چرا انگلیس نمی تواند از حقیقت وینستون چرچیل استفاده کند؟ | وینستون چرچیل

آ سکوت ناخوشایند در یکی از پر صحبت ترین چهره های تاریخ انگلیس حضور دارد. شما ممکن است در مورد وینستون چرچیل که “تنها” هیتلر را شکست می دهد ، ذوق زده شوید. اما نظرات او در مورد نژاد یا سیاست های استعماری او را ذکر کنید و بلافاصله در شیشه های وحشی و هماهنگ غرق خواهید شد.

در دریایی از زندگی نامه های چرچیل با احترام بسیار احترام آمیز ، به سختی هیچ کتابی نژادپرستی مستند وی را به طور جدی بررسی می کند. به نظر می رسد هیچ چیز نمی تواند افسانه ملی قهرمان بی عیب و نقص را پیچیده کند ، چه رسد به لکه دار کردن: بت که “تمدن ما را نجات داد” ، همانطور که بوریس جانسون ادعا می کند ، یا “بشریت به عنوان یک کل” ، مانند دیوید کامرون. در مورد نظرات او در مورد برتری سفیدپوشان و افرادی که پیرس مورگان از آنها س askال خواهد کرد ، یک مشاهده ناراحت کننده داشته باشید:چرا در این کشور زندگی می کنید؟

به همه گفته نمی شود که ساکت باشند زیرا اگر چرچیل نبود “آلمانی صحبت می کردند”. بسیاری از مردم می خواهند درباره شخصیت های تاریخی که لازم است بدون انتقاد تحسین کنند بیشتر بدانند. اعتراضات “زندگی سیاه” در ماه ژوئن گذشته مهم بود – در طی آن کلمه “نژادپرست” با حروف قرمز بر روی مجسمه چرچیل در میدان پارلمان پاشیده شد ، با مطالبات آموزش بیشتر در مورد نژاد ، امپراتوری و چهره هایی که مجسمه های آنها مناظر ما است همراه بود.

با این وجود ارائه یک تصویر کامل دشوارتر است. با دانشمنداني كه جنبه هاي كم برجسته تري از چرچيل را بررسي مي كنند ، با رفتارهاي ناسازگار برخورد مي شود. از کالج چرچیل ، کمبریج ، جایی که من یک استاد تدریس هستم ، مثال بزنید. در پاسخ به درخواست اطلاعات بیشتر درباره بنیانگذار آن ، این کالج مجموعه ای از رویدادها را در مورد چرچیل ، امپایر و نژاد ترتیب داد. من اخیراً ریاست دومین مورد از اینها را داشتم ، میزگردی با عنوان “پیامدهای نژادی آقای چرچیل”.

حتی پیش از وقوع آن ، این بحث بارها در تابلوئیدها و رسانه های اجتماعی به عنوان “احمقانه” ، “ترور شخصیت” با هدف “زباله انداختن” مرد بزرگ ، محکوم شد. نامه های خشمگین به کالج می گفتند این آزادی علمی بیش از حد است و باید این رویداد لغو شود. من و سخنرانان ، همه دانشمندان و افراد رنگین پوست ، مورد پست الکترونیکی نفرت نفرت انگیز ، لعن و تهدید نژادپرستانه قرار گرفتیم. ما را به خیانت و افترا متهم کردند. یکی از خبرنگاران هشدار داد که نام من به افسر فرمانده یک پایگاه RAF در نزدیکی خانه من منتقل می شود.

دانشکده اکنون تحت فشار شدیدی قرار گرفته است تا دیگر این وقایع را متوقف کند. پس از پانل اخیر ، اندیشکده راست گرای سیاست تبادل ، که در محافل دولتی تأثیرگذار است – و ادعا می کند که آزادی بیان و نظرات بحث برانگیز را در دانشگاه حمایت می کند – “مروری” درباره این رویداد منتشر کرد. پیش گفتار ، نوشته شده توسط نوه چرچیل ، نیکلاس سوامز ، اظهار داشت که وی امیدوار است که این بررسی “مانع از سازماندهی چنین رویداد نادرستی از نظر عقلی در کالج چرچیل در آینده شود – و ، ممکن است امیدوار باشد ، در سایر نقاط”.

کنایه آمیز است از طرف دولت و رسانه ها به ما گفته شده است كه “لغو فرهنگ” تحمیل چپ دانشگاهی است. با این وجود ، این در واقع ، “فرهنگ لغو” واقعی است که از تعامل صادقانه با تاریخ انگلیس جلوگیری می کند. چرچیل یک رهبر تحسین شده زمان جنگ بود که به موقع تهدید هیتلر را شناخت و نقشی محوری در پیروزی متحدین داشت. شناختن این موضوع را می توان بدون پرداختن به لبه کم لطف او انجام داد. محققان در رویداد کمبریج – مادسور موکرجی ، Onyeka Nubia و Kehinde اندروز – توجه به حمایت چرچیل از استعمار انگلیس را جلب کردند. نقش م hisثر او در قحطی فاجعه بنگال در سال 1943 ، که در آن میلیون ها نفر بی دلیل جان خود را از دست دادند. علاقه او به eugenics ؛ و دیدگاه های او ، کاملاً عقب افتاده حتی برای زمان خود ، در مسابقه.

چرچیل سابقه دارد که “سهام آریایی” را ستایش می کند و اصرار دارد که “یک نژاد قوی تر ، یک نژاد درجه بالاتر” به جای مردم بومی ، درست است. گفته می شود که وی فکر نمی کرد “افراد سیاه پوست به اندازه افراد سفیدپوست توانایی یا کارآیی داشته باشند”. در سال 1911 ، چرچیل مسابقات بوکس بین نژادی را ممنوع کرد تا مبارزان سفیدپوست در مقابل سیاهان شکست نخورند. او اصرار داشت كه انگلیس و آمریكا “برتری آنگلوساكسون” را دارند. وی مبارزان ضد استعمار را “وحشیانی مسلح به ایده” توصیف کرد.

حتی معاصران وی دیدگاه های او در مورد نژاد را تکان دهنده می دانستند. دبیر استعمار ، لئو عامری ، در چارچوب موضع سخت چرچیل در برابر تسکین قحطی به بنگال ، اظهار داشت: “در مورد هند ، وینستون کاملاً عاقل نیست … من تفاوت زیادی بین دیدگاه او و هیتلر نمی دیدم.”

فقط به این دلیل که هیتلر نژاد پرست بود ، به این معنی نیست که چرچیل نمی توانست یکی از آنها باشد. بالاخره انگلیس وارد جنگ شد ، زیرا با تهدیدی وجودی روبرو بود – و نه در درجه اول به دلیل مخالفت با ایدئولوژی نازی. رهبران آفریقایی و آسیایی با اشاره به روابط متقابل بین استعمار و نژادپرستی نازی ها ، دو استاندارد چرچیل را در رد قاطعانه تعیین سرنوشت خود برای اتباع استعماری که با هیتلر نیز درگیر بودند ، زیر سوال بردند.

لازم به یادآوری است که پرستش غیر انتقادی چرچیل که امروزه چنان مسلط است ، بسیاری از مردم انگلیس در سال 1945 ، زمانی که آنها قبل از اینکه جنگ کاملاً به پایان نرسد ، او را از دفتر خارج رای دادند ، مشترک نبودند. بسیاری از جوامع طبقه کارگر در انگلیس ، از داندی تا جنوب ولز ، نسبت به چرچیل نسبت به تمایل وی برای بسیج نیروی نظامی در جریان اختلافات صنعتی ، خصومت شدیدی داشتند. همین اواخر سال 2010 ، شورای جامعه Llanmaes با تغییر نام پایگاه نظامی به چرچیل لاینز مخالفت کرد.

ارزیابی انتقادی “ترور شخصیت” نیست. به لطف تفکر گروهی “فرقه چرچیل” ، نخست وزیر فقید به جای اینکه به یک شخصیت تاریخی تبدیل شود ، به یک شخصیت اسطوره ای تبدیل شده است. پایین آوردن مفاهیم دیدگاه های چرچیل در مورد نژاد – یا به گونه ای پوچ ، همانطور که سیاست تبادل نظر می کند ، منظور از سخنان نژادپرستانه وی “چیزی غیر از تعریف متعارف آنها” است – از عدم صداقت و شجاعت عمیق برای من صحبت می کند.

این شکست شجاعت با انزجار گسترده تری نسبت به بررسی واقعی امپراتوری انگلیس ، شاید از ترس آنچه ممکن است امروز درباره انگلیس بیان کند ، گره خورده است. گفتگوی ملی لازم در مورد چرچیل و امپراطوری ای که وی بسیار متعهد بود ، یکی از راه های ضروری برای شکستن این سکوت غیرقابل قبول است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *