کارنامه برندان راجرز سرانجام با مارکی که خلق کرده است روبرو می شود | جام حذفی

آ مسابقه: کدام یک از این داستان ها در مورد برندان راجرز درست است؟ داستان A: هنگامی که او مربی تیم جوانان در چلسی بود ، یک بار سعی کرد با ساختن یک شعر انگیزشی سفارش داده شده ، که بعداً آن را طراحی کرده بود ، یک جان بیرون از فرم را تشویق کند. داستان B: هنگامی که تیم سوانزی خود به لیگ برتر صعود کرد ، او با رفتن به کوه کلیمانجارو به همراه کریس کامارا جشن گرفت. داستان C: هنگامی که برای اولین بار با بازیکنان جوان ملاقات می کند ، یک شکل چوب کوچک با تاجی روی سر آنها می کشد تا نشان دهد آنها “پادشاه سرنوشت خود” هستند.

البته همه واقعیت دارند. این افسانه تکرار نشدنی راجرز است: شخص مردم ، دوست ستاره ها ، شوخ طبعی همه جانبه. برای بعضی ها این نوعی موضوعات است که باعث تمسخر او می شود. و با این حال ، بیایید شواهد را بررسی کنیم. تری کاملاً متحرک در بازی بعدی خود در چلسی گلزنی کرد و گل را به راجرز تقدیم کرد. مجاهدت کلیمانجارو یک خیرخواهی طولانی مدت بود و تقریباً 400000 پوند در مبارزه با سرطان ، بیماری که او پدر و مادرش را از دست داد ، جمع کرد. و هنگامی که سابقه پیشرفت جوانان شما شامل رحیم استرلینگ ، فیلیپ کوتینیو ، کایران تیرنی ، هاروی بارنز و جیمز مدیسون است ، شاید منصفانه باشد که بگوییم روش های او شایستگی هایی دارد.

اما پس از آن ، این همیشه پارادوکس اساسی و جذاب راجرز بوده است: مصنوعی که همیشه تحت تأثیر احساس قوی اصالت قرار گرفته است ، اصالتی که تا حد زیادی قدرت خود را مدیون مصنوعات است. این تنش – بین بمب گذاری و ناامنی ، سبک و ماده ، مرشد جامع نگر که فقط می خواهد شما بهترین شخصی باشید و خود-تبلیغات گرایانه با جاه طلبی شخصی و عادت به ترک ناگهانی باشگاه های خود – یادداشت تعیین کننده است شغلی که او را از شیفت ساعت 6 صبح در انبار Waitrose به گودال ومبلی منتقل کرده است.

مواقعی وجود دارد که جدی گرفتن راجرز غیرممکن احساس می شود: هنگامی که نگاهی به ناخوشایندی می اندازید که باعث ایجاد صدها حساب تقلیدی در توئیتر شده و جوی بارتون را به عنوان “سوفسطایی” توصیف کرده است. و با این وجود عصر روز شنبه ، راجرز پس از از دست دادن هری مگوایر و بن چیلول در تابستان های متوالی ، لستر سیتی را به اولین فینال جام حذفی انگلیس پس از 52 سال هدایت می کند تا به اولین فینال جام حذفی برسد. اگر این ماده جدی نباشد ، سخت است که فهمید چیست.

آنگل رنجل ، یکی از ستاره های تیم سوانزی برنده صعود خود می گوید: “او بهترین مربی است که من تاکنون زیر نظر او کار کرده ام.” “او مردی است که هر جا می رود میراث به همراه دارد: سوانزی ، لیورپول ، سلتیک. او فقط تمرین نمی کند و به خانه نمی رود. او با جامعه ترکیب می شود. برای او این یک سبک زندگی است. او کمال را دوست دارد. “

راجرز از همان ابتدای کار خود ، به عنوان یک مربی جوان و با شجره بازی صفر ، متوجه شد که باید خودش را پیش بینی کند. وی به مایکل کالوین در کتاب Living On The Volcano می گوید: “من مجبور شده ام برای خودم یک مارک تجاری بسازم” – برندی مبتنی بر فوتبال هجومی ، سبک قاره ای ، جذابیت شدید شخصی ، مانتوهای جذاب و سطوح نزدیک به توهم از خود اعتقاد فوتبال خود در 20 سالگی به دلیل مصدومیت به پایان رسید و به محض پایان کار در انبار Waitrose خود را به مربیگری اختصاص داد. راجرز که یکی از علاقه مندان مدرسه مربیگری Coerver است و توانایی و سرعت خیره کننده توپ را به شما اهدا می کند ، در کنفرانس ها شرکت می کرد ، به سراسر اروپا سفر می کرد ، و در مورد روانشناسی ، علوم ارتباطات و علوم ورزشی مطالعه می کرد.

وقفه بزرگ او در تابستان 2004 اتفاق افتاد ، زمانی که تیم جوانان او در ردینگ به کوبام آمد و یک تیم چلسی را که دارای رتبه بالایی بود ، نابود کرد. خوزه مورینیو که از دور تماشا می کرد ، بود که کمی بعد راجرز را به کشتی آورد. مورینیو یک مربی ایده آل بود: یک مربی خودساخته که یک سبک مدیریتی شخصی را تمرین می کرد. پس از سه سال حضور در چلسی ، راجرز آماده بود تا به تنهایی از پس آن برود. از قضا ، لستر قبل از اینکه گری مگسون را شانه خالی کند ، تماس گرفت. بنابراین راجرز به واتفورد رفت ، که قبل از عزیمت به باشگاه قدیمی خود ردینگ ، او را در مسابقات قهرمانی نگه داشت.

خواندن یک منحنی شدید یادگیری بود. راجرز و روش های وی در آنجا رایج بود ، اما به همین دلیل پس از شش ماه به دلیل نتایج ضعیف اخراج شد. پس از آن ، راجرز حساب خود را ثبت کرد و تصمیم گرفت که باید سریعتر روی ماشه حرکت کند. دوست داشتن خیلی خوب بود. اما در جهانی که صاحبان آن بی رحم بودند ، او نیز نیاز داشت. این درسی بود که او برای شغل بعدی خود انجام داد ، جایی که او سوانزی نامطلوب را به مرحله پلی آف پلی آف قهرمانی 2011 و – تاکنون – آخرین فینال ومبلی خود برد.

رنجل به یاد می آورد: “دو هفته جمع شد و ما هیچ فوتبالی انجام ندادیم.” “ما قبلا 48 بازی انجام داده بودیم ، بنابراین می دانستیم که چگونه بازی کنیم. همه چیز در مورد قسمت روانشناختی بود. ما چند روانشناس داشتیم که به ما اطلاعات می دهند و سپس در جلسه تیم در هتل او یک ویدیو درباره اهمیت اینچ در ورزش پخش کرد. جزئیات کمی که تفاوت بزرگی ایجاد می کند. و سپس در فینال ، گری مانک یک بلوک عظیم ایجاد می کند ، بدون آن احتمالاً بازی را از دست می دهیم. این همان اینچ بود. “

بعد لیورپول آمد ، جایی که میراث راجرز همچنان مورد اعتراض است. از نظر برخی ، او کیمیاگری بود که تیمی را با Jon Flanagan در آستانه یک عنوان پر شور و هیجان در لیگ برتر در 14-2013 برد. از نظر دیگران ، او یک مربی با استعداد بود که توسط هواداران شخصی خود ، که بر یک تجزیه تدریجی نظارت می کرد ، دشمنانی بی نیاز می کرد و یک مستند شرم آور و بدون غنائم را بر عهده داشت ، از کار درآمد.

مثل همیشه ، دفتر به تعادل خاصی نیاز دارد. راجرز در مستند تقریباً به همان اندازه که در جدایی لوئیز سوارز و مصدومیت دانیل استوریج صحبت کرد ، صحبت کرد. با این وجود چشم انداز ضعیف او برای امضای قرارداد ، رابطه ناکام او با استیون جرارد (که پس از آنکه راجرز او را برای یک بازی حساس مقابل منچستر یونایتد در آخرین فصل کنار گذاشت) احساس “گمراهی” کرد) و اعتقاد خیالی به توانایی او برای گرفتن لحن از ماریو بالوتلی مشکلاتی را ذخیره کرد که باعث می شد جانشین وی ، یورگن کلوپ ، سالها انتخاب کند.

حتی در این صورت ، مارک راجرز – که با توجه کامل به جزئیات و میزان کار خارق العاده متحد شده بود – او را از میادین پارک Reading تا اوج عنوان به قدرت رسانده بود. و با این وجود آنچه در طی چند سال گذشته جالب بوده است این است که هرچه موفقیت بیشتر در او رخ دهد ، ابتدا در سلتیک و سپس در لستر ، به نظر می رسد این شخصیت کمتر برجسته است.

گاهی اوقات هنوز هم تسلیم بمب های خودش می شود. داستانی که راجرز در سلتیک گفت در مورد اینکه یک هوادار رنجرز از ماشین خود در تونل کلاید پیاده شد تا از او بخاطر آوردن “یک نفس تازه” به فوتبال اسکاتلند تشکر کند ، تقریباً اتفاق نیفتاد. اما به طور کلی او این روزها مطمئن تر ، با اعتماد به نفس بیشتر ، آرام تر است. او اکنون مجموعه ای از کارها را دارد که بیشتر از هر زمان دیگری قانع کننده تر از او دفاع می کند.

هفت جام از هفت با سلتیک. بردن لستر به قله لیگ قهرمانان اروپا. سابقه پیشرفت بازیکنان. و حالا یک فینال جام حذفی و فرصتی برای نوشتن نام او در افسانه لستر. شاید بزرگترین ادای احترامی که می توانید به عنوان مربی به راجرز بدهید ، این است که او ممکن است سرانجام به همان خوبی که همیشه به ما می گفت ، باشد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *