پسر ما یک فرشته در مهد کودک است ، کمی شیطان در خانه | والدین و والدین

منn مهد کودک ، پسر من در کل پسر دیگری است. ما این را می دانیم زیرا آنها تصاویر را از طریق یک وب سایت کوچک برای ما ارسال می کنند که به سرعت به مقصد اینترنتی مورد علاقه ما تبدیل می شود. این تصاویر ، و گهگاه فیلم هایی از زمان حضور وی در مهد کودک ، معمولاً همراه با پیشرفت های رفتاری یا روزهای جشن را جمع آوری می کند.

برای روز سنت پاتریک ما او را با لباس کامل راگبی ایرلند دیدیم که از Play-Doh ماشین های بزرگ ساخته است. در عید پاک ، او تخم مرغ نقاشی کرد. در روز جهانی کتاب ، او مانند روباه گربه شد ، زیرا این تنها لباس مبهم مربوط به کتاب بود که باید تحویل می گرفتیم. شاید به یاد داشته باشید که این لباس همچنین به عنوان لباس او برای دو گردهمایی هالووین و یک تاریخ بازی با مضمون حیوانات به کار رفته است. ما معنی خود را حفظ می کنیم تا چیز دیگری به او بدست آوریم زیرا خز آن بسیار ضخیم است به طوری که ظرف 10 دقیقه استفاده از آن به یک ظرف غذا عرق آلود تبدیل می شود ، اما ما همیشه فراموش می کنیم با این سرعت ، او در آن ازدواج می کند.

در مهد کودک ، او زندگی یک شبانه روزی را در یک مدرسه حاکمیت سوئیس برای کودکان شرور باند انجام می دهد. در خانه او به غیر از شام های مورد علاقه اش بینی خود را بالا می برد. در آنجا او بابا غانوش و دانه های واقعی و ماهی تن می خورد. ماهی تن! حتی نمی توانیم انگشتان ماهی او را بخوریم. علاقه او به صنایع دستی فراتر از نقاشی دایناسورها یا دستان خودش است و به ساخت سازه های بیزانس از فیلم های آکریلیک و آکریلیک می رسد.

شاید او فکر می کند ما به عنوان نگهبانان دهقان برخی از افراد پیچیده شکنجه شده است. او راه های استانی ما را در خانه تحمل می کند ، فقط خودش را به عنوان یک انسان رنسانس در مهد کودک تغییر می دهد. در آنجا ، او به لاتین صحبت می کند ، معماری می خواند و من کاملا مطمئن هستم که او یک لوله دود می کند.

چیزی که بسیار احساسی است از دیدن او در تعامل با دوستان کوچک خود ، بدون خودآگاهی است که وقتی ما در اطراف هستیم نفوذ می کند. و دیدن او تا این حد مستقل و با توجه عجیب است. تأثیرگذار و گاهاً هشدار دهنده. مرور وب سایت گاهی اوقات مانند مرور کاتالوگ رفتارهای متفاوت و بهتر برای پسر ما است. ما می گوییم “کمی خوش اخلاق” ، کمی اذیت شد.

به طور خلاصه ، پسرم همان چیزی است که پدرم ممکن است آن را “فرشته خیابانی ، شیطنت در خانه” بنامد – اصطلاحی که او برای ما به کار می برد وقتی که در خانه به عنوان پای خوب رفتار می کردیم ، اما در خانه رو به گردن و احتمالاً حتی جنایتکار می گشتیم. من این اصطلاح را تقریباً در ایرلند در دوران جوانی ام می پنداشتم ، اما متوجه شدم که من فقط تا به حال پدرم را شنیده ام که آن را گفته است. جستجوی گوگل فقط استفاده از آن را در نوشتار آمریکایی درباره اختلال شخصیت خودشیفته نشان می دهد ، که شاید نظر پدر من در مورد آن زمان را نشان می دهد.

او هرگز شانس بروزرسانی عکس های هفتگی درباره اتفاقات زندگی نوزاد من را نداشت. صادقانه بگویم مطمئن نیستم که او آن را گرامی می داشت. از طرف دیگر ، ما نمی توانیم بدون نگاه اجمالی نگاه او به زندگی روزمره او زندگی کنیم ، حتی اگر اولین ضربه های قلبی استقلال رو به رشد او را نشان دهد. در حال حاضر ، ما هر یک از آثار هنری و همه تخم مرغ های رنگ آمیزی شده را می گیریم. روز پدر به زودی فرا می رسد. ما باید آن لباس روباه را بشوییم.

Séamas را در توییتر دنبال کنید shockproofbeats

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *