چه اتفاقی برای پناهجویان سوری افتاد که در ترکیه گیر کردند؟ | بوقلمون

تیاو اولین بار که به بازار ایرانی Gaziantep رسید ، نانوایان هستند و قبل از طلوع آفتاب ، کباب پزهای خود را روشن می کنند تا نان پخت سوریه را برای مشتریان روز درست کند. تا رسیدن سایر سوداگران خیابان برای باز کردن مغازه هایشان ، بوی کنجد و نان تازه بدون مخمر محله را در شهر آناتولی پر کرده است.

هنگامی که درهای نانوایی در ساعت 7 صبح باز می شود ، یک صاحب رستوران در نزدیکی متوقف می شود و ملحفه های گرد بزرگ را برای صبحانه سنتی سوریه دریافت می کند: آغشته به زیتار و روغن زیتون ، یا در کنار لوبیا ، فلافل ، فته و هوموس سرو می شود. مغازه داران در طول خیابان هنگام آماده شدن برای کار پیش رو ، بین جرعه های چای ترکی ، نسکافه یا قهوه عربی غلیظ لقمه می خورند.

با بیدار شدن بقیه شهرها ، صدای عربی در همه جا پخش می شود و با سر و صدای ترافیک Gaziantep رقابت می کند. با وجود این نام ، بازار ایرانی ایرانی نیست: این قلب جامعه سوری های این شهر است.

علا alالدین دین شاشو فروشگاه مواد غذایی خود را متوقف کرد و یک کار تهویه مطبوع را افتتاح کرد
علا alالدین دین شاشو می گوید بازار ایرانی در Gaziantep “اکنون مرکز اصلی ماست”. عکس: احمد محمد
علا alالدین دین شاشو در دفتر خود
علا al الدین شاشو ، که برای راه اندازی تجارت تهویه مطبوع فروشگاه مواد غذایی خود را رها کرد. عکس: احمد محمد

“خیابان از بسیاری جهات تغییر کرده است. ما در اصل بازار ایرانی و محله های اطراف را انتخاب کردیم ، زیرا اجاره ارزان بود. اکنون بیشتر صاحبان مغازه ها سوری هستند. این مرکز اصلی برای ما است. “

لوبنا هلی ، صاحب رستوران لازورد ، در چند خیابان دورتر ، گفت: “بازار ما را به یاد سوریه می اندازد ، اما به ویژه بازارهای حلب.” “وقتی به آنجا می روید ، همه عربی صحبت می کنند ، بیشتر مغازه داران اهل حلب هستند و آنجا مملو از مردم سوریه است. مثل خانه است. “

“مرغ ، حبوبات ، سبزیجات ، ادویه جات ، همه آنها از بازار ایران آمده اند.”

Gaziantep بیش از هر شهر ترکیه به حلب نزدیکتر است – فقط 60 مایل با آن فاصله دارد – و دو پست تجاری قدیمی ارتباط فرهنگی و تاریخی زیادی دارند. اما برای بیشتر جامعه سوریه در اینجا ، اکنون حلب ممکن است یک سیاره دیگر باشد.

لوبنا هلی در فروشگاه Lazord خود
لوبنا هلی در فروشگاه Lazord خود. عکس: احمد محمد
لوبنا هلی
لوبنا هلی می گوید: “بازار ما را به یاد سوریه می اندازد ، اما به طور خاص بازارهای حلب است.” عکس: احمد محمد

هنگامی که سوری ها برای فرار از وحشت جنگ 10 ساله که از کشورشان فرار کرده بود ، بزرگترین بحران پناهندگی پس از هولوکاست را به اروپا داد. حدود یک میلیون سوری از آن زمان در این قاره ساکن شده اند که بیشتر آنها در آلمان ، سوئد ، اتریش و هلند زندگی می کنند. برای جلوگیری از تکرار ، اتحادیه اروپا در سال بعد با ترکیه معامله کرد: در ازای 6 میلیارد یورو کمک (5.1 میلیارد پوند) ، آنکارا توافق کرد که پناهندگان و مهاجران را که از طریق مرگبار از دریای مدیترانه عبور می کنند و از اروپا شرقی عبور کنند ، متوقف کند . سوری ها و دیگر افرادی که پس از معامله از طریق دریا به یونان رسیده اند ، اکنون بیشتر در اردوگاه ها نگهداری می شوند.

در نتیجه ، ترکیه بزرگترین کشور میزبان پناهندگان در جهان است ، در حال حاضر 3.7 میلیون سوری ثبت شده و جمعیتی که روز به روز رشد می کند – از زمان شروع بحران ، حدود 500000 کودک سوریه در اینجا متولد شده اند.

Gaziantep مرکز این واقعیت جدید هم برای سوری ها و هم برای ترک ها است. این شهر میزبان حدود نیم میلیون سوری است ، در حالی که استانبول تعداد مشابهی دارد. تازه واردان در کلانشهرهای 17 میلیون نفری جذب شده اند ، در مقایسه با جمعیت 1.5 میلیون نفری قبل از جنگ Gaziantep.

غازیانتپ حدود 500000 پناهنده سوری را در خود جای داده است.
غازیانتپ میزبان حدود 500000 پناهنده سوری است. عکس: Ozan Köse / خبرگزاری فرانسه / گتی ایماژ

زندگی برای سوری ها در ترکیه هنوز بسیار آسان است ، اما از اردن یا لبنان که در آن پناهندگان عمدتا از حق کار یا ادغام در جامعه محروم هستند ، بهتر است و صدها هزار نفر هنوز در اردوگاه ها زندگی می کنند.

برای دولت رجب طیب اردوغان رئیس جمهور در آنکارا ، هجوم مردم سوریه – حداقل 110،000 نفر از آنها تابعیت ترکیه را دریافت کرده اند – یک بلوک جدید امیدوار کننده از رای دهندگان بالقوه است.

به ویژه مقامات Gaziantep به خاطر تلاش هایشان در کمک به ادغام دو جامعه مورد ستایش قرار گرفته اند ، و نگرانی ها را در مورد افزایش اجاره بها ، ایستایی دستمزدها و فشارهای اضافی بر زیرساخت های شهر و ایجاد “یک مدل تحمل و عمل گرایی” تسکین داده اند.

اما همه فکر نمی کردند که در اینجا به سرانجام برسند. احمد الطویل ، طراح گرافیک از دمشق ، در سال 2013 به ترکیه گریخت. او می خواست زندگی جدیدی در بلژیک ایجاد کند ، قبل از تسلیم شدن و استقرار در Gaziantep ، 5 بار تلاش کرد از ازمیر در ساحل اژه از دریای مدیترانه عبور کند.

“من از رفتن به اروپا ناامید شده بودم. بعد از یک سال تلاش در ترکیه فکر کردم که نمی توانم در اینجا کار پیدا کنم یا تحصیلات خود را تمام کنم. اما قایق سه بار غرق شد. هنگامی که نیروهای گارد ساحلی آن را عمدا غرق کردند. پس از چندین بار ناکامی مجبور شدم تسلیم شوم. من فکر کردم که اگر بخواهم ادامه دهم خواهم مرد ، ”32 ساله گفت.

“اکنون در ترکیه خوشحالم. من زبان را یاد گرفتم ، درآمد مناسبی دارم ، اخیراً با یک زن ترک ازدواج کردم. من خودم زندگی خوبی ساخته ام.

“پناهندگانی که در اردوگاه های یونان و مکان های دیگر در شرایط وخیم بشردوستانه گیر کرده اند ، هزاران نفری که غرق شده اند … صادقانه بگویم بحران پناهندگان نظر من درباره دولت های اروپا را تغییر داد. من از دیدن چهره واقعی آنها که زشت است ناامید شدم. “

اردوگاه پناهجویان موریا در جزیره لسبوس یونان بیش از 20 هزار مهاجر از افغانستان ، سوریه و عراق را قبل از آتش سوزی در تابستان گذشته نگه داشت.
در اردوگاه پناهجویان موریا در لسبوس بیش از 20،000 مهاجر از افغانستان ، سوریه و عراق قبل از آتش سوزی در سال 2020 نگهداری می شد. عکس: ایوان رومانو / گتی ایماژ

خیلی ها به اندازه تاویل خوش شانس نیستند. یک میلیون سوری در ترکیه بدون مجوزهای مناسب کار می کنند و آنها را در معرض زورگیری توسط کارفرمایان قرار می دهد. موسسه بروکینگز گفت که حدود 40٪ از کودکان خارج از مدرسه هستند و 64٪ از خانواده های شهری سوری نزدیک یا زیر خط فقر زندگی می کنند که خطر ایجاد “طبقه زیرین منزوی و بیگانه” را تهدید می کند.

رکود اقتصادی ترکیه در سال 2018 منجر به واکنش علیه سوری ها شد که در نهایت منجر به یک کارزار غیرقانونی اخراج در تابستان سال بعد شد. ده ها هزار نفر در اوایل سال 2020 پس از اینکه اردوغان گفت ترکیه در تلاش برای فشار بر اتحادیه اروپا دیگر مانع عبور آنها نخواهد شد ، ده ها هزار نفر یک بار دیگر به اروپا سفر کردند.

برنامه های آنکارا برای اسکان مجدد پناهندگان در “مناطق امن” که قبلاً تحت کنترل کردها از مناطق مرزی سوریه خارج کرده بود ، به عنوان تلاش برای مهندسی جمعیت شناسی مورد توجه قرار گرفت.

با وجود این که بشار اسد هنوز در دمشق کنترل دارد ، اما رفتن به خانه برای اکثریت قریب به اتفاق 5.6 میلیون نفری که فرار کردند ، غیر قابل تصور است.

هلی ، صاحب رستوران گفت: “من دوست دارم به سوریه برگردم ، اما اکنون این غیرممکن است.”

“من قبلاً کار خود را در اینجا آغاز کردم. فرزندانم در مدرسه ترکی هستند. شاید من بتوانم رستورانم را با یک رستوران در استانبول گسترش دهم. زندگی من اکنون اینجا است. “

از نظر اعظم آل احمد ، اروپا هنوز نشانه است. این جوان 29 ساله با شروع انقلاب مجبور به ترک تحصیل در رشته حقوق شد. او از آن زمان ساعت ها در کارخانه های نساجی در Gaziantep کار کرده است ، درآمد کمتری از همکاران ترک خود و بدون بیمه پزشکی برای تأمین هزینه خانواده جوان خود.

“این برنامه همیشه برای پیوستن به برادرانم در آلمان ، اروپا بود. مجبور شدم پس انداز كنم و همسرم جواهرات خود را فروخت تا مبلغ سفر قاچاقبران را بپردازد. اگر گرفتار شوم ، می توانم وضعیت حفاظتی خود را از دست بدهم یا از کشور اخراج شوم … اما هنوز ارزشش را دارد. “

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *