چرا باهوش ترین منتقدان دره سیلیکون همه زنان هستند | فن آوری

مندر نوامبر 2019 ، که به نظر می رسد همان اواخر گذشته است ، من در مورد یک رابطه جالب که در آن تصادف کرده بودم نوشتم. این بود که نویسندگان با بصیرت ترین انتقادات از فناوری دیجیتال که توسط شرکت های فناوری به کار گرفته شد ، زنان بودند. من 20 مورد از آنها را لیست کردم و اضافه کردم که هیچ ادعایی درباره نمایندگی آماری نمونه خود ندارم. این ممکن است به سادگی نتیجه سوگیری تأیید باشد – من تفسیرهای فنی بیشتری را برای هر کسی مفید می خوانم و ممکن است مواردی که در حافظه من می ماند با نظرات من طنین انداز شود.

شانزده ماه بعد ، فهمیدم که لیست منتقدان چشمگیر فناوری زنان من گسترش یافته است. اکنون شامل (به ترتیب حروف الفبا): جانت آبت ، لیلیان ادواردز ، ماریا فارل ، تیمیت گبرو ، وندی هال ، مار هیکس ، تپه کشمیر ، لینا خان ، پراتیوشا کالوری ، ربکا مکینون ، مارگارت میچل ، سافیا نوبل ، کاویتا فیلیپ ، میتالی تاکور ، کورینا شلومبس ، دینا سرینیواسان و کاریسا ولیز. اگر هر یک از این موارد برای شما ناشناخته باشد ، هر موتور جستجوی خوبی شما را به سمت آنها و کارشان راهنمایی می کند. باز هم ، هشدارهای معمول اعمال می شود. من ادعای نمایندگی آماری ندارم ، فقط به عنوان کسی که کارهای مختلف روزانه اش خواندن بسیاری از انتقادات فنی است ، این متفکرانی هستند که برجسته می شوند.

این همبستگی جالب به ما چه می گوید؟ خیلی زیاد ، همانطور که اتفاق می افتد. نتیجه گیری اول این است که صنعتی که در حال تغییر شکل جوامع ما است و دموکراسی های ما را تضعیف می کند ، است اکثراً تحت سلطه مردان است. با این حال – به غیر از چند استثنا شریف – منتقدان مرد به نظر می رسد که این جنبه خاص از صنعت نسبتاً بدون مشکل باشد ، یا بلغم باشد. به نظر می رسد آنها آن را امری اجتناب ناپذیر می دانند و به نگرانی های ظاهراً فوری منتقل می شوند.

کمبود تنوع جنسیتی مزمن در فناوری برای سنین مختلف کاملاً مشهور بوده است و در سال های اخیر بسیاری از شرکت ها به این مسئله اعتراف کرده و قول داده اند که عملکرد بهتری داشته باشند. اما پیشرفت بسیار کندی بوده است. اجتناب از این نتیجه گیری که آنها هنوز آن را می بینند ، دشوار است ، مانند اینکه مثلاً گفتار نفرت را می بینند ، به عنوان یک مشکل روابط عمومی برای مدیریت و نه به عنوان یک مسئله ساختاری که نیاز به اصلاح اساسی دارد.

عقیده من این است که هر چقدر صنعت در مورد تنوع جنسیتی غرق شود ، واقعاً آن را یک مشکل واقعی نمی داند. بنگاه های مردسالار هنوز بیش از 80٪ بودجه مربوط به سرمایه های خطرپذیر را دریافت می کنند و غالباً این پول به کارآفرینانی می رسد که قول می دهند محصولات یا خدماتی ایجاد کنند که گویا نیازهای واقعی مصرف کنندگان را برطرف می کند. مشکل این است که بنیانگذاران مرد ، به ویژه مهندسان ، به درک مشکلات زنان مبتلا نیستند ، و این به این معنی است که ما دچار پوچ هایی می شویم مانند اینکه اپل در اصل نمی تواند ردیابی چرخه قاعدگی را در ساعت هوشمند خود یا در برنامه Health iPhone قرار دهد. وای! زنان پریود می شوند! چه کسی می دانست؟

نکته عجیب این است که این نوع نابینایی نابینایان از نظر تجاری چقدر غیر منطقی است. پس از همه ، به عنوان اقتصاددان به عبارت دیگر ، از بین بردن نیمی از مشتریان شما راهی هوشمندانه برای تجارت نیست. خیاطان و لباس پوشان مدت ها پیش فهمیدند که زنان و مردان از اشکال و اندازه های مختلفی برخوردارند. با این حال ، به نظر نمی رسد که این خبر هنوز به پالو آلتو یا مانتین ویو رسیده است ، جایی که آنها مشغول طراحی هدست های واقعیت مجازی هستند که باعث می شود زنان بیش از مردان احساس بیماری کنند ، شاید به این دلیل که 90٪ از زنان دانش آموزان نزدیکتر از تنظیمات پیش فرض هدست معمولی. همین امر برای تلفن های هوشمند بسیار بزرگ نیز مناسب قرار گرفتن در دست زنان معمولی است.

بنابراین ما در حال حاضر دنیای شبکه ای داریم که تحت سلطه صنعتی قرار دارد که استکبار و رفاه فناوری را همراه با ناآگاهی عمیق از اینکه زندگی برای اکثر مردم چگونه است ، از بین می برد. بعید است نخبگان فناوری که محصولات و خدمات را ایجاد می کنند ، طرد اجتماعی ، نژادپرستی ، زن ستیزی ، فقر یا سو or استفاده جسمی را تجربه کرده باشند. و به ویژه آنها اندكی از زندگی زنان می دانند ، گرچه با توجه به رسوائی های مربوط به آزار و اذیت جنسی در شركت های فن آوری ، شما تصور می كردید كه تاكنون تصوراتی داشته باشند. در چنین شرایطی ، تعجب آور نیست که افرادی که به احتمال زیاد منتقد ترین صنعت هستند ، زنان باهوش و باسواد باشند.

سپس نژادپرستی وجود دارد ، موضوعی که بندرت در محافل فناوری مودبانه مورد بحث قرار می گیرد. بسیاری از مهمترین منتقدان این فناوری و استقرار آن توسط سیلیکون ولی زنان رنگین پوست هستند. این تصادفی نیست ، زیرا به ویژه آنها کاملاً قابل توجه به روشی هستند که به عنوان مثال ، یادگیری ماشین و فن آوری تشخیص چهره ، تعصبات تعبیه شده در مجموعه داده هایی است که آنها را آموزش داده است. دره سیلیکون مشغول ساخت – و سود بردن از آن – ماشینهایی است که افراد را کنترل و کنترل می کند. اما مهندسان سازنده این موارد درک و یا ارتباطی با جوامعی که بیشترین میزان نظارت بر یادگیری ماشین را بر عهده داشته اند کم دارند ، اغلب زنان ، افراد سیاه پوست ، بومی ، LGBT + ، فقیر یا دارای معلولیت. و هرگز قبل از نصب چنین سیستم هایی با آنها مشورت نمی کنند. دموکراسی ها به چشم اندازهای هوشمندانه ، آگاهانه و حیاتی در مورد عدم تقارن قدرت نهفته در چنین فناوری های سوus استفاده کننده نیاز دارند. خبر خوب در مورد لیست دانشمندان من این است که آنها کاملاً مناسب کار هستند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *