چرا دولت ها باید هزینه های خود را ادامه دهند و دیگر نگران تورم نباشند | لیا داونی

پمردم در مورد تورم دست و پا می زدند. به نظر می رسد شماره های اخیر از انگلیس و ایالات متحده ترس آنها را تأیید کرده است. قیمت ها به وضوح در حال افزایش است. هرکسی که بخواهد خانه ای بسازد یا باغ خود را برای تابستان احداث کند ، می تواند این موضوع را تأیید کند. س isال این است که آیا آنها به دلیل قفل شدن ، Brexit و کشتی بزرگ و مارون در حال افزایش هستند یا اینکه در حال افزایش هستند زیرا ، در هر دو طرف اقیانوس اطلس ، ما پاسخ مالی خود را نسبت به همه گیری بیش از حد بزرگ کرده ایم؟

قبل از اینکه نتیجه بگیریم “روشن است که تورم در اینجا وجود دارد” باید طولانی فکر کنیم که چه چیزی باعث افزایش قیمت ها می شود و چه کسی توانایی تأثیرگذاری در این روند را دارد. روایت غالب این است که تورم محصول بیش از حد “هزینه های بلند پروازانه دولت” است. ریشی سوناک ، صدراعظم ، این ترس ها را ابراز کرده است. و وزیر پیشین خزانه داری آمریکا لری سامرز در مورد پیشنهادات رئیس جمهور بایدن گفت: “من نگران هستم که آنچه انجام می شود بسیار زیاد است.”

نظراتی از جمله اینها خطرناک است زیرا می تواند روایتی ایجاد کند که هزینه های مورد نیاز دولت را تهدید می کند. تورم می تواند به راحتی انتظارات اشتباه ناشی از سو easily مدیریت پولی باشد. در بینندگان تورم مشهور است که انتظارات تورمی مهم است ، زیرا مردم قیمت ها را تعیین می کنند.

اگر مردم انتظار دارند هزینه هایشان بالا برود ، برای جبران آن قیمت ها را افزایش می دهند. انتظارات بالای تورم تورم واقعی را به وجود می آورد. “خطرناک ترین” این داستان مارپیچ افسانه ای “گران قیمت” است که در آن کارگران انتظار دارند قیمت ها افزایش یابد و در نتیجه هزینه های زندگی افزایش یابد و در نتیجه ، آنها برای دستمزد بالاتر مذاکره می کنند. این شرکت ها را مجبور می کند قیمت ها را بالا ببرند ، کاری که کارگران را برای مذاکره افزایش می دهد و با این اوصاف – یک تورم تورم. این همان چیزی است که اندی هلدان ، اقتصاددان ارشد بانک انگلیس ، در ذهن خود دارد وقتی می گوید: “هرگاه بسته های پرداختی و همچنین قیمت ها تهیه شود ، جن واقعاً از بین می رود”.

اما همین مارپیچ می تواند بسیار متفاوت به نظر برسد. همانطور که از قفل خارج شدیم و دوباره هزینه کردیم ، شرکت ها می توانند از این سرمایه اضافی برای سرمایه گذاری و استخدام افراد بیشتر استفاده کنند که منجر به افزایش درآمد و هزینه بیشتر می شود. به عبارت دیگر ، به جای تورم ، ما رشد می کنیم.

خوب ، کدام یک است؟ تورم ترسناک ، آسیب رسان یا افزایش قیمت موقت و رشد بلند مدت؟ بستگی به این دارد که از چه کسی سال کنید. اینجاست که تأثیر ایده ها ، نظریه ها و مدل های اقتصادی وارد می شود. وقتی او به نحوه کار اقتصاد فکر می کند ، سامرز یک وان را تصور می کند. اگر دولت پول زیادی در اقتصاد بگذارد ، منجر به تورم می شود و باعث می شود وان بیش از حد تخلیه شود. در این مدل هزینه های بالای دولت لزوماً باعث تورم می شود.

در عوض تصور کنید که اقتصاد مانند یک تخت گل است. این احتمال وجود دارد که آبیاری بیش از حد باعث سرریز شدن آب شود ، اما این امر به نحوه آبیاری و مکان آن بستگی دارد. اگر آب را در محلی که از قبل اشباع شده است بریزید ، احتمالاً طغیان می کند و باعث از بین رفتن گلها می شود. در مقابل ، اگر روی کل تخت آب دوش بگیرید یا روی خشک ترین مناطق تمرکز کنید ، آب خیس می شود و گل ها رشد می کنند. به همین ترتیب ، تفاوتی بین ریختن پول بیشتر دولت به جیب جف بزوس و هزینه آن برای زیرساخت ها ، آموزش ، تحقیق و توسعه و بهداشت و درمان وجود دارد. تفاوتی بین انتظارات تورمی وجود دارد که منجر به افزایش پاداش بخش مالی و پرستاران NHS می شود و حقوق دریافتی خود را دریافت می کنند.

انتظارات تورمی مشخص می کند که ما به عنوان کارگزاران اقتصادی ، به عنوان مصرف کننده و به عنوان تعیین کننده قیمت ، چگونه و چه کاری انجام دهیم. این انتظارات با توجه به آنچه ما فکر می کنیم اقتصاد به وجود آمده شکل گرفته است. ایده ها ، نظریه ها و مدل های اقتصادی نحوه تفسیر جهان و در نتیجه آنچه انتظار داریم اتفاق بیفتد را تنظیم می کنند. آنها از طریق آنچه سامرز در روزنامه می نویسد یا آنچه در مورد تورم بزرگ دهه های 1970 و 80 به ما آموخته است ، به روش های بی شماری به ما نفوذ می کنند.

بیشتر سیاست های پولی با هدف “لنگر انداختن” انتظارات تورمی انجام می شود. اکثر بانکهای اصلی مرکزی سیاستهای ، اطلاعیه های مطبوعاتی و اطلاعیه ها را با هدف ایجاد این باور گسترده که تورم به زودی به طور متوسط ​​2٪ خواهد داشت و در آنجا می مانند ، طراحی می کنند. اگر بیشتر فعالان اقتصادی انتظار دارند تورم در حدود 2٪ باشد ، قیمت گذاری خود را بر اساس این پیش بینی انجام می دهند ، بنابراین باعث می شود تورم حدود 2٪ باشد.

اصطلاح “لنگر” در اینجا مفید است. یک لنگر قایق را تقریباً در همان وضعیت نگه می دارد. منظور از انتظارات تورمی لنگر برای حفظ تورم در تقریباً یکسان ، یعنی 2٪ است. ما می دانیم که جریانات و جریانهای شدید می توانند لنگر را بکشند. به همین ترتیب ، روایت های قوی می توانند انتظارات تورمی را از طریق قدرت عملکردی خود تغییر دهند. روایت های اقتصادی وقتی فقط اقتصاد را توصیف نمی کنند ، بلکه عملکرد اقتصادی را پیش می برند قدرت اجرایی دارند. همانطور که استاد جامعه شناسی دونالد مک کنزی به درستی بیان کرد ، مدل های اقتصادی می توانند به عنوان موتور و همچنین دوربین عمل کنند.

مفاهیم اقتصادی برای داشتن قدرت عملکردی صحیح نیستند. فرض کنید که من در اقتصاد تعیین کننده قیمت هستم و معتقدم هزینه های بالای دولت باعث تورم می شود. پس از آن من شاهد رسیدن هزینه های دولت انگلستان به رکورد بود. منطقی است که قیمت ها را افزایش دهم زیرا انتظار تورم و در نتیجه افزایش هزینه ها را دارم. با توجه به این انتظار ، تورم ایجاد می کنم. آنچه باعث ایجاد تورم در این مثال می شود ، هزینه های دولت نیست ، بلکه در عوض اقدامات من براساس باورهای خودم (غلط) است.

ما می توانیم تورم بدون هزینه های بالای دولت داشته باشیم ، یا هزینه های بالای دولت بدون تورم داشته باشیم. بارزترین شاهد این امر بحران مالی جهانی 2008 است. در پاسخ به این بحران مالی ، بانکهای مرکزی بزرگ ، از جمله بانک انگلیس ، مقدار زیادی پول تازه ایجاد شده را به اقتصاد تزریق کردند که فقط با واکنش اخیر به بحران ویروس کرونا جایگزین شد. اقتصاددانان و فعالان بازار در آن زمان نگران بودند که این منجر به تورم خطرناکی شود. اینطور نبود

با این حال ما در جهانی زندگی می کنیم که بسیاری از مردم ، به ویژه بسیاری از تعیین کنندگان قیمت ، معتقدند که هزینه های بالای دولت لزوماً باعث تورم می شود. این باور اشتباه ، اگر مجاز به اعمال قدرت اجرایی باشد ، می تواند عواقب جدی داشته باشد. اول اینکه می تواند منجر به تورم واقعی شود. این ممکن است چنین اتفاق بدی نباشد ، زیرا تورم در اکثر کشورهای پیشرفته سالها زیر هدف بوده است و از آنجا که شواهد نشان می دهد اثرات منفی تورم فقط در صورت رقم دو رقمی شدن ، شروع می شود.

خطر واقعی این است که اعتقاد عملی به اینکه هزینه های بالای دولت باعث تورم خطرناکی می شود ، می تواند هزینه های دولت را متوقف کند ، علی رغم این واقعیت که هزینه های بالای دولت – به ویژه برای مبانی اساسی مانند زیرساخت های فیزیکی و اجتماعی – نیازی به تورم خطرناک بالا ندارد. آنچه ضروری است به خاطر بسپاریم این است که جلوگیری از تورم ، نه با محدود کردن بنیادی هزینه های دولت ، بلکه با اطمینان از اینکه افراد با قدرت قیمت گذاری به اشتباه انتظار ندارند ، مانع از تورم می شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.