چرا تلاش کارگران برای یافتن پاسخی ساده برای از دست دادن رای دهندگان با شکست مواجه خواهد شد | پائولا سوریج

دبلیودر حالی که وقایع انتخاباتی به مدت 12 ماه مکث داشت ، طبقه خبرگان انگلیس چیز کمی برای تحقق بخشیدن به درک نحوه تغییر رفتار رای دهندگان توسط همه گیری ، دوره پس از Brexit و رهبری جدید حزب کارگر داشت.

آنگاه اجتناب ناپذیر بود که نتایج اخیر انتخابات برای سرنخی از آینده سیاست انگلیس متوقف شود. آیا “پنجشنبه فوق العاده” ، همانطور که به آن لقب داده شد ، اولین نشانه ای است که حرکت رای دهندگان به دور از حزب کارگر که در انتخابات عمومی 2019 دیده می شود متوقف شده است ، این پیشنهاد که با “انجام Brexit” ، سیاست می تواند بازگشت باشد به “عادی”؟ یا این یک هشدار است که سال 2019 بخشی از یک آرایش مجدد ماندگارتر در سیستم سیاسی بود و نه صرفاً “وام” آرا برای تحویل آنچه مجلس نتوانسته است انجام دهد؟

در این صورت ، نتایج انتخابات محلی در انگلستان ، از جمله نتیجه انتخابات میان دوره ای هارتلپول که بر عناوین ملی حاکم بود ، بیشتر از اینکه دوباره تنظیم شود ، شبیه ادامه سیاست اواخر سال 2019 است. اینها نوعی از نتایجی است که ما می توانستیم انتظار داشته باشیم اگر انتخابات در اوایل سال 2020 برگزار شده باشد ، گویی که همه گیری به جای تحمیل تجدید نظر بنیادی ، به سادگی بر تکامل ترجیحات رای گیری متوقف می شود.

الگوهای نتایج در ادامه مواردی است که در دسامبر 2019 مشاهده شده است. مناطق مرفه تر از محافظه کاران دور شدند (اگرچه ذی نفعان این امر متفاوت است) در حالی که مناطق فقیرنشین همچنان از کارگر دور می شوند و محافظه کاران بیشترین سود را کسب می کنند. اماکن با سطح بالایی از فارغ التحصیلان همچنان از محافظه کاران دور می شوند اما نشان می دهد که جنبش کارگری گرفتار شده است ، جایی که سبزها و لیبرال دموکرات ها از یک طرف به دست آوردند در حالی که محافظه کاران به طرف دیگر فشار می آوردند.

انتخابات عمومی سال 2019 بدترین شکست برای حزب کارگر از سال 1935 بود و بسیاری از اعضای حزب معتقد بودند که این نتیجه یا نتیجه Brexit یا رهبری جرمی کوربین یا هر دو است. پس تعجبی ندارد که شواهدی مبنی بر اینکه این ممکن است کل داستان نباشد ، منجر به آشفتگی این حزب و تفسیر گسترده تر آن شده است. جستجوی یک جستجوی مشابه برای یافتن یک پاسخ واقعی برای این سوال وجود دارد که چرا رأی دهندگان از کارگری که در گذشته “قلب قلب” آن بوده است ، روی آورده اند ، اما این یک تلاش محکوم به شکست مکرر است. علل پیچیده تر است.

مدلهای آکادمیک رفتار رأی دادن در بیشتر دوران پس از جنگ بر این عقیده بود که رای دهندگان با نوعی وفاداری – یک هویت حزبی – با احزاب در ارتباط هستند. این در پشت این گفته قدیمی نهفته است که در بعضی جاها شما می توانید “یک گل رز قرمز بر روی الاغ بگذارید و پیروز شود”. مردم به حزبی که همیشه به آن رأی داده اند رای می دهند و اغلب کسی است که والدین و پدربزرگ و مادربزرگشان قبل از آنها از آن حمایت کرده اند. اما این ارتباط با احزاب مانند انگلیس در انگلیس ضعیف شده است. رای دهندگان بی ثبات تر شده اند و تعداد کمتری از رأی دهندگان از وابستگی شدید به احزاب سیاسی خبر می دهند. هویت حزب خود ریشه در گروههای طبقاتی اجتماعی داشت ، با سایر عوامل “زینت و جزئیات” (همانطور که استاد دولت پیتر پالزر در 1967 به زبان مشهور گفت).

بعد از هر مجموعه ای از انتخابات ، توجه به الگوهای نتایج و نحوه ارتباط آنها با گروه های جمعیتی در مناطق محلی معطوف می شود. برای کارگران پس از انتخابات 2021 ، این مسئله به عنوان نگرانی از چگونگی ارتباط مجدد حزب با “طبقه کارگر” در مناطقی از انگلستان و بحث در مورد چگونگی تعریف طبقه – بطور محدود ، در یک گزارش شبه مارکسیستی از مالکیت ابزار تولید یا به طور گسترده تر به عنوان منافع اقتصادی که مالکیت خانه را نیز به خود اختصاص می دهد.

در عین حال ، داده ها در مورد مکان ها می توانند برای گفتن در مورد افراد در آن مکان ها غیر قابل اعتماد باشند ، به ویژه هنگامی که میزان مشارکت کم است. مسئله این است که ، به عنوان مثال ، ممکن است مکانهایی را ببینیم که دانشجویان دارای رای کارگر بالاتری هستند ، اما در واقع ، همه دانشجویان در خانه ماندند و در عوض افرادی بودند که در همسایگی دانشجویان زندگی می کردند که به حزب کارگر رای دادند. این امر خصوصاً برای انتخابات محلی که میزان مشارکت مردم در آن کم است ، وجود دارد و ما از رابطه میزان مشارکت و جمعیت اطلاعاتی نمی دانیم. به عنوان مثال ، در دونكاستر ، كمتر از یك نفر در سه رأی دهنده به رأی گیری روی آورد. مباحث مربوط به تعاریف و داده ها اغلب چگونگی تغییر سیاست را از دست می دهند ، به تدریج در ابتدا اما پس از آن به سرعت پس از رای گیری Brexit ، و بسیار سریع تر از سال 2016.

آنچه در مورد رای دهندگانی که از حزب کارگر به محافظه کار روی آورده اند متمایز است ، نحوه ترکیب موقعیت های اجتماعی ، ارزش های سیاسی و هویت آنهاست. همانند تعاریف مربوط به طبقه ، این گرایش وجود دارد که بخشهای مختلف جنبش کارگری بر جنبه ای که مناسب ترجیحات آنها برای جهت گیری حزب است ، تمرکز کنند. برخی بر روی اقتصاد تمرکز می کنند ، برخی دیگر نگران رای دهندگان محافظه کار اجتماعی (سابق) کارگر هستند و برخی دیگر بر لزوم ارتباط حزب با کسانی که انگلیسی می شناسند تأکید می کنند. تلاش برای تقطیر این عناصر از یکدیگر کار احمقانه ای است ، نتیجه ذاتاً بی ثبات است. آنها در زندگی مردم و نحوه تعامل آنها با سیاست و احزاب از نزدیک درهم آمیخته اند.

آنچه گروه های رای دهنده را متمایز می کند نحوه ترکیب این عناصر است. رأی دهندگانی که از حزب کارگر به محافظه کاران منتقل شده اند (به طور متوسط) دارای دیدگاه های اقتصادی متمایل به چپ هستند ، گرچه معمولاً در موقعیت های اقتصادی نامطلوبی نیستند. آنها تمایل به داشتن دیدگاه های محافظه کارانه تری در مورد مسائل فرهنگی دارند و به احتمال زیاد احساس غرور ملی دارند (که اغلب به جای انگلیسی یا انگلیسی بیان می شود) ، اما هیچ یک از اینها به تنهایی گروه را تعریف نمی کند. کسانی با دیدگاه های چپ گرایانه و بدون احساس هویت ملی هستند. محافظه کاران فرهنگی وجود دارند که از نظر اقتصادی دارای حق هستند.

این الگو به جای “قبایل” بزرگ که توسط Brexit یا باینری های طبقاتی القا می شود ، یکی از قطعات است. این قطعات توسط مجموعه های مختلفی از ارزش تعریف شده اند ، نه کاملا اقتصادی و نه کاملاً “فرهنگی”. مسیر موفقیت در انتخابات ایجاد موزاییکی از این گروه از افراد است ، یک رهبر ماهر می تواند با پیوستن به گروه هایی با علایق ، ارزش ها و هویت های با هم تداخل داشته باشد ، در حالی که فکر می کند که با بازسازی قطعات ، آسیب پذیری های ساختاری در امتداد پیوستگی ایجاد می شود. قطعات دارای لبه های دندانه دار هستند. آنها اشکالی را تشکیل نمی دهند که جمع آوری مجدد آنها در کل حاصل از آنها ساده باشد ، اما با تخیل و درک نحوه پر کردن شکاف ها می توان از قطعات اشکال جدیدی ساخت.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *