گاهی انتظار بهتر از پرخوری است. از میلیون ها نفر که Line of Duty را تماشا کرده اند ، س Askال کنید آدریان شیلی

دبلیودیگر نمی خواهیم منتظر چیزی بمانیم. ما به محض تمایل اولین چیزها و تجربیات و احساسات می خواهیم. من یک بار مستندی در مورد خانواده ای افسانه و ثروتمند روسی ساختم که در یک عمارت عظیم واقع در دویست هکتار باکینگهام شایر زندگی می کنند. یک مادر و یک پدر و چند کودک نوجوان وجود داشتند که به نظر می رسید بسیار خوب تنظیم شده اند. من پدرشان را زیاد ندیدم اما زمان کمی را با مادر و بچه ها سپری کردم. من از آنها پرسیدم چه اتفاقی افتاد وقتی که به کریسمس رسید زیرا به نظر می رسید بچه ها می توانند در هر روز از سال دقیقاً همان چیزی را که قلبشان می خواهد داشته باشند. مادر سرش را تکان داد و اصرار کرد که هرگز با فشار انگشتانشان چیزی پیدا نمی شود. او گفت ، “نه” ، برای كلمه ای تلاش كرد. “the must must … من این کلمه را به انگلیسی نمی دانم.”

او یک کلمه روسی به پسرش گفت.

او گفت: “رسیدن”.

“بله ،” سرش را تکان داد. “خواسته باید رسیده شود.”

این در طول سال در ذهن من ماند ، زیرا هر چه زمان ما اجازه می دهد تا “خواسته های” ما رسیده شود کوتاه و کوتاهتر می شود. اگر کالایی وجود دارد که می خواهید بخرید و قابل تحویل است ، یک فروشگاه آنلاین معروف تضمین می کند که روز بعد آن را با خود داشته باشید. اغلب اوقات من با کمترین لطفی روبرو شده ام که چیزی می خواهم و ظرف چند ثانیه آن را سفارش داده ام. زمان رسیدن کجاست؟ چه اتفاقی برای “تحویل 28 روزه” در دوران جوانی من افتاده است؟

آن زمان به اندازه زمان رسیدن بود تحمل می کردم من هنوز هم می توانم به احساسی که 40 سال پیش در انتظار تحویل برخی چرخ های اسکیت بورد Kryptonics قرمز است دسترسی پیدا کنم. هر روز خواسته من چند درجه داشت تا اینکه ، ای روز مبارک ، وقتی از مدرسه برگشتم منتظر من بودند. من ساعتها به تحسین و نوازش آنها در تمام قرمزی با شکوه جدید خود پرداختم. اگر من الان 14 ساله بودم و پول لازم برای پرداخت آنها را داشتم ، چرخ ها را سفارش می دادم ، تحویل می دادم و بیش از چند هفته در آنها می چرخیدم.

خود من 14 ساله ممکن است در طبقه بالا ظاهر شود و بدون شک Led Zeppelin به یک رکورد گوش دهد. بیایید سراغ آلبوم چهارم آنها برویم ، آلبومی که Stairway to Heaven روی آن است. چهارمین مسیر در کنار یک. من می توانستم به آن طرف گوش بدهم ، حتی اگر خیلی مراقب آهنگ سه نبرد همیشه ناگهانی نباشم. تا وقتی که با آن مبارزه می کردم ، همانطور که دوست داشتید برای Stairway رسیده بودم. به نظر می رسد دیگر هیچ یک از اینها وجود ندارد. هیچ بلوغ و رنجی لازم نیست. شما فقط به پیست مورد علاقه خود می روید ، در یک لحظه پخش جریانی می کنید و خارج می شوید. بدون نیاز به گوش دادن به چیزهایی که از آنها عصبانی نیستید. چرا روی زمین می خواهی؟ منطق وحشتناکی درست است.

این مربوط به همه و همه موارد است. اگر قرار ملاقات می خواهید ، ظاهراً می توانید چیزی به نام Tinder را ادامه دهید و بلافاصله یکی را تهیه کنید. اگر چیزی وجود دارد که می خواهید از طریق تلویزیون تماشا کنید ، فقط کافی است آن را آنجا صدا کنید. برای رسیدن به خانه حتی لازم نیست صبر کنید. می توانید آن را از طریق تلفن تماشا کنید. رسیدن به محصول از گذشته است. خواسته های ما مانند موز سبز ، هلو سخت یا توت فرنگی ترش است ، بر خلاف موز کاملاً رسیده ، هلو و توت فرنگی که می توانیم – اما البته – هر وقت که دوست داشتیم از خود دست می کشیم بدون اینکه خودمان را به دردسر بیندازیم تا منتظر فرا رسیدن فصل های آنها باشیم.

مزخرفات کل لیگ “سوپر” فوتبال از همان مکان ناشی می شود. نبرد همیشگی بین برنلی و شفیلد یونایتد را کنار بگذارید و مستقیماً از Stairway به بهشت ​​بروید که در آن می توانید بازی های بارسلونا و لیورپول را یک روز در میان تماشا کنید.

و با این حال ، مادر خدا ، من امید را می بینم. موفقیت قسمت های هفتگی Line of Duty ممکن است فقط یک استثنا در اثبات قانون باشد ، اما خوشحال کننده است اگر یادآوری کنیم که هنوز آن را در آغوش خود داریم تا خواسته های رسیدن خود را بپذیریم. اگر بی بی سی هر هفت قسمت را یک باره رها می کرد ، چشمهای خنده ما قبل از غروب آفتاب روز بعد به همه آنها خیره می شد. همینطور که هست ، همه ما شش هفته وقت داشتیم تا با هم از آن لذت ببریم – حتی بیشتر از زمان حضور کریپتونهای قرمز من. پر خوری بسیار خوب است ، اما به اندازه انتظار برای رسیدن به نتیجه مفید نیست.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.