چگونه یاد گرفتم دیگر نگران نباشم و از دنیای سینمایی مارول لذت ببرم | فیلم

من قفل دوم انگلیس را سال گذشته با نیت خیر آغاز کرد: من شکسته و کم کار شدم و از آنجا که به نظر نمی رسید به این زودی شرایط اقتصادی ام بهبود می یابد ، من مصمم بودم که از بیماری همه گیر غنی از سرمایه فرهنگی خارج شوم. من تصمیم گرفتم از طریق نظرسنجی کارگردانان انستیتوی فیلم بریتانیا از 100 فیلمی که تاکنون ساخته شده کار کنم و به زودی فیلم های arthouse را تماشا می کردم مثل اینکه در پایان همه گیری امتحان برگزار می شود. این صرفاً مربوط به خودسازی نبود: بسیاری از این فیلم ها را سرگرم کننده یا پرتحرک می دانستم ، در حالی که بعضی از آنها چالش برانگیزتر (به عنوان مثال خسته کننده) بودند اما از راه های مختلف پاداش آور بودند. احساس استفاده خوب از زمان می شد. اما بعد ، یک عصر جمعه ، همه چیز خراب شد: برادر کوچکتر من به ما قول داد که کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان را تماشا کنیم و قول داد که “آن چنان که انتظار داشتید بد نیست”.

قبل از این ، اینقدر دوست نداشتم که فیلم های مارول را دوست داشته باشم ، بلکه ادعا می کردم نوعی از افرادی هستم که آنها را تماشا نمی کنم. من به عنوان نمادی از انحطاط فرهنگی با آنها مخالفت کردم ، پدیده ای که سینما را نابود کرده بود (من حداقل تا حدودی از هر دو نظر درست بودم – به نظر می رسد ناتوانی هالیوود در فکر کردن چیز جدید تا حدی می تواند به موفقیت این حق رای دادن بازگردد). آن شب ، من بدبین اما کنجکاو بودم. در پایان ، فیلم دقیقاً یک تجربه افشاگرانه نبود ، اما من به اندازه کافی لذت بردم. قبل از اینکه بفهمم ، بیش از 20 نفر از آنها را در یک دیوانگی یک ماهه تماشا کرده بودم.

بعد از یک نکته خاص ، متوجه شدم که این کار را انجام می دهم زیرا از آن لذت می برم. من دوست داشتم که فیلم ها را مسخره کنم (من هرگز در یک صحنه مهم مبارزه در Captain Marvel به یک فیلم بیشتر از زمان خندیدم، شخصیت بری لارسون نام مستعار را که ربوده کنندگان بیگانه اش به او داده اند رد می کند و با سرسختی اعلام می کند ، “نام من … کارول است!”) در حالی که مخلصانه مکش می شود: در طول مورچه مرد ، من با مرگ یک نه حشره حتی anthormophised به نام Ant-thony اکنون ، با دیدن تقریباً همه آنها ، دیدگاه متعادلی دارم. به نفع آنها: آنها تا حدی که نفخ نکشند ، سرحال و خوش قدم هستند. آنها می توانند خنده دار باشند. جاه طلبی روایی برای پیوند دادن همه این داستان ها با هم ، به طور کلی ، چشمگیر است. بیشتر از همه ، من از صحنه هایی که شخصیت ها در لحظات به موقع ظاهر می شوند لذت بردم: درست زمانی که همه امیدها از بین می روند … اینجا دکتر استرنج می آید! لحظاتی از آنها را کاملاً همزن یافتم ، حتی وقتی که از غشای غاز روی بازوی خود احساس خجالت کردم. انتقاد مارتین اسکورسیزی از فیلم های مارول مانند “پارک های موضوعی” درست بود و لزوماً توهین نبود.

در مورد بد: آنها از نظر بصری شنیع هستند ، به استثنای Black Panther ، و سیاست های آنها وحشتناک است ، درس اخلاقی تقریبا همیشه این است: ارتش آمریکا واقعاً باحال است. این چیزی فراتر از اتفاقی است: مارول در وزارت دفاع در تعدادی از فیلم ها همکاری کرده است. در حالی که شرور Captain America: The Winter Soldier ظاهراً دولت عمیق ایالات متحده است ، این فقط به این دلیل است که توسط یک سازمان خیالی به ریاست یک ربات سوئیسی نفوذ کرده است. لازم نیست با سیاست های فیلم موافقت کنید تا این فیلم لذت بخش باشد اما ما مجبور نیستیم ادعا کنیم ، همانطور که اخیراً کارگردانان مارول ، برادران روسو درباره فیلم های انتقام جویان ادعا کرده اند که آنها “یک ابزار سیاسی قدرتمند” هستند. شاید برای پنتاگون. آیا از ساعتهایی که به تماشای آنها نشسته ام پشیمانم؟ نه واقعا. در آن زمان آنقدر به تلفنم معتاد شده بودم که انجام هر کار دیگری ، حتی تماشای عجیب ترین فیلم ، به اندازه حضور در یک عقب نشینی خانقاهی احساس ترمیم می کرد.

تریلر Black Panther

فیلم های مارول مرا مجبور کردند یک سوال ناراحت کننده از خودم بپرسم: “واقعاً چه چیزی از تماشای امشب بیشتر لذت می برم: چیزی خوب یا چیز بد؟” در مورد من چه گفته است که پاسخ اغلب به دفعات بعدی پاسخ داده می شود؟ من بهبود خود را برای شناخت خود عوض کردم. من پذیرفتم که به خصوص پیچیده نیستم و بیشتر اوقات فقط می خواستم سرگرم شوم. این گناه نیست اما به سختی یک فضیلت است. اما ناراحت کننده ترین واقعیت این بود که اینکه من تصمیم به تماشای یک فیلم فلینی گرفتم یا مورچه ای و زنبور ، تصمیمی بدون هیچ نتیجه ای بود. من به هیچ چیز خیانت نمی کردم ، هیچ تناقضی وجود نداشت ، چیزی برای آشتی وجود نداشت. واقعاً ، من فقط یکی دیگر از دانشمندان بودم که از موفق ترین حق رای دادن در تمام دوران ها لذت می بردم ، فیلم هایی که با دقت دقیق ساخته شده اند تا آنجا که ممکن است سرگرم کننده باشند. این لذت به آسانی و آشکار بودن نوشیدن کوکاکولا و به همان اندازه که از نظر اخلاقی مثر بود ، بود.

با این اوصاف ، من نمی توانم گناهی را که ناشی از این احساس گناه است ، کاملاً برطرف کنم – که می توانم آن را در کنار محصولات لبنی و موسیقی بانکهای آزالیا ارائه کنم. این مفهومی است که در سالهای اخیر به دلیل تأثیر ماندگار مردم گرایی مورد پسند واقع شده است: مکتبی که ارزش فرهنگ تولید انبوه را جشن گرفته و تأیید می کند. هیچ لذتی ، به ما گفته می شود ، نباید مقصر باشد. اما نگه داشتن ابهام ارزش دارد و تشخیص اینکه واکنش احساسی شما نسبت به چیزی لزوما فشارسنج کیفیت نیست. این حداقل خجالت شما را در امان نگه داشتن اصرار بر اینکه فیلم های مارول دارای هنر عالی هستند یا از نظر سیاسی مفید هستند یا ادعا می کنند ، همانطور که برخی گفته اند ، فیلم های ابرقهرمانی می توانند مقوای تقسیم بندی های سیاسی ما باشند ، در شما خلاص خواهد شد.

از آنجا که به نظر می رسد قفل در حال اتمام است و من کمتر به سرگرمی آسان نیاز به خود درمانی دارم ، امیدوارم این گناه طولانی مدت مرا به استفاده بهتر از زمان خود تحریک کند. آخر هفته گذشته سریال جدیدی از مارول به نمایش درآمد ، The Falcon and the Winter Soldier، شرور که یک مجموعه آنارشیست به نام Flag-Smashers است که قصد دارد دنیای مرزها را از بین ببرد (چقدر ترسناک است!). به نظر می رسد زباله های ارتجاعی است. هنوز هم ، من وسوسه می شوم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *