کودک سالم که از خواب بیدار نمی شود: حقیقت عجیب “بیماری های مرموز” | کتابها

من نمی تواند در برابر یک عنوان خبری که به یک بیماری مرموز اشاره دارد مقاومت کند و هیچ علاقه ای برای علاقه مند کردن من وجود ندارد. “رمز و راز 18 نوجوان تکان دهنده در نیویورک” ؛ “بیماری مرموز خواب در روستای قزاقستان گسترش می یابد”؛ “200 دختر کلمبیایی به یک بیماری مرموز مبتلا می شوند”؛ “رمز و راز سندرم هاوانا”. به نظر می رسد یک اختلال پزشکی بیش از هر توصیف دیگری این توصیف را به خود جلب می کند: بیماری روان تنی. اینکه بدن سخنگوی ذهن است ، در وضعیت قرارگیری ما ، در لبخندهای صورت ، در لرزش دستهای عصبی مشهود است. اما هنوز هم ، وقتی بدن خیلی صریح صحبت می کند ، وقتی قدرت ذهن منجر به ناتوانی جسمی می شود ، درک دلیل این امر دشوار است. این حیرت و آشفتگی بیشتر زمانی آشکار می شود که اختلالات روان تنی بر روی گروههایی تأثیر بگذارد که مانند ویروس اجتماعی از فردی به فرد دیگر سرایت می کنند ، در پدیده ای که اغلب از آن به عنوان هیستری توده یاد می شود.

ما در حال حاضر درگیر یک بیماری همه گیر هستیم. به ما دستور داده شده است که علائم را پنهان کنیم و بدن خود را جستجو کنیم. اگر زمانی برای انتشار یک اختلال روان تنی از طریق اضطراب و پیشنهاد وجود داشته است ، این تمام است. تهدید یک ویروس می تواند سلامتی را از راههای دیگر تحت تأثیر قرار دهد. از سال 2018 من از اجتماعاتی که در معرض ابتلا به بیماری روان تنی قرار دارند بازدید می کنم. من دیده ام که ترس می تواند برای سلامت جسمی ما چه کند. من اثر درمانی را نیز دیده ام.

سفر من با دختری 10 ساله به نام نولا آغاز شد. او در رختخواب دراز کشیده بود که با هم روبرو شدیم ، چشمانش بسته بود و موهای سیاه پرپشتش مانند هاله روی بالش پهن شده بود. به نظر می رسید خیلی خوابیده است ، با این تفاوت که تحریک پذیر نیست. وقتی پدرش سعی کرد او را بلند کند مانند عروسک پارچه ای لنگ بود. در حقیقت ، نولا به مدت 18 ماه هیچ حرکتی نکرده بود ، حتی چشم هایش را باز نکرده بود. پدر و مادرش که از طریق لوله به او رژیم مایع می دادند او را زنده نگه می داشتند. آنها مفاصل او را با ورزشهای غیرفعال متحرک نگه داشته و پوست او را ماساژ دادند تا در تماس فیزیکی با جهان قرار گیرد. Belying وضعیت نولا که عمیقا واکنش نشان نمی دهد ، اسکن و آزمایشات نشان داد که مغز او بیدار است.

نولا یکی از صدها کودکی است که به دلیل یک وضعیت پزشکی تازه ایجاد شده به نام سندرم استعفا به کما طولانی رفته است. این نوعی اختلال است که باعث حالت غیرقابل نفوذ کما می شود ، اما در جایی که بیماری برای توضیح آن وجود ندارد. نتایج آزمایش پزشکی همیشه طبیعی است. این در مکان های خاص جغرافیایی ظاهر می شود: تا همین اواخر ، افراد مبتلا به این سندرم منحصراً از خانواده های پناهنده در سوئد بودند.

“من اثر درمانی را دیده ام”… سوزان او سالیوان. عکس: گری دوک / اعلمی

هنگامی که از نولا بازدید کردم امیدوارم که بتوانم اطلاعاتی راجع به طولانی شدن کما در او بدست آورم ، اما در کنار تخت او راجع به روش مبهمی که در آن سندرم استعفا بحث می شود ناامید شدم. پزشکی که ویزیت من را تسهیل کرد از من مأیوس بود که مکانیسم مغز را برای توضیح اینکه چرا کودکانی مانند نولا قادر به بیدار شدن نیستند پیشنهاد می کنم. دانشمندان سوئدی زمان زیادی را در اسکن و آزمایش خون برای یافتن پاسخ سرمایه گذاری کرده بودند. در همین حال ، رسانه ها از عدم امکان ظاهری این “بیماری رمز و راز” متعجب شدند.

سندرم استعفا قطعاً یک اختلال کاملاً غیرمعمول است – کما های عمیق و طولانی مدت مانند نولا ، جایی که آزمایش نشان می دهد مغز سالم است ، بسیار نادر هستند. اما آیا این بیماری واقعاً شایسته همه عناوین خبری است؟ پس از همه ، ما می دانیم که چه چیزی باعث آن می شود – و چگونه می توان آن را درمان کرد. در برابر اخراج از سوئد ، کودکانی مانند نولا از جامعه کناره گیری می کنند و بی احساس می شوند ، تا زمانی که ارتباط خود را با جهان قطع نکنند. آنها کرکره های فیزیولوژیکی خود را پایین می کشند. درمان سندرم استعفا ارائه پناهندگی به کودک است.

به نظر من رسید که سندرم استعفا نوعی اختلال اجتماعی است که به عنوان یک بیماری پزشکی مطرح می شود. هنگامی که کودکان نیاز خود را از طریق علائم جسمی نشان می دهند و دیگران آن را از طریق انتقال دهنده های عصبی و ارتباطات مغزی مفهوم سازی می کنند ، به رنج آنها ماده ای داده می شود. ناتوانی جسمی بیش از پریشانی روانی یا اجتماعی کمک جلب می کند. کودکانی هستند که در سراسر دنیا به دنبال پناهندگی هستند اما تا زمانی که در سواحل شستشو نکنند یا چنان غرق شوند که به کما بروند ، به راحتی می توان از آنها غافل شد.

با ملاقات با نولا ، برای من روشن بود که مشکلات کودکان سوئدی با متخصص مغز و اعصاب یا اسکن مغز حل نمی شود. سندرم استعفا زبان پریشانی است. این موضوع مرا در مورد سایر شیوع بیماری های مرموز و آنچه ممکن است در تلاش برای گفتن آنها باشند متعجب می کند.

هنگامی که ، در سال 2011 ، گروهی از دختران مدرسه ای آمریکایی شروع به انقباض غیرقابل کنترل کردند ، متخصصان مغز و اعصاب آنها را با یک اختلال روان تنی تشخیص دادند ، اما یک دیوانگی رسانه ای توسط افراد مشهور این تشخیص را تردید کرد و جامعه آنها را به دنبال یک سم محیطی بدون نتیجه فرستاد. در سال 2016 ، دوازده دیپلمات آمریکایی در کوبا توسط مجموعه ای از علائم عصبی ، از جمله سردرد ، سرگیجه و عدم ثبات ، منهدم شدند. تشخیص هیستری توده ای به طور گسترده مورد بحث قرار گرفت ، اما ، تشبیه بیماری روانی و بدخیمی ، پزشکان دیپلمات ها اصرار داشتند که بیماران آنها “تظاهر” به بیماری نمی کنند. با وجود فقدان مدارک کافی ، پزشکان علت این حمله را سلاح صوتی عنوان کردند.

وینونا رایدر (مرکز جلو) در اقتباس فیلم The Crucible در سال 1996.
وینونا رایدر (مرکز جلو) در اقتباس فیلم The Crucible در سال 1996. عکس: 20th Century Fox / Allstar

“هیستری توده ای” اصطلاحی مبهم است. برای توصیف هر تعداد رفتار استفاده می شود: هیجان ؛ شورش مهر شده خرید وحشت؛ تیراندازی دسته جمعی. به عنوان یک اختلال پزشکی ، تحت نام بیماری روانشناختی توده ای (MPI) ، به علائم مسری اشاره دارد که از طریق گروهی از افراد گره خورده ، با ترس و اضطراب منتشر می شود.

هیستری وضعیت پزشکی تجسم های بسیاری داشته است. این نام از کلمه یونانی رحم گرفته شده است. زمانی تصور می شد که این بیماری فقط در زنان وجود دارد که با زایمان و رابطه جنسی ارتباط دارد. در نظریه فرویدی ، هیستری به یک اختلال روانشناختی ناشی از ضربه سرکوب شده تبدیل شده و به علائم جسمی تبدیل شد. اخیراً ، این مسئله به عنوان یک مشکل بیولوژیکی مطرح شده است که از طریق تعامل بین مکانیسم های روانشناختی و فرایندهای فیزیولوژیکی مغز ناشی می شود. با این آخرین فرمول ، مردم شروع به پذیرفتن واقعیت رنج روانی – روانی می کنند. اگرچه ، هنوز بسیاری از صحبت صریح در مورد آن ناراحت نیستند.

پدیده گروهی هیستری توده ای یکی از نادرست ترین اختلالات در پزشکی است. این ارتباط ناگهانی با کلیشه ها و کلیشه ها در ارتباط است ، رسانه ها می گویند و توسط هنر کاریکاتور می شوند. اغلب این اختلال به عنوان اختلالی در دختران بیش از حد احساسی مشاهده می شود. کتاب ها و فیلم ها آن را به محصول سرخوردگی جنسی زنان تقلیل می دهند. کنایه از شکار جادوگران و اشارات به آرتور میلر Crucible، هرگز خیلی دور نیستند. گزارش های خبری شیوع مدرن را به خنده و اپیدمی های رقص قرن ها تشبیه می کند ، گویی هیچ وقت نگذشته است. در یکی از تیترهای روزنامه ، دختران مدرسه ای ایالات متحده را که لرزانیده اند ، به عنوان “جادوگران لو روی” معرفی می کردند. من هیچ اختلال پزشکی دیگری را نمی شناسم که هنوز بار عقاید قرن 17 را به دوش بکشد.

روش بحث در مورد شرایط در بین افرادی که آموزش پزشکی دارند خیلی بهتر نیست. بسیاری از پزشکان هنوز هیستری را با سوinger استفاده اشتباه می گیرند ، درست مانند پزشکان دیپلمات ها. آنها تصور می كنند كه این بیماری شكننده و زن است و به همین دلیل تشخیص را برای مردان رد می كنند. بسیاری هنوز برای توضیح آن از نظریه های فرویدی استفاده می کنند که اغلب به سو abuse استفاده جنسی مربوط می شود. آیا جای تعجب است که گروه های مبتلا به این اختلال تلاش زیادی می کنند تا از آن فاصله بگیرند؟

پزشکان با ارائه MPI به عنوان بیماری جعلی ، دیپلمات ها چاره ای جز جستجوی پاسخ در جای دیگر نگذاشتند. تاریخچه سفارت ایالات متحده در کوبا به اندازه کافی ضعیف بود تا یک حمله را باورپذیر کند. سیاستمداران به کارمندان سفارت گفتند که در معرض خطر هستند و به آنها توصیه کردند پنهان شوند. در نیویورک ، جایی که پزشکان به طور جدی بیماری روانی – روانی را تشخیص دادند ، رسانه ها این معنی را گرفتند که دختران دچار مشکل شده و مشکلات اجتماعی خود را انتخاب کردند. به عنوان افتخارآفرینی دانش آموزان و تشویق کنندگان ، نوجوانان به سادگی زندگی خود را تلخ تجربه نکردند. اگر هیستری توده ای ناشی از ناراحتی و استرس باشد ، تشخیص نمی تواند درست باشد.

هنگامی که توضیحات روان تنی کوچک و نادیده گرفته شد ، هر دو جامعه به چرخه های بی پایان آزمایش پزشکی هدایت شدند که منجر به بن بست های مکرر شد. دختران مدرسه بهبود یافتند ، در حالی که 5 سال از عمر آن در کوبا می گذرد ، برخی هنوز به دنبال سلاح صوتی هستند. این باعث تعجب شما می شود که اگر کنار گذاشته شود و حشرات مربوط به هیستری جمعی را کنار بگذارد ، از چه رنج هایی می توان جلوگیری کرد.

بیماری روان زایی توده ای را بیماری اجتماعی – جمعی توده ای نیز می نامند. به نظر می رسد نام مناسب تری باشد زیرا نشان می دهد این یک اختلال اجتماعی است ، بیش از یک بیماری روانی یا بیولوژیکی. بعضی اوقات پزشکان آنقدر مشغول نگاه کردن به درون افراد هستند که عوامل اجتماعی ایجاد کننده بیماری را فراموش می کنند. یا حتی به احتمال زیاد ، آنها از ترس اینکه متهم به سرزنش شخص ، خانواده یا جامعه شان در این بیماری شوند ، از دیدن بیش از حد دنیای اجتماعی بیماران خود می ترسند. بنابراین ، آنها از گفتگوی صریح اجتناب می کنند. اینکه چگونه سندرم استعفا محصول بحران مهاجرت در سراسر جهان نبود و به یک “رمز و راز” تبدیل شد.

دو سال از آشنایی من با نولا می گذرد و خوشحالم که گزارش می دهم که او اکنون بیدار است. لوله تغذیه او برداشته شده است. او می تواند غذا بخورد و حتی گاهی به مدرسه می رود. اما او هنوز نمی تواند صحبت کند ، بنابراین باید پیشرفت کند. حداقل برای آینده ای قابل پیش بینی اجازه اقامت در سوئد به خانواده وی داده شده است. درمان وی از طریق پزشکان پزشکی یا روانشناسان حاصل نشده است ، بلکه با ارائه امیدواری به آینده ای امن حاصل شده است.

زیبایی های خفته: و سایر داستان های بیماری رمز و راز توسط سوزان او سالیوان توسط انتشارات پیکادور منتشر شده است. برای سفارش کپی به Guardianbookshop.com مراجعه کنید. ممکن است هزینه های تحویل اعمال شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *