چرا من از 43 سالگی شروع به پخش جریانی بازی های ویدیویی در Twitch کردم | بازی ها

لمانند بسیاری از چیزهای زندگی من ، این کار به عنوان یک آزمایش جسورانه آغاز شد. من عاشق یادگیری چیزهای جدید هستم و در طول 43 سال همه انواع و اقسام را امتحان کردم. بعضی چیزها مثل کمدی ، دویدن و بچه دار شدن گیر کرده است. بعضی از آنها مانند کونگ فو ، زیتون و تعطیلات در آلمان استفاده نکرده اند. صادقانه بگویم ، من فکر می کردم که بازی های جریان مستقیم در Twitch در گروه دوم قرار می گیرند.

برای کسانی که آشنا نیستند (من تا امسال نبودم) ، Twitch شامل ارائه بازی های ویدئویی به صورت زنده در اینترنت است در حالی که یک تفسیر در حال اجرا ارائه می دهد. مردم شما را تماشا می کنند و از طریق یک پنجره پیام با شما چت می کنند و گاهی به شما پول می دهند. این به نوعی مانند رقص عجیب و غریب است ، اما سینه های کمتری دارد.

ژانویه 2021 بود و ما در قفل بودیم. من سالها هیچ بازی پرفروش بازی نکرده ام ، که با توجه به زمان و تعهد انجام شده کنار گذاشته شده ام. اما من در خانه گیر کرده بودم و به بشکه سه ماه دیگر خیره شده بودم و نان ترشی موز به شکل صورت جو ویکس درست کردم ، بنابراین فکر کردم که می خواهم Assassin’s Creed Valhalla را امتحان کنم ، یک بازی اکشن تاریخی از Ubisoft در مورد برش دادن ساکسون ها در انگلستان قرن نهم من تصمیم گرفتم به عنوان زن وایکینگ ایور بازی کنم ، و او از زمان لارا کرافت به سرعت به شخصیت محبوب بازی های ویدیویی من تبدیل شد – سخت ، خونسرد و مجهز به مهارت هایی که من در تمام زندگی خود طمع کرده ام ، مانند توانایی شکاف در ستون فقرات مرد با تک آهنگ نوسان تبر را بزنید و خط چشم بزنید.

اما ناندو کجاست؟  Assassin's Creed Valhalla
اما ناندو کجاست؟ Assassin’s Creed Valhalla. عکس: Ubisoft

من عاشق گشت و گذار در نروژ برفی و کرودون باستان بودم ، سعی می کردم بفهمم کدام صومعه در محل امروزه Nando در ایستگاه تراموا قرار دارد. (اتفاقاً شاخه بسیار محکمی است.) اما این یک بازی قدیمی است و گاهی اوقات کمی تنها می شود. شوهر من اهل بازی نیست و مطمئناً فقط در بسیاری از مواقع می توانید همسرتان را تماشا کند که سوگند می خورد در حالی که دسته ای از مردان مجازی را به هلاکت می رساند بدون اینکه آرزو کند که شما فقط با آن دختر دیگری ازدواج می کرد که شیطانی می کرد و کوک می خورد.

بنابراین من شروع به فکر کردن در مورد تلاش Twitch کردم. من از مکالمه ای که با کمد و کمدین سوز کمپنر در برنامه زندگی اضافی ، پادکست بازی هایی که به عنوان میزبان مشترک آنها برگزار می شد ، ساخته بودم ، الهام گرفتم. او گفت: “هرگز برای Twitch خیلی دیر نیست” ، مانند یکی از آن دختران مهربانی که مادر 57 ساله اش در آستانه بیرون رفتن از قضاوت X Factor است. من واقعاً نمی فهمیدم Twitch چیست یا چگونه کار می کند ، یا چرا کسی می خواهد خودش را در جریان بازی در مقابل گروهی از افراد غریبه پخش کند ، اما من می دانستم که یک دکمه در کنترلر PS5 من وجود دارد که باعث می شود آن کار را ادامه دهد. بنابراین یک شب ، آن را فشار دادم.

اولین بار وحشتناک بود عصبی تر از اولین باری بود که استندآپ کردم. با کمدی ، تقریباً می دانید که وقتی آنجا هستید ، چه می خواهید بگویید ، حتی اگر نتوانید دعوای مشتی بین دو زن در ردیف آخر را پیش بینی کنید. با Twitch ، من واقعاً مطمئن نبودم که چرا کسی برای دیدن من در حال بازی یک بازی ویدیویی حاضر می شود ، یا آنچه از من می خواهد.

الی گیبسون مشغول بازی است
چه کسی نریان را احضار کرد؟ الی گیبسون “فشار زیادی را برای انجام همه کارها همزمان” در توییچ احساس کرد. عکس: با احترام: الی گیبسون

و من به طور ناگهانی و کاملاً هوشیار از کاملاً وحشتناک بودن در بازی ها آگاه شدم. به نظر نمی رسید که بخاطر داشته باشم کدام دکمه را فشار می دهی تا اسب را صدا کنی و از کدام یک برای شلیک تیر استفاده می کنی. یک اسب نر احضار شده به طور تصادفی تقریباً هر 12 ثانیه ناخوشایند ظاهر می شود در حالی که می خواستم به چشم کسی شلیک کنم. من احساس فشار زیادی کردم که همه کارها را یک باره انجام دهم – بازی را خوب انجام بده ، شوخ طبع باش ، به همه نظرات چت پاسخ دهی ، مثل یک دیک کامل نباشی. این کار مانند این بود که هنگام تلاش برای قایق سواری در یک قایق ، ساخت ساندویچ و تراشیدن یک گربه ، یک استندآپ برگزار کنید.

با انعکاس از عمق غاری که فکر می کردم سالها قبل مهر و موم کرده ام ، صداها آمد ، و هر نظر منفی را که در طول 20 سال روزنامه نگاری بازی دریافت کردم زمزمه می کرد: “او خنده دار نیست.” “فکر میکنه کیه مگه؟” “به همین دلیل دختران نباید بازی کنند.” “چه نوع dickhead به Sonic the Hedgehog 4 یک 9 از 10 می دهد؟” (عادلانه) اما در پنجره های چت روی صفحه من ظاهر می شوند ، صداهای جدیدی وجود دارد. آنها ادامه دادند. شما می توانید آن را انجام دهید صورتک های خنده دار و چهره های خندان زیادی وجود داشت. شروع به آرامش کردم ، فهمیدم که خیلی مهم نیست که در این بازی زباله باشم. این مربوط به مهارت نبود ، بلکه در مورد افرادی بود که علاقه مشترکی داشتند و می خندیدند. همانطور که همه کمدین های علاقه مند به توجه (بخوانید: همه کمدین ها) می دانند ، به من ، عمدتا ، اما هنوز هم – یک خنده یک خنده است.

بنابراین من ادامه دادم. به زودی من هفته ای دو بار ، طبق یک برنامه منظم ، بازی می کردم. چند ساعت سه شنبه ، با یک قابلمه چای خوب. جمعه شب وایکینگ ها و ودکا شد ، جایی که من باید از ساعت 9 شب شروع کنم و در بازی به طور مستمر و به تدریج بدتر می شوم تا اینکه در ساعت 1 صبح تسلیم شدم. به نوعی یک بازی نوشیدنی مبتنی بر مهارت های وحشتناک من ظاهر شد ، بینندگان هر بار که به اشتباه احضار یک اسب را می کردم ، خودم را به آتش می کشیدم ، نامه ای خسته کننده می خواندم یا سگی را به طور تصادفی می کشیدم جرعه ای می نوشیدند.

پخش مجدد چت در Twitch.
پخش چت از یکی از بازی های الی گیبسون. عکس: Twitch

من شروع به توجه بیشتر به اسامی موجود در چت کردم ، زیرا دیدم همان ها دوباره و دوباره ظاهر می شوند. بعضی اوقات افرادی که من در زندگی واقعی می شناختم مثل سایر بازیگران طنز یا پدرم یا افرادی که هزار سال پیش در یک مجله وحشتناک بازی در مککلسفیلد با آنها کار کرده بودم ظاهر می شدند. به نظر می رسید یک دور همدم پاپ برای یک فنجان چای بخورید ، که در زمانی که این نوع چیز غیرقانونی بود بسیار مورد استقبال قرار گرفت. اما تعداد بیشتری نام بود که من آنها را نمی شناختم. فهمیدم که یک مزیت Twitch این است که شما می توانید در آن شرکت کنید و بدون اینکه کسی بتواند بر اساس جنسیت ، نژاد ، سن و ظاهر شما قضاوت کند ، به آن پیوند دهید. من کاملاً درخواست تجدیدنظر را درک می کنم ، به عنوان کسی که یک بار در هنگام بازی Xbox Live Uno مورد سوo استفاده جنسی قرار گرفت.

اینجا احساس امنیت می کنم من الان بیش از صد ساعت استریم شده ام و برخلاف آنچه پیش بینی می کردم ، فقط چند مورد کمی ناخوشایند رخ داده است. بیننده ای که مطمئن هستم از زمان خواب گذشته است من را به “مادر بازی” متهم کرد ، که فکر می کنم توهین باشد. اما من دلخور نشده ام ، زیرا این چیزی است که من هستم – مادر و بازی. شما همچنین می توانید با فریاد “BRUNETTE” یا “Hateer OLIVE” به من توهین کنید.

دفعه دیگر ، کسی به سادگی نوشت ، “شما داغ هستید.” بلافاصله بی حس شدم. من می دانم که سرعت این کارها از اظهارنظرهای بی گناه به کثافتهای گرافیکی و به دنبال آن شوخی گرفتن و تهدیدهای شنیع چگونه سریع است. حالت های من در اطراف نبودند و من مطمئن نبودم که چه کاری باید انجام دهم. آن را نادیده بگیرید ، و امیدوارم که او از بین برود؟ این مسئله را روشن کنید و او را تشویق کنید؟ آن را خاموش کن ، و به واکنش بیش از حد متهم شود – که شاید من بودم؟

همانطور که مشخص شد ، من مجبور نیستم کاری انجام دهم. یکی از افراد عادی من گفت: “حق با توست ، او واقعاً کمی داغ به نظر می رسد.”

“بله الی ، ممکن است گرمایش مرکزی را کم کنید؟” شخص دیگری نوشت.

و دقیقاً مانند آن ، با لطف و شوخ طبعی ، آنها به آرامی اما قاطعانه به بلوک می فهمیدند که این نوع مهمانی نیست. فکر می کنم این اولین باری بود که فهمیدم به طور اتفاقی جامعه ای ایجاد کردم. من فهمیدم که این مربوط به من یا عملکرد من نبود ، بلکه رابطه من با مخاطبان و تعاملات آنها با یکدیگر بود. من شروع به تشویق بازی های صندلی عقب کردم – مردم را دعوت کردم (یا گاهی اوقات التماس می کردند) تا به من نکاتی را در مورد ضرب و شتم رئیس یا پیدا کردن کلید زنگ زده آبشار برای سیاه چال به من بدهند. من دیگر خودم به تنهایی این بازی را انجام نمی دادم. من یک تیم داشتم

پخش مجدد چت
پخش چت از یکی از جریان های بازی الی گیبسون. عکس: Twitch

بدون آنها ، من مطمئن هستم که من هفته ها پیش بازی در وهالا را رها کرده بودم. همانقدر که من بازی را دوست دارم ، نیمه اش کمی ادامه پیدا نمی کند. بعد از حدود 60 ساعت این رابطه مانند یکی از روابطی شد که شما می دانید تمام شده است ، اما شما با هم حرکت می کنید و حرکت می کنید تا اینکه بالاخره یکی از شما جرات پایان کار را پیدا می کند یا می میرد. اما در کنار هم عوض شدیم و سرانجام ، سه شنبه گذشته ، بازی را تمام کردم. 97 ساعت و 13 دقیقه و 51 ثانیه طول کشید. بر اساس زمان بندی قبلی ، می توانستم آن ساعت ها را هشت بار برای زایمان بگذرانم.

من با کمی سخنرانی فینال را مشخص کردم. من از همه برای همه حمایت هایشان تشکر کردم ، مثل اینکه فقط یک اسکار خونین برنده شدم و به شدت نگران فراموش کردن کسی هستم. ما به هری تروتر ، ایمی واین هورس و سایر اسب های مفتخر که می شناختیم احترام می گذاشتیم. همه تشویق کردند. و گریه کردم. اگر سه ماه پیش به من می گفتی که من جلوی جمع دوستان جدیدی که واقعاً هرگز ملاقات نکرده ام ، در اینترنت گریه می کنم ، از چهره مضحک تو خندیده ام. اما اینجا هستیم و سه شنبه بود ، بنابراین من حتی مست نبودم.

این تجربه ایمان من را نه تنها در بازی ها ، بلکه در گیمرها نیز جلب کرده است. من می فهمم که این باعث می شود که من به عنوان یک مقام مستبد سابق که پس از دیدن چهره او در یک فنجان Horlicks ، دوباره کشف کرده است ، صدا کنم ، اما این واقعیت است. من وقتی روزنامه نگار تمام وقت بازی ها بودم خیلی گله کردم. گاهی به این دلیل که من یک زن هستم ، گاهی فقط به این دلیل که مردم می توانند دوقلو باشند. اما در Twitch ، من گروهی را پیدا کرده ام که درباره جنسیت من یا اینکه چقدر در نبردهای رئیس آشغال هستم حرفی نمی زنند. با همدیگر مکانی امن ایجاد کرده ایم تا بتوانیم دور هم جمع شویم تا از مضحک بودن بازی های ویدیویی و خودمان بخندیم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.