گل طلایی: استیو کلاریج برای لستر علیه منچستر یونایتد (1996) | لستر سیتی

تیدر اینجا هیچ چالش پپسی در فوتبال وجود ندارد ، و نه تنها به این دلیل که کوکاکولا در بیشتر مشاغل رسمی نوشیدنی های غیر الکلی همکاری کرده است. وقتی تنها حس مفید بینایی است نمی توانید تست کور کنید. هر آنچه را که تماشا می کنیم – گل ها ، پاس های گل ، شوالیه ها ، تکل های بد – از طریق دانش و درک ما از افراد درگیر ارزیابی می شود. او آن نوع بازیکن نیست ، نه؟

در بعضی مواقع ، این چیز خوبی است. وقتی Gheorghe Hagi از روی خط لمسی نمره به دست می آورد ، احتمالاً ما عمداً این موضوع را درک خواهیم کرد [insert name of old-school right-back here] همین کار را می کند اما از نظر دیگران این تعصبی را به دنبال دارد که هم ناعادلانه است و ، بیایید صادقانه بگویم ، کمی رقت انگیز است.

نمایشگاه A: همکاری بی موقع استیو کلاریج و امیل هسکی برابر منچستر یونایتد در جام کوکاکولا در سال 1996. این یک هدف خارق العاده است – زیبا ، باکلاس و کاملاً ویرانگر. اگر توسط لیورپول یا منچسترسیتی مدرن به ثمر می رسید ، برای همیشه پخش می شد. همانطور که هست ، هدف حتی ویدیوی YouTube خاص خود را ندارد. شما باید جستجو کنید تا آن را در مجموعه ای از بهترین گلهای کلاریج برای لستر پیدا کنید یا به مرور فصل 1996-97 خود بپردازید.

این فقط یک هدف بزرگ فراموش شده نیست. این یک هدف است که در وهله اول به درستی ارزیابی نشده است.

مثبت اندیشی بی امان

کلاریج در طلسم کوتاه خود در لستر ، دو گل به ثمر رساند که اهمیت آنها باعث ماندگاری بیشتر آنها شد. او در دقیقه 120 بازی فینال پلی آف 1996 در ومبلی ایستاد و سپس یک سال بعد در فینال جام کوکاکولا مقابل میدلزبورو به برتری رسید. آنها از زمان مارتین اونیل از سال 2000 تا 1995 دو بزرگترین بالاترین امتیازات لستر بودند.

وقتی اونیل این مسئولیت را به دست گرفت ، از سال 1964 لستر هیچ قهرمانی کسب نکرده است. کلاریج می گوید پیروزی برابر منچستر یونایتد در شانزدهم نهایی جام کوکاکولا اولین باری بود که آنها اعتقاد داشتند می توانند در این رقابت ها پیروز شوند. این یونایتد ضعیف شده بود اما هنوز شامل روی کین ، پل اسکولز ، کارل پوبورسکی ، جوردی کرایف ، برایان مک کلیر و دیوید می بود.

استیو کلاریج و مارتین اونیل پیروزی فینال جام کوکا کولای لستر برابر میدلزبرو را در سال 1997 جشن گرفتند.
استیو کلاریج (راست) و مارتین اونیل پیروزی فینال جام کوکا کولای لستر برابر میدلزبرو را در سال 1997 جشن گرفتند. عکس: تصاویر اکشن

گل کلاریج ، اولین گل در برد 2-0 ، درست قبل از نیمه وقت بود. این حرکت با گری پارکر ، یک هافبک درجه یک شروع شد که زیر نظر برایان کلاف و ناتینگهام فارست و سپس رون آتکینسون در استون ویلا عالی عمل کرد. وقتی پاركر 40 یارد از دروازه جناح راست در اختیار داشت ، Heskey به طور خودكار به درون کانال منتقل شد. هنگامی که توپ پارکر به جلو شروع به فرو ریختن کرد ، هسکی یک توپ شلیک بالهتی را شروع کرد و به سمت کلاریج رفت. لمس مخملی به اندازه کافی چشمگیر بود. واقعیتی که او آن را تولید کرده در حالی که در هوا است ، آن را به سطح نبوغ می رساند.

Heskey در زندگینامه خود ، حتی Heskey Scored گفت: “من عاشق ابراز وجود بودم.” “اگر می توانستم در سطح جوانان یک عقب گرد را انجام دهم ، احتمالاً از زمین بیرون کشیده می شدم ، اما مارتین مرا تشویق می کرد که چیزهایی را امتحان کنم. من هرگز دوست نداشتم در آن سن کار ساده را انجام دهم. من فقط بازی را دوست داشتم و می خواستم تمام ترفندهای ممکن را امتحان کنم … مارتین همه چیز را به من داد. فقط مثبت بی امان. “

هسکی 18 ساله به عنوان یکی از درخشان ترین استعدادهای انگلیس در حال ظهور بود. فوتبال سخت و اغلب بی رحمانه می شود ، اما در سال 1996 چیزی جز سرگرم کننده نبود. “من غریزه بازی می کردم ، بدون اینکه بیش از حد نگران چیز دیگری باشم.”

همانطور که دویدن کلاریج ذهن Heskey را به فکر او انداخت ، تماس Heskey نیز باعث ایجاد کلاریج شد: برای اولین بار یک والی را دعوت کرد – خواستار آن شد ، و کلاریج مجبور شد که توپ را تقریباً غیرمعمول از کنار رایموند ون در گوو بگذارد.

امیل هسکی در جریان پیروزی یک چهارم نهایی جام کوکا کولای لستر مقابل ایپسویچ در سال 1997 از توپ محافظت می کند
امیل هسکی در جریان پیروزی یک چهارم نهایی جام کوکا کولای لستر مقابل ایپسویچ در سال 1997 توپ را سپر می کند. عکس: بن ، رادفورد / آل اسپورت

این عدم اطمینان نباید کیفیت پایان کار را پنهان کند – ابتدا تنظیم ظریف پاهای او ، سپس زمان شیرین و قرارگیری دقیق والی. کلاریج می گوید: “وقتی توپ به شما برخورد می کند ، هرگز آسان نیست.” “فضای مانور بسیار کمی است. شما فقط یک ثانیه ثانیه دارید و اگر زمان شما مناسب نباشد توپ به جلوی پای شما یا پشت آن برخورد می کند. “

کلاریج اشاره می کند که هدف عنصر دیگری نیز دارد. “همانطور که توپ به جلو بازی می شد ، من مارک کریس کاسپر را جدا کردم. این نوع پیش بینی اهداف زیادی را برای من به وجود آورد. من از سرعت بالایی برخوردار نبودم ، 6ft4in نبودم ، اما آنچه که من داشتم دانش بازی در فوتبال بود ، بنابراین وقتی توپ به جلو رفت من بلافاصله در حال حرکت بودم زیرا می دانستم به کجا می رسد . بیشترین گل ها از روی مدافع زودتر فکر می کنند. ” برنامه ریزی شماره 10 تنها نوع هوشمند پیشرو نیست.

هر سه قسمت هدف عالی هستند و Heskey حیرت انگیز است ، اما آنچه واقعاً آن را متمایز می کند همگام سازی دو قسمت آخر است. قوانین احتمالی فوتبال را نادیده گرفت. بیشتر گزارش های مطبوعاتی آن را بیشتر از نظر هیبت و نه هیبت توصیف می کردند ، فقط جیمی گریوز ، که در مورد ITV نظر مشترک داشت و جذابیت آن را به دست آورد. “این یک دوست داشتني هدف این آیا این یک هدف فوق العاده نیست؟ “

یک تبلیغ عالی برای قرار دادن چمن در آسمان

لستر در این دیدار 2-0 پیروز شد. پنالتی اسکولز آنقدر از بالای دروازه ارسال کرد که به شیشه بشقاب یک میزبان مهمان نوازی برخورد کرد و دوباره به پاهای خود برگشت. او این ضربه را به تور دروازه زد ، اما چون از زمان پنالتی هیچ کس دیگری توپ را لمس نکرده بود ، این گل شمارش نشد. Heskey سپس پیروزی را از فاصله نزدیک و پس از کرنر مهر و موم کرد.

لستر در ادامه با پیروزی بر ایپسویچ ، ویمبلدون و میدلزبرو پیروز این رقابت ها شد. سپس سه سال بعد دوباره این کار را کردند. آنها همچنین در چهار فصل متوالی در نیمه بالای پرواز برتر به پایان رسیدند ، این اولین باری است که از سال 1930 اتفاق افتاده است.

اونیل و لستر به خاطر دستاوردهای خود مورد احترام و تحسین قرار گرفتند. اما در زمانی که تیم ها به طور ساده در دو دسته قرار می گرفتند – کسانی که فوتبال خوبی بازی می کردند و کسانی که این کار را نمی کردند – لستر اغلب به عنوان یک باند دیوانه شرق میدلندز بی آبرو می شد. و گرچه هیچ کس فکر نمی کند که آنها دومین آمدن فرانسه 1984 باشند ، اما این مسئله کمی پیچیده تر از آن بود. گل کلاریج به تنهایی تبلیغ خوبی برای قرار دادن چمن در آسمان بود: از لحظه ای که پارکر توپ را به جلو بازی کرد ، زمین را لمس نکرد تا اینکه از پشت دروازه برگشت.

کلاریج می گوید یک دلیل ساده وجود دارد که چرا هدف کم ارزیابی شده است. “این یک باشگاه خاص است ، نه ، و راهی که در آن زمان دیده می شدیم. افرادی که هیچ سرنخی از بازی نداشتند شهرت زیادی به مارتین اونیل دادند. “

در بیشتر آن فصل ، هافبک لستر پاركر ، موزی ایزت و نیل لنون بود ، سه بازیكنی كه فوتبال را به گونه ای رفتار می كردند كه خوشحال تونی سوئیسی باشد. (رابی ساویج تابستان سال بعد به او پیوست ، اگرچه او را به لاس زدن با تیکی تاکا ترغیب نکردند.)

کلاریج می گوید: “ما افرادی داشتیم که می توانستند بازی کنند.” “مت الیوت یک نیمه مرکز توپ بازی بود. شما از افرادی که نمی دانند در مورد چه چیزی صحبت می کنند برچسب دریافت می کنید. وقتی کسی درباره چیزی می نویسد که شما تصور می کنید می داند در مورد چه چیزی صحبت می کند ؛ در فوتبال به همین سادگی نیست. “لستر یک بازی توپ بلند انجام می دهد.” هیچ چیز از حقیقت دورتر نبود! اما اگر کسی به اندازه کافی آن را بگوید ، احمق ها آن را باور می کنند. “

فوتبال انگلیس شروع به تسلیم شدن در برابر نابسامانی های فرهنگی می کرد که یکی از ویژگی های دوران لیگ برتر بوده است ، بنابراین هدفی که توسط دو مهاجم متین و زحمتکش انگلیسی تصور می شد همیشه با تعصب ناخودآگاه روبرو می شد. کلاریج شاید در یک جشن کم اهمیت به خودش کمک نکرده باشد. او می گوید: “این به این دلیل است که در اوایل بازی بسیار منطقی بود.” “با کمال احترام ، شما در برابر من یونایتد بازی می کنید ، بنابراین انتظار ندارید که برنده شوید.”

کلاریج در سالهای 1996-97 به پایان رسید ، در سن 30 سالگی اولین و تنها فصل کامل حضور در پرواز برتر ، با 15 گل در تمام مسابقات بود. اما وقتی فصل بعد جایگاه خود را از دست داد ، خیلی زود صبرش را از دست داد و ابتدا به صورت قرضی به پورتسموث و سپس به طور دائم به ولوز رفت.

وقتی گرد و غبار نشست ، مشخص شد که او افسانه لستر است. او دو معروف ترین گل تاریخ باشگاه را به ثمر رساند و همچنین یکی از بهترین گل ها – گلی که دارای تخیل ، هوش ، کار تیمی ، جسارت و مهارت خارق العاده بود. برای درک این مسئله واقعاً نیازی به چالش پپسی ندارید.

استیو کلاریج رئیس آکادمی استیو کلاریج است

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *