چگونه کنار هم بمانیم: “واقعاً خودمان را گرد و خاک می کنیم و از پس آن بر می آییم” | زندگی و سبک

نام ها: دنی ترگونینگ و مارک پرکینز
سالها با هم: 18
مشاغل: هنرمند و متخصص انطباق

اگر یک منطقه از زندگی آنها وجود دارد که دنی ترگونینگ و مارک پرکینز یاد گرفته اند که سازش کنند ، این در مسابقه آهنگ Eurovision است.

هر دو به fanclub رسمی استرالیا تعلق دارند و همچنین پادکست یوروویژن را که در آن آهنگ ها را رتبه بندی می کنند ، مشترکاً میزبان هستند. مارک می گوید: “ما در زندگی کلی در مورد همه چیز توافق داریم اما در مکان ما یوروویژن است ،” خوب ، شما می توانید آن را داشته باشید و من هم می توانم آن را داشته باشم. ” دانی می افزاید: “و مارک چند همسر یوروویژن دارد. آنها گاهی اوقات اولویت می گیرند. “

این زوج ملبورن در سال 2003 در یک همایش آنلاین علمی تخیلی با یکدیگر دیدار کردند. روزهای آغازین اینترنت بود و هر دو به دنبال افرادی فراتر از جیب زندگی خود بودند. دانی به چند انجمن علمی تخیلی پیوسته بود ، اما مانند بسیاری از زنان ، به سرعت “از کل چیزهای ناپاک مردسالار سیر شد”.

بنابراین او و گروهی از زنان فضای خود را تنظیم کردند. مردان برای پیوستن تشویق شدند اما همچنان قابل احترام بودند ، بنابراین وقتی مارک به گروه پیوست ، از استقبال او بسیار خوشحال شدند. “همه ما مثل این بودیم که” باحال ، پسر خوبی وارد شده است “. و او عجیب نبود [or] کمی وحشتناک است. ” این دو به زودی تقریباً هر روز در MSN با یکدیگر پیام می دادند و زندگی خود را باز می کردند. دانی می گوید: “ما به همدیگر رازهایی گفته بودیم و از اینجا بسیار راحت بود.”

بنابراین او از او خواست که برای قهوه با او ملاقات کند. دوستانش محتاط بودند. “همه مرتباً به من می گفتند ،” با این پسر ملاقات نکن ، او می تواند یک خزنده باشد “. دانی تصمیم گرفت که ارزشش را داشته باشد. “من فکر کردم … این پسر واقعا عالی به نظر می رسد و این فقط می تواند یک دوستی باشد یا ممکن است چیزی بیشتر باشد.”

دنی ترگونینگ و مارک پرکینز
دانی می گوید: “ما به یکدیگر اسرار را گفتیم و از آنجا که شروع کار بسیار راحت بود.” عکس: دنی ترگونینگ و مارک پرکینز

سپس او 45 دقیقه تأخیر داشت – چیزی که دنی هرگز به او اجازه نمی دهد فراموش کند. آخر هفته گرند پریکس در ملبورن بود و مارک ، که برای ملاقات او در یک کافی شاپ در شهر از کشور خارج می شد ، برای پیدا کردن پارکینگ تلاش کرد. دنی تردید داشت: “از آنجا که من با مردان چنین دوندگی وحشتناکی داشته ام که فکر کردم ،” شاید او فقط قصد دارد من را فریب دهد. این شانس من خواهد بود. ” سرانجام او وارد شد ، عذرخواهی کرد و تاریخ با آرامش پیش رفت. قهوه به ناهاری تبدیل شد که به یک شام زودرس تبدیل شد. “من پیام های متنی زیادی داشتم ، مانند” حال شما خوب است؟ زنده ای؟’ من مثل ، “بله ، من خوب هستم. او عالی است. نگران این موضوع نباشید “.

آنها صحبتهای زیادی داشتند: نه فقط علایق مشترک ، بلکه شوخ طبعی مشترک. دانی با خنده می گوید: “یادم می آید که مارک در اوایل رابطه ما به من گفت که او می دانست من یکی هستم زیرا می توانم به نقل از Ghostbusters نقل قول کنم.”

آنها از زمینه های بسیار متفاوتی می آیند: مارک در کودکی از انگلستان به استرالیا نقل مکان کرده بود و سپس در کشور ویکتوریا در خانواده ای با درآمد متوسط ​​پایین تر بزرگ شده بود ، در حالی که دانی در ملبورن متولد و بزرگ شد ، تنها فرزندی که به مدرسه خصوصی رفت و دنیا را با پدر و مادرش سفر کرد.

هنوز هم ، ارتباط آنها فوری بود. مارک بعد از اولین قرار ملاقات ، همه آنچه فکر می کرد دنی بود. آنها سه آخر هفته هر آخر هفته را با هم می گذراندند و سپس با هم زندگی می کردند. بعد از این همه مدت ، زندگی مشترک چندان دگرگون کننده نبود ، گرچه دانی با لبخند می افزاید: “من مجبور شدم که بشکنم [him] در یک مقدار جوراب های روی زمین بسیار عظیم بود. “

اما چیز دیگری بود که آنها مجبور بودند با آن درگیر شوند. حدود شش ماه بعد از جمع شدن ، یک روز صبح از خواب بیدار شدند و متوجه شدند که دنی پاهای خود را احساس نمی کند. آنها روز را در بیمارستان سپری کردند در حالی که پزشکان برای تشخیص مشکل تلاش می کردند. تقریباً 12 سال طول می کشد و متخصصان مغز و اعصاب بی شماری تشخیص می دهند تا دنی با اختلال عصبی عملکردی ناتوان کننده (FND) تشخیص داده شود.

مارک که پدر و مادری بیمار نیز داشت ، در تمام مدت از او حمایت کرده و سرانجام سرپرست او شده است. دانی دوست ندارد به او وابسته باشد ، خصوصاً وقتی علائمش بد باشد: «احساس می کنم سنگین هستم. اما ما همیشه شوخی می کنیم … که او روزانه 8 دلار از Centrelink درآمد دارد. “

دنی ترگونینگ و مارک پرکینز
دانی می گوید: “او من را در بدترین حالت دیده است و هنوز هم اینجا است.” عکس: دنی ترگونینگ و مارک پرکینز

اما وی این تصور را که رابطه بین فردی که معلول و توانمند است مشکل ساز است ، رد می کند. او می گوید: “او در بدترین حالت من را دیده و هنوز هم اینجا است.” “روزهایی که لکنت یا تیک دارم یا روی زمین می افتم ، او آنجاست تا من را جمع کند. و واقعاً خودمان را گرد و خاک می کنیم و کنار می آیم. “

مارک با سر تکان می دهد: “کل وضعیت در حال حاضر برای دوره مساوی است.” “من حتی در مورد آن فکر نمی کنم. [She’ll] بیرون و در همه جا با عصا راه بروید. فقط همینطور است … من آن را سخت و مانعی نمی دانم. “

او می گوید ، اما دیدن اینکه دنی رنج می برد سخت است. “دیدن این مسئله ممکن است کمی افسرده شود. من سعی می کنم خودم را جدا کنم و بیش از حد احساس سلامتی نکنم ، نه فقط برای سلامتی خودم بلکه برای دنی ، بنابراین من به عنوان یک فرد قادر به مراقبت نیستم [her]” وی می افزاید: “آنچه من پیدا کردم این است که اگر در این مورد استرس داشته باشم ، او این کار را انجام می دهد و من او را بدتر می کنم.”

مسائل پزشکی دانی به این معنی بود که آنها تصمیم گرفتند بچه دار نشوند. آنها همچنین تصمیم گرفتند که ازدواج نیز لازم نیست. دانی می گوید: “من واقعاً هرگز تصور ازدواج نمی کردم.” “روشی که قانون در استرالیا دارد ، هرگز واقعاً مسئله ای نبوده است ، ما از نظر قانون ازدواج کرده ایم.” وی می افزاید: “من از عروسی متنفر نیستم ، فقط عروسی خودم را نمی خواهم.”

این روزها ، آنها بیشتر وقت خود را با هم می گذرانند ، دوستان ، علایق خود را به اشتراک می گذارند و روی پادکست کار می کنند. دانی می گوید: “ما به خوبی با هم كار می كنیم. من نوشتن متن های زیادی را انجام می دهم و [Mark does] قسمت عمده ویرایش ما حجم کار آن را به اشتراک می گذاریم. “

دنی ترگونینگ و مارک پرکینز
مارک می گوید: “ما چیزهای زیادی مشترک داریم ، کارهای زیادی را با هم انجام می دهیم ، اما یکدیگر را خسته نمی کنیم.” عکس: دنی ترگونینگ و مارک پرکینز

اما آنها سعی می کنند فضایی به یکدیگر نیز بدهند. مارک می گوید: “ما یکدیگر را خسته نمی کنیم.” در حین قفل کردن ، آنها اغلب ساعتها را در انتهای مخالف خانه خود می گذراندند. “او دفتر خود را دارد و من در اتاق استراحت کار می کنم ، یا اگر روی برخی از هنرها کار می کنم ، در استودیوی خودم خواهم بود. و ما در آشپزخانه یکدیگر را ملاقات خواهیم کرد و دوباره راههای جداگانه خود را خواهیم دید. “

در طول 15 سال زندگی مشترکشان ، آنها فقط دو شب را از هم جدا کرده اند. دانی می گوید آنها سعی می کنند آن را به همین شکل حفظ کنند. “آن دو شبی که او اینجا نبود ، من اصلاً خوب نخوابیدم. او می گفتم: “این عجیب است” ، من مرتب می انداختم و می چرخاندم. “او مجبور شده است چند بار برای کار با مشاغل مختلف به ایالتی برود و من با هواپیما جهش کرده ام [him]”

آنها در برخی از اوقات دشوار از جمله مرگ اخیر والدین مارک از یکدیگر حمایت کرده اند. مارک می گوید: “اگر یکی از ما افسرده باشد ، دیگری به پرستار تبدیل می شود و مطمئن می شود که دیگری خوب است.” “دانی بهترین پرستار است. اگر من از نظر روحی یا جسمی مریض باشم ، او مانند همه چیز مراقب من است. “

تعهد آنها نسبت به یکدیگر تزلزل ناپذیر است. دانی می گوید: “این مانند یک امنیت ذاتی است که با یکدیگر باشیم و بدانیم که هیچ یک از ما گمراه نخواهیم شد.” آنها به ندرت با هم اختلاف نظر دارند اما وقتی اختلاف می کنند ، مصمم هستند که همه چیز را صحبت کنند. او می گوید: “ما هرگز عصبانی به رختخواب نمی رویم.” “اگر مشکلی پیش بیاید ، اگر چیزی که لازم است تا ساعت 3 صبح بیدار خواهیم ماند.”

حرکات شیرین زیادی برای یادآوری عشق آنها به یکدیگر وجود دارد ، از جمله هر ماه جشن سالگرد آنها. دانی می گوید: “این واقعاً مانند زندگی با بهترین دوست شما است زیرا حتی اگر ما ریزه کاری های خود را داشته باشیم ، یک خنده زیاد داریم.”

راز آنها برای ماندن در کنار هم فقط همین است. دانی می گوید: “فارغ از اینکه چه اتفاقی می افتد ، برای همدیگر هستیم.” “هرگز چیزی بیش از حد وجود ندارد.”

  • ما می خواهیم داستان های شما در مورد با هم ماندن را بشنویم. با پر کردن فرم اینجا ، درباره خود ، شریک زندگی و روابط خود بگویید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *