین می تواند تجربه فوق العاده داخلی همه گیری را به ما یادآوری کند. و با توجه به اهمیت پارک ها و فضای باز در این مدت ، چرا سرمایه عمومی بیشتری در آنها سرمایه گذاری نکنید؟ ما می توانیم پاسخی زنده به غیرقابل درک بودن مرگ داشته باشیم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *