وقت آن است که دوباره دوست شویم. اما آیا می توانید به یاد بیاورید که چگونه؟ | دوستی

Fدوستی ها با سرعت متفاوتی نسبت به افراد درون خود پیر می شوند. دوستان ممکن است 50 ساله باشند ، اما این دوستی نوجوان است ، اما هنوز در اطراف پسران ناجور است و به تراشه تبدیل می شود. دوستان ممکن است 15 ساله باشند ، اما دوستی خاکستری ، نخ نما ، فرسوده است. آنها از راه دور و تجربه پیر می شوند و تغییر می کنند ، وزن جمع می کنند یا از بین می روند ، مانند میوه ها کبود می شوند. امروز ، با سهولت قفل شدن و “معاشرت” شدن ، ما باید به طور جمعی وضعیت دوستی خود را ارزیابی کنیم ، آنها را شستشو دهیم ، ببینیم کجا هستیم.

آینده دوستی ها … نامشخص است. ما در طول یک سال گذشته آنقدر زمان صرف کرده ایم که بسیاری از ما فراموش کرده ایم که چگونه در کنار دیگران باشیم. ما متبلور شده ایم ، پوسته ای شکننده و شیرین در اطراف اندام هایی که قبلاً برای لمس یکدیگر در پت های بازیگوش استفاده می کردیم ، رشد کرده است. مهارت های طولانی پرورش یافته ، پرسیدن از والدین ، ​​ادامه گوش دادن حتی وقتی داستان به نظر می رسد در یک مسیر گل آلود و کاملا کسل کننده شکسته شده است ، زمان صحیح برقراری تماس چشمی است ، همه اینها را باید دوباره یاد گرفت . حتی اگر تنها نباشیم ، آنقدر وقت صرف فقط با نیمه دیگر زن و شوهرمان بوده ایم که اکنون فقط در غرغرهای رمزگذاری شده ارتباط برقرار می کنیم. “هست…؟” “آره شما هستید…؟” “مامان”

ما باید یاد بگیریم که دوباره مثل انسانها ارتباط برقرار کنیم. تکامل یافته است تا با تماشای سیگنالهای صورت که می توانیم آنها را دوست داشتنی یا خطرناک ببینیم ، با حیوانات همنوع خود ارتباط برقرار کنیم – وقتی چشم آنها به شما می گوید که گرفتن قرص مورد علاقه آنها برای شما مشکلی نخواهد داشت ، یک رمان حماسی با نگاهی سریع ، وقتی می پرسید که آیا آنها دوست دختر جدید شما را دوست دارند یا خیر – یک سال فقط با تعاملات دیجیتالی حواس ما را کسل کرده است.

جای تعجب نیست که بسیاری از افراد با ثبات قبلی خود را پس از مبادله متن غیرقابل کنترل ، یا بیرون رفتن از گروه های واتس اپ با کل لباس کت مخملی لرزیده اند. چه تعداد از ما بین سطرهای پیام در مورد آنچه دوستمان برای ناهار می خورد خوانده ایم و شواهدی یافتیم که نشان می دهد آنها هرگز به گزینه های زندگی ما احترام نگذاشته اند و در واقع ، به عنوان مشکوک ، از ما متنفر هستند ، و سپس با آن حس مالیخولیایی نشسته اند تا زمانی که به یک فیلم کاستار مانند تبدیل شده است که برای همیشه این دوستی را پوشانده است؟ در واقع ، چه موقع دوست به خاطر جوشیدن پنی که داشت حواس او را پرت کرده بود؟ اگر یک ساعت طول بکشد تا به پیامی پاسخ دهند ، به شما فرصت کافی می دهند تا هر اختلاف سیاسی بین خود را لیست کنید و سپس یک نمایش کوتاه درباره زمانی که به طور اتفاقی به کودک آنها توهین کرده اید ، بنویسید.

ضربه دیگری با مفهوم “حباب پشتیبانی” وارد شد. برای اولین بار از پنج سالگی مجبور شدیم بهترین دوستان خود را نام ببریم. این رتبه بندی علاوه بر خجالت آور بودن و باز کردن زخم های مدرسه ، جای زخمهایی را نیز به همراه داشته است. چگونه می توان از آنجا جلو رفت؟ یا با توجه به دانش شما در یک جلسه شش در پارک کنار گذاشته شد؟ شش-در-پارک-کمی-نوشیدنی-هیچ-چیز فانتزی. شش مورد در پارک بدون جرم-فقط-در-دقیقه-آخرین-چیزی. فقط-شش-مجاز-چه-شرم آور-امیدوارم که خوب باشید. سازمان دهنده ، زخم شده ، دوست هفتم ، زخم خورده ، کسی که بعداً در مورد آن می شنود و مجبور می شود به سرعت جبر دوستی خود را انجام دهد ، زخم شده است.

ما می بینیم چه اتفاقی می افتد زیرا ما نیز این کار را می کنیم. دوستان قدیمی برای زمستان بسته شده اند ، به نفع همسایگان که همان مسیر سگ را می روند یا مردان زایمان که جعبه پنجره ما را تعارف می کنند. ما مهربانی و اجتماع را نسبت به افرادی که می توانستند داستانی را بخوانند ، با نشانه ، درمورد زمانی که تقریباً خود را در ایکیا خیس می کردید ، یا می دانستید که چه کسی 12 ساله بودید ، اولویت قرار دادیم. اما بخشی از درد سال گذشته دیده نشدن است ، و بنابراین کاملاً موجود نیست. بسیاری از ما یاد گرفتیم که فقط زمانی واقعی می شویم که توسط افرادی که به ما اهمیت می دهند شناخته شوند. ممکن است سالم نباشد اما واقعیت داشت – آن وقت چیزی را از دست دادیم.

همانطور که دوستانه های زنگارمان در سراسر همه گیر ایجاد می شد ، ما شروع به جذب دانش جدیدی در مورد افرادی کردیم که فکر می کردیم آنها را به خوبی می شناسیم. ما دیدیم که هر یک از آنها در فاجعه آسیب دیدگی خاص خود ، اندوه های کوچک خود ، خانواده محصور خود ، کمبود کار یا سرفه هک شده و گاهی اوقات چیزهایی را یاد گرفتیم که دوست نداشتیم. آنها به همان اندازه که تصور می کردیم ، انعطاف پذیر نبودند ، به اندازه همدلی ، بلند پروازانه ، خنده دار ، صادقانه یا عجیب. اقیانوسهای بزرگی بین ما پدیدار شدند ، چه به دلیل عدم موفقیت در برقراری ارتباط یا به دلیل قضاوت در مورد قانون شکنی ، یا به این دلیل که اختلافات در زندگی ما ناگهان آشکار و خام بود. آیا وقتی اوضاع بهتر شد آنها را یاد نمی گیریم؟ آیا وقت داریم قبل از اینکه بیرون برویم ، پاسخ های خود را به دانش تجزیه و تحلیل کنیم و لبه های خود را بچرخانیم؟

زیرا به زودی دو شام در اعماق مبل یک دوست قدیمی خواهیم بود و باید در یک شوخی درباره آنچه سگ ها فکر می کنند و گفتگو درباره مو ، دلایل مختلفی را که جمع کرده ایم برای زنده ماندن دوباره در اینجا ریخته باشیم. ما باید صمیمیت را با تمام باقی مانده های غیر بهداشتی اش مجاز کنیم. دوستی برمی گردد ، لنگان از جنگ ، و ما باید با کتری روشن آماده باشیم.

ایمیل Eva را در [email protected] ارسال کنید و یا او را در توییتر دنبال کنید EvaWiseman

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *