پتی لوپون با جاناتان بیلی ملاقات می کند: “تو بزرگترین ستاره جهان هستی!” | تئاتر

پatti LuPone و Jonathan Bailey در سال 2018 در احیای شرکت موسیقی Stephen Sondheim در لندن بازی کردند. این زوج که به ترتیب با سریال های Hollywood و Bridgerton موفق به بازدید Netflix شدند ، صحبت در مورد اعصاب اتاق تمرین ، بهترین شب سال هفته برای تماشای یک نمایش موزیکال و بحران Covid برای هنر.

پتی لو پونه: جانی ، تو بزرگترین ستاره جهان هستی!

جاناتان بیلی: بزرگتر از پتی لوپونه نیست!

PLP: بسیار بزرگتر – و جنسی تر. فصل بعدی Bridgerton همه چیز در مورد شماست ، درست است؟

JB: ظاهرا همینطور است. اطلاعات بیشتر در مورد من و bum من.

کریس ویگاند: شما دو نفر اولین بار کی ملاقات کرده اید؟

PLP: در روز اول تمرینات شرکت. خیلی خجالتی بودم بقیه همدیگر را می شناختند. به ما گفتند شرکایی را برای رقص انتخاب کنید و هیچ کس من را انتخاب نکرد!

پتی لوپونه در نقش جوان در کمپانی استفان سوندهایم در سال 2018.
پتی لوپونه در نقش جوان در شرکت استفان سوندهایم در سال 2018. عکس: رابی جک / کوربیس از طریق گتی ایماژ

JB: ما در همان روز اول بازی های یخ شکن و تمرین های اعتماد را انجام می دادیم ، که از شما می خواهد تا حد ممکن در معرض دید باشید. شما نمی خواهید کسی باشید که پتی را در تمرین اعتماد می اندازد! یک لحظه فکر نمی کنید که پتی لوپون روز اول عصبی شود ، اما با گفتن اینکه دیگر تئاتر موسیقی نخواهید داد ، به صحنه برمی گشتید. کارگردان ، ماریان الیوت طول کشید تا شما را به اتاق تمرین برگرداند. شما تمام راه را به لندن آمدید.

PLP: استاندارد تعیین شده توسط بازیگران انگلیسی بسیار بالا است ، بنابراین قدم زدن در تمرینات با آنها یک موضوع ترسناک است. وقتی لس می را در سال 1985 کار کردم همین بود. در لندن ، بازیگری یک شغل افتخارآمیز است ، در مقایسه با آنچه در ایالات متحده است ، جایی که مثل آن ، “من می خواهم ستاره شوم و هزار میلیون دلار درآمد دارم”.

JB: دیدگاه من این بود: بله ، من قبلاً در لندن کار کرده ام ، اما خدای من ، من هرگز در وست اند موزیکال کار نکرده ام و خودم را کسی می دانم که بیشتر به تلویزیون معروف است ، بنابراین آیا می توانم ارزش خود را ثابت کنم؟ اضطراب یک سطح است – اضطراب هرگز تغییر نمی کند. ساختار تئاتر همیشه این است: ظاهر شوید ، کار را انجام دهید ، حضور داشته باشید و مهربان باشید و سخت کار کنید. این در مورد صادق بودن ، از نظر فنی و تا حد امکان سالم بودن برای انجام نمایش است.

PLP: برای بازیگران ، بسیاری از مردم زندگی ما را به این شکل شدید می گذرانند. شما یک تجربه عاطفی شدید با آنها دارید ، و سپس آنها دیگر از بین می روند.

JB: مثل یک عشق است. نمی توانید آن را توضیح دهید – فقط بازیگر دیگری آن را دریافت می کند. شما مرا در شرکت نگه داشتید. من آهنگ پاتریک ، Getting Married Today را داشتم ، و شما قبلاً آن را اجرا کرده بودید. وقتی که ما تمرین می کردیم ، شما به من زمزمه کردی که همه چیز در مورد ضرب و شتم است و اجازه می دهی ضرب و شتم همه کارها را انجام دهد ، بنابراین می توانی از بین بروی. این کاملا قفل آن را باز کرد.

روزالی کریگ در کنار جاناتان بیلی (با پیراهن آبی سمت راست) در شرکت.
روزالی کریگ در کنار جاناتان بیلی (با پیراهن آبی سمت راست) در شرکت. عکس: Tristram Kenton / The Guardian

PLP: که آن را به جلو پرداخت. مردم در لحظات ناامیدی روی صحنه مرا نجات داده اند. شما به آن نوع پشتیبانی نیاز دارید. این یک رقابت نیست ، این یک جامعه است. همه ما به همین دلیل اینجا هستیم ، یعنی بهترین کاری که می توانیم روی صحنه ، به صورت جداگانه و جمعی ، برای مخاطب انجام دهیم.

JB: تئاترها مانند مکان های مقدس هستند – شما داستان اجراهای قبلی و افرادی را می شنوید که تلاش کرده اند آن نقطه شیرین را روی صحنه پیدا کنند و موفق شوند و در همان فضای قبل از شما موفق و ناکام مانده اند.

PLP: پس از تماس پرده ، داستانی در مورد لورنس اولیویه وجود دارد: او فحش می دهد ، فریاد می زند ، در اتاق رختکن خود را محکم می زند. همه شوکه شده اند آنها کمد را به آنجا می فرستند و او می گوید: «آقا ، چه اتفاقی افتاده است؟ امشب درخشان بودی. ” اولیویه پاسخ می دهد: “من می دانم – و نمی دانم چرا.” دست نیافتنی است

JB: این یک کیمیاگری است که نمی توانید انگشت خود را روی آن قرار دهید. من چند سال پیش با یک بازیگر بسیار مشهور در حال تولید بودم و او متاسفانه یک شب به من گفت: “اوه ، من روبان هستم.” من پرسیدم: “چه خبر است؟” وی گفت: “خوب ، من دیشب بهترین عملکرد خود را ارائه دادم.” من گفتم: “بله ، تو عالی بودی!” او گفت: “نه ، نه ، نه. ساعت یک بامداد بود و من در حال شکافتن بودم! ” پاسخ آن برای بازیگر مدرن این خواهد بود ، شاید فقط در این فاصله کمی انشعاب داشته باشم …

PLP: من یک بار این کار را کردم وقتی که در مدرسه بودم ، مثلاً یک میلیون سال پیش. این یک اپرا بود و من در گروه کر حضور داشتم. من دیگ دود کردم و تنها کاری که کردم این بود که به تماشاگران نگاه کردم و فکر کردم: “همه آنها می دانند که من سنگسار شده ام!”

JB: مواد مخدر به کنار ، اگر در طول روز هنگام اجرا دچار لرزشی شوید ، احساس می کنید لحظه ای که روی صحنه می روید ، حداقل نیمی از تماشاگران می توانند آن را از روی شما بو بکشند.

کیسی بیگز و پتی لوپونه در The Cradle Will Rock در سال 1985.
کیسی بیگز و پتی لوپونه در The Cradle Will Rock در سال 1985. عکس: کنراد بلاکمور / ArenaPAL

PLP: اگر کار را در اتاق تمرین انجام داده ام ، دیگر نگران رفتن روی صحنه نیستم. یک بار ، من نمایش “گهواره ویل راک” را انجام می دادم ، و واقعاً با این پسر کار سختی داشتم [a boyfriend]. من دوره تمرین نمایش را گذراندم و ناگهان پیش نمایش آن بود و فکر کردم: مقدس! من کاری نکرده ام! من واقعاً تمرین نکرده بودم چون به او فکر می کردم. بنابراین به سه صفت فکر کردم و این عملکرد من بود. سپس هنگامی که مشغول انجام Les Mis در لندن بودم ، هنوز با این پسر کار سختی داشتم و او از من جدا شد و من فریادی را بیرون دادم که مایکل بال را که در همان خانه زندگی می کرد بیدار کرد. و بطری مربع را با لباس خواب به هامپستد هیث بردم. من نمی دانم چطور نمایش را در آن شب اجرا کردم ، اما این تجربه خاص به من خبر داد که یک خواب را برای بقیه مراحل اجرا کردم.

JB: شما می توانید در یک راه گفتن یک خط تنگ شوید. شما هر کاری را امتحان خواهید کرد ، قبل از اینکه روی صحنه بروید یک چرخ دستی انجام دهید ، و این به همان شکل بیرون می آید. بهترین اجراهای شما صبح بعد از نمایش زیر دوش است!

PLP: آیا به این دلیل است که فشار برداشته شده است؟ هر نقشی پس از واقعیت به طرزی عجیب و غریب خود را نشان می دهد. دیوید مامت خیلی زود به من آموخت: پاهای خود را درب منزل پاک کنید. همه وسایل شخصی خود را بیرون بگذارید ، نقش را روی صحنه بگذارید. بنابراین من وسواس آن را ندارم ، اما شما شخصیت های خود را پشت سر نمی گذارید – آنها بخشی از شما هستند.

JB: چند ماه از شروع کار من می گذرد که خوابم را تسخیر می کند. احساس کردم ساعت 2 صبح وسط آن آهنگ هستم. گاهی اوقات ، شخصیت شما اجازه نمی دهد پاهای خود را درب خانه پاک کنید.

PLP: شما باید کمی قلب سرد داشته باشید. شما باید کاملاً از نظر احساسی باز باشید ، اما اجازه ندهید زندگی شما را تسخیر کند. نقش هایی که دوست دارم به آنها بازگردم نلی در سوئینی تاد و رز در کولی ها هستند. از نظر جسمی انجام کولی بسیار دشوار بود. بوید گینز نفس نفس می زد. اجازه نمی دهد در نمایش های موزیکال ، شما در پایان یک اجرا نسبت به ابتدا قوی تر هستید. قوی ترین صدا شنبه شب است؛ ضعیف ترین شب دوشنبه است زیرا شما یک روز تعطیل دارید. چیزی که من در طولانی مدت دوست دارم عضله ای است که رشد می کنید ، تکنیک بدنی ، قدرت ذهنی است. همه ما تقریباً یک سال است که از صحنه خارج شده ایم. من س questionال می کنم که آیا آیا توانایی احیای دوباره انرژی را دارم؟

JB: در شرکت ، همه ما در صحنه شما پشت سر شما بودیم. ما هر شب گوش می دادیم و هر شب صدای جدید و تازه ای پخش می شد.

LuPone در Les Miserables.
LuPone در Les Miserables. عکس: بایگانی کامرون مکینتاش / هستند

PLP: قبل از نمایش دوست دارم مخاطب را نگاه کنم. می خواهم بدانم که با کی بازی می کنم. من می خواهم پسری را پیدا کنم که کمترین علاقه را به حضور در آنجا داشته باشد ، و آن پسری است که باید به آن شب برسم. برای فرهنگ ما لازم است که همچنان رسا باشد – این روح یک ملت است. در آمریکا ، صنعت سرگرمی از دو لایحه اصلی محرک خارج شد و جامعه من نابود شد. من فقط در مورد بازیگران صحبت نمی کنم. من در مورد پارچه پرده ، بخیه ، خانه لباس ، مغازه های خوش منظره ، طلیعه دار ، باربر ، گیشه ، غذاخوری ها ، رستوران ها ، همه افرادی که از تئاترهای ما حمایت می کنند و امرار معاش می کنند صحبت می کنم. همه آنها از بین رفتند. چرا در کشور من شهروندان درجه سه محسوب می شویم؟ تمام حرفه من اینطور بوده است. مخصوصاً برای یک بازیگر صحنه.

JB: دولت ما کمپین “فاطیما” خود را داشت – پیشنهاد می کند یک رقصنده دوباره برای رفتن به فضای مجازی آموزش ببیند! این پیشنهاد دولت ما بود – هر کسی که خود را یک هنرمند اجرا می داند باید دوباره آموزش ببیند. این درمورد ارزش ما کاملاً واضح و روشن بود. اما این زمانی است که همه ما درمورد ارتباطات ، هویت ، داشتن یک لحظه سکوت صحبت می کنیم تا بفهمیم چه کسانی هستیم. خوب ، به تئاتر بروید تا بفهمید شما کی هستید. ببینید که چگونه به آن اتفاق جسمی عجیب و غریب که در تئاتر اتفاق می افتد پاسخ می دهید – این احساس زنده بودن را به شما یادآوری می کند.

CW: نمایش هایی که دیدید چه احساسی در هر دو شما ایجاد می کند؟

PLP: محصولاتی که تا امروز به خاطر می آورم ، مارات / ساد ، ساخته پیتر بروک ، با گلندا جکسون و رویای شب نیمه تابستان وی است. آن تولیدات مرا حمل کرد. وقتی به خیابان برگشتم ، اوضاع متفاوت بود. در دوران کودکی کمتر تئاتر بود که این کار را انجام دهد ، اما فیلم های بت دیویس و باسبی برکلی.

JB: مادربزرگ من یک جعبه لباس داشت – این ایده من برای تغییر شکل و داشتن یک فضای امن بود. یادم می آید الیور را دیدم! وقتی شش ساله بودم و در تئاتر سرگیجه داشتم – حتی وقتی الان به تئاتر می روم چنین چیزی را تجربه می کنم. در خانواده ما هنری حرفه ای احساس نمی شد ، اما من به پدر و مادرم گفتم: من قصد دارم این کار را انجام دهم! در عرض یک سال ، کاملاً تصادفی ، من پیشاهنگی کردم. من در نهایت در سال 1995 با Tiny Tim با شرکت Royal Shakespeare در یک کارول کریسمس در باربیکان بازی کردم. به یاد دارم بویی مانند یخ خشک ، آرایش ، عرق ، مواد شوینده ای که برای تمیز کردن لباس استفاده می کردند. همه این بازیگران دور میز استخر بودند و شما بازیگرانی را می شنوید که به گودال و صحنه اصلی فراخوانده می شوند ، و من فقط فکر کردم: اینها خارق العاده ترین افرادی هستند که من ملاقات می کنم. من هنوز هم بازیگران را تماشا می کنم و نمی فهمم عملکرد آنها از کجا آمده است. این هیبت هرگز مرا ترک نکرده است.

PLP: من هم نه. می دونی چرا؟ ما هنوز طرفدار هستیم.

CW: پتی ، هنگامی که تئاترها در مارس 2020 تعطیل شدند با شرکت در برادوی در پیش نمایش بودید.

الکس لاوتر در کنار جاناتان بیلی در South Downs توسط دیوید هار در سال 2011.
الکس لاوتر در کنار جاناتان بیلی در South Downs توسط دیوید هار در سال 2011. عکس: Tristram Kenton / The Guardian

PLP: روزها با افتتاح فاصله داشتیم که شایعاتی مبنی بر تعطیلی برادوی منتشر شد. فکر می کردیم دو هفته و نیم دیگر برمی گردیم. ما اجازه بازگشت به تئاتر را داشتیم و من رفتم تا وسایل شخصی ام را تمیز کنم و لباس هایم را در کیسه های لباس بگذارم. فقط نور شبح روی صحنه بود. در راه بازگشت به خانه خود در کانکتیکات فهمیدم که از زندگی در تئاتر خداحافظی کردم و اشکم را در آورد. نزدیک به 50 سال در تئاتر می گذرد. ترسناک و دلخراش بود. یک پوشش نقره ای وجود داشت زیرا در دوران حرفه ای خود مدت زیادی را با خانواده نگذرانده بودم. من فقط به خانه رفتم و بهار و تابستان را دیدم و بودن در خانه و زندگی در آن زیبا بود.

JB: برای یک بازیگر که در تئاتر کار می کند ، 10٪ از شما وجود دارد که هرگز خاموش نمی شود زیرا در برخی مواقع این تلفن زنگ می خورد و معنی آن را نمی دانید. شما یک بازیگر هستید زیرا این ایده برای شما تعریف شده است که فردا می توانید از خواب بیدار شوید و تلفن زنگ بخورد. اکنون این یک فریاد نبرد برای ما در تئاتر است – ما رنگ جنگ خود را روشن کرده ایم.

PLP: هنر در کشور من جشن گرفته نمی شود. این یک فاجعه است. اما من واقعاً خوشحال شدم که از اجراهای مراسم تحلیف بایدن ، جایی که تنوع مردمی را در این کشور زندگی می کرد ، دیدم.

JB: همه ما چقدر شعر آماندا گورمن گرسنه بودیم؟ حس بدنی او بود. این تئاتر بود ، مگر نه؟ کلمات از بدن او عبور می کردند. لحظه ای از اجرای زیبا بود. این دقیقاً یک لحظه نشان دادن همه مواردی بود که در مورد آن صحبت کردیم. دنیا متوقف شد و نگاه کرد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *