چگونه نگهبانان فانوس دریایی راه را در زمان های تاریک و منزوی به ما نشان می دهند | زندگی و سبک

منmagine که یک نگهبان فانوس دریایی است. قبل از اینکه من در زیر سطح این شغل خلوت ، غالباً پنهانی ، بیفتم ، این ایده مرغ های دریایی را که باد می وزید ، یا یک سگ ریش دار دریایی لوله اش را می جوید. این تصور عاشقانه است که بسیاری از ما در مورد فانوس دریایی داریم. واقعیت کاملاً متفاوت است (یا بود ، زیرا فانوس دریایی کارمندان در حال حاضر منقرض شده است).

چراغهای زمینی – آن چراغهای فریبنده جذابی که در ساحل پیدا خواهید کرد ، نوار قرمز مشخص پورتلند بیل یا ایستگاه دیده بان انگشت مانند در للندوین – جذاب هستند ، اما برای من برجهای دریایی بیشترین جذابیت را دارند. من درمورد آن ایستگاههای باشکوه و غیرمحتمل صحبت می کنم که با جسارت از اقیانوس خارج می شوند – سنگ بل ، اسقف ، لانگشیپ ها. ادیستون معروف در جنوب پلیموث چهارمین ساخته شده بر روی آن صخره است ، در تلاشی که تقریباً 200 سال طول کشید. همسایه آن “Smeaton’s Stump” ، بقایای یک تجلی سوم ، به عنوان یک یادآوری جدی است که آب برای نگهداری ساختمان نیست.

فانوس های دریایی برج مانند سراب در افق وجود دارد. در Land’s End بایستید و Longships را خواهید دید – نه چندان دور ، فقط یک مایل دورتر. اکنون بیشتر نگاه کنید ، در اعماق مه ، و در یک روز صاف ممکن است چوب کبریت صخره معروف Wolf Rock را که هشت مایل دریایی خارج است ، انتخاب کنید ، به همین دلیل به دلیل صدای زوزه ای که باد در هنگام تونل شدن در بین سنگ ها ایجاد می کند ، نامیده می شود. امروز ، هر فانوس دریایی در انگلستان اتوماتیک است: آخرین بار در سال 1998 برق گرفت. قبل از آن ، سه مرد در آنجا در آن پست دوردست و خصمانه به مدت دو ماه در یک نقطه زندگی می کردند.

آنچه آنها داشتند یکدیگر و دریا بودند. اتاقها یکی روی هم انباشته شده اند ، دو قدم دیگر در گذشته و این ، دیگر راهی نیست ، جایی دیگر برای رفتن. داخل آن هوا تاریک و ضعیف بود ، بوی عرق و تنباکو و بیکن سوخته ، کرکره های بسته شده در هوای سنگین ، پنجره های دوتایی در برابر موج هایی که می توانستند اسپری نمک 85 فوت را به هوا بچرخانند ، و در حالی که شما می نوشیدید ، شیشه ها را به هم می کوبید. چای. هنگام طوفان ، کل برج به لرزه می افتد گویی که در جریان الکتریکی گرفتار شده است. سنگ ها پایه را خرد کردند ، ناله و ناله کردند. معجزه ای به نظر می رسید که می تواند ایستاده بماند.

قبل از شروع تحقیق درباره کتابم ، در مورد فانوس دریایی چیزی نمی دانستم. من از بچگی از چند چراغ زمینی دیدن کرده بودم و احتمالاً خودم را حوصله سر بردم. تا 20 سالگی بود که جذابیت کلیک کرد. اخیراً از من س whatال شد که این علاقه چیست؟ من سعی کردم آن را ردیابی کنم – شاید به خانه مادربزرگم در جزیره وایت ، جایی که از پنجره راه پله اش به Solent خاکستری و دودکش های دور ایستگاه برق فاولی خیره شده ام. یا این آسیاب بادی نورفولک بود که ما در نیمه مدت در آن ماندیم ، شگفتی آن اتاق های مدور و صعود پیچ ​​در پیچ به گالری ، که از آن بادبان های مروارید سفید مانند نردبان به آسمان می درخشید؟

هرچه در آبهای ناشناخته قایقرانی می کردم ، بیشتر غرق می شدم. من می خواستم کشف کنم که چه چیزی باعث شده این نگهبانان تیک بزنند – چرا آنها این کار را انجام داده اند و به چه قیمتی انجام شده است. من تا آنجا که می توانم شرح اول شخص را می خوانم: خاطرات ، زندگی نامه ، مصاحبه های داستانی در کتاب فوق العاده تونی پارکر ، فانوس دریایی.

برخی از نگهبانان فانوس دریایی زندگی را دوست داشتند – بیشتر ، آنها به آن نیاز داشتند. آنها با دریا دوست شدند ، هوا را پیشگویی کردند ، به دنبال سرگرمی های نقاشی ، خواندن ، گذاشتن کشتی ها در بطری ها رفتند. آنها فانوس دریایی را انزوای کامل ، صلح ، آرامش – فرصتی برای وجود در لحظه (آنچه در دنیای امروز ممکن است ذهن آگاهی بدانیم) دانستند. فانوس دریایی فقط بندرگاه ایمن را به کشتی های عبوری ارائه نمی دهد ، بلکه این پیشنهاد را به این مردان نیز می دهد. آیا آنها تنها نشده اند؟ نه ، برعکس بود. ساحل جایی بود که این نگهبانان احساس بی سکنی می کردند ، هر هشت هفته مجبور به رفتن به خانه و بازگشت به زندگی عادی ، دوباره یک مرد عادی ، یک شوهر و پدر بودند. زندگی زمین بسیار سریع ، گیج کننده ، بیش از حد گسترده در مقایسه با راحتی باریک برج که مرزهای آن هرگز تغییر نکرده بود. تصور می کردم بعد از عبور طولانی از قایق که از پائین می آمدم ، پاها به ژله تبدیل شده ، زمین غیرقابل اعتماد است.

دیگران نمی توانستند صبر کنند تا برگردند. آنها به اندازه کافی از چراغ زمین ، چراغ های جزیره (یا سنگ) خوشحال بودند ، اما از برج ها وحشت داشتند. برخی از این پستهای شدید درخواست انتقال می کنند ، از قرنطینه و تب کابین ناراضی هستند. از خودم پرسیدم که چه کسی خواهم بود. من شرکت خودم را دوست دارم من به راحتی حوصله ندارم؛ من ممکن است در دریا احساس می کنم در خانه هستم. شاید این بخشی از جذابیت باشد – تعجب اگر ما برای انجام آن کار چیزهایی لازم داشتیم ، زندگی خانقاه چگونه برای ما مناسب بود. در سال 2021 ، همه ما به نوعی به انزوا عادت کرده ایم. آنچه برای من جالب است این است که فردی آن انزوا را انتخاب کند – از چه چیزی فرار می کند یا به چه سمت است.

در طی تحقیق خود ، من فهمیدم که نورگیرها افراد حیرت و ترس نیستند. آنها عملی و سرسخت ، دقیق و دقیق بودند. با وجود این ، قرن ها عاشق فانوس دریایی باید ساعت آنها را آزار داده باشند. یک داستان که در ذهن من باقی مانده مربوط به یک دستیار نگهبان است که هنگام ماهیگیری از درب ورودی برج ناپدید شد. درست مثل همین ، او رفته بود ، آب آرام ، پرندگان در حال چرخیدن ، آسمان آبی ، هیچ چیز چیزی نیست ، مثل اینکه او از این دنیا تمیز کنده شده باشد.

یکی دیگر از آنها در سالن 1801 در Smallhouse Lighthouse اتفاق افتاد ، جایی که یک نگهبان درگذشت و دیگری از ترس مجازات ، جسد خود را هفته ها با خود نگه داشت تا اینکه قایق امدادی ارسال شود. برای جلوگیری از تکرار هرگونه اتفاق وحشتناک ، خانه ترینیتی ایستگاه های خود را از خدمه دو تا سه نفره پیشرفت داد. و البته ، این رمز و راز مشخص فانوس دریایی وجود دارد – ناپدید شدن تقریباً افسانه ای سه نگهبان در سال 1900 از جزیره Eilean M inr در حبریدهای بیرونی ، سرنوشت آنها تا به امروز ناشناخته و الهام بخش کتاب من است.

من فقط شیفته زندگی نگهبانان نبودم ، بلکه همسران آنها نیز بودند. در اینجا زنانی حضور داشتند که از برخی جنبه ها مجبور به تسلیم در شغل همسرانشان شدند ، در خانه های موقت زندگی می کردند و مجبور به ریشه کن کردن به هر کجای کشور که کار نامیده می شد ، شدند. اما در دیگران ، آنها پیشگام بودند. همسر یک نگهدارنده نور ، خانه خود را به آهنگ خودش اداره کرد. او در غیاب او خودمختار بود ، و در بیشتر سال یک پدر و مادر تنها بود ، و قوانین و مدهای خود را تحمیل می کرد. چقدر سخت بود ، اما نگاه کردن به آن دریا تنها و بی پایان. دخترم شش ماه داشت که شروع به نوشتن کردم ، و در طول شبهای طولانی ، بی خوابی و ناامیدی از نوزادی ، می توانستم تصور کنم که به یک فانوس دریایی نگاه می کنم ، می دانستم که شوهرم آنجا است اما نمی تواند به او برسد. اقیانوس در ذهن من با فاصله مترادف شد – نه فقط جسمی بلکه عاطفی – و خلیجی که می تواند ما را تقسیم کند ، اگر مجاز باشد ، در مواقع سخت. داستان های زنان عمیقا با من ارتباط داشتند.

در تابستان 2018 ، من به فانوس دریایی بول پوینت ، دوون سفر کردم تا سه شب را در خانه های نگهبانان تبدیل شده به تنهایی سپری کنم. این محوطه درست در سر تپه ، پایین یک مسیر باریک و پر پیچ و خم ، به همان اندازه که ممکن بود به دریا نزدیک باشد ، قرار داشت. به عنوان یک نویسنده ، فکر کردن در مورد نگاه کردن به آب در تمام طول روز رمانتیک است ، اما بعد از مدتی آن دیدگاه گسترده و بی تفاوت کمرنگ تر از ظالمانه شد. من از طریق اکتشافات خود آموخته بودم که فانوس های دریایی سرنشین دار بیش از آن چیزی است که زیور آلات حمام به آن باور داشته باشیم – آنها از یک تاریخ نجیب و پیچیده از تلاش و مقاومت انسان محافظت می کنند ، و برای افراد درگیر ، تاریکی را به اندازه نور نشان می دهند.

امسال و گذشته ، باید فکر کنم که چگونه همه ما ، به نوعی ، نگهبان فانوس دریایی شده ایم. هر کدام محدود به برج ما هستند ، چند نفر دیگر اگر خوش شانس باشند در آنجا خواهند بود ، بارقه ای از زمین در فاصله دور این نوید را می دهد که همه چیز دوباره شروع خواهد شد. من فانوس دریایی را دوست دارم زیرا آنها نمادی از همه چیزهایی هستند که ارزش شناختن در این زندگی را دارد. این فاصله ها ارزش عبور را دارد ، اینکه ما در کنار هم بهتر از همدیگر هستیم ، تاریکی می تواند روشن شود و به امید دستیابی به دراز ، تنهایی کم می شود.

چراغ های روشنایی ، توسط اما استونکس (پیکادور، 14.99 پوند) ، با قیمت 13.04 پوند از فروشگاه نگهبان در دسترس است

فانوس دریایی می ماند

پنج خانه برای تعطیلات فانوس دریایی و B&B ​​که می توانید طعم زندگی در دریا را بچشید.
بول پوینت دوون (trinityhouse.co.uk)
همه چیز زیبا ایستبورن (coolstays.com)
Corsewall هتل دامفری و گالووی (lighthousehotel.co.uk)
وینترون نورفولک (wintertonlighthouse.com)
سر Trevose نزدیک پدستو (trinityhouse.co.uk)

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *