وقتی انگلیس وارد دنیایی از تفریحات از قبل رزرو شده می شود ، برای افراد بی نظم فکر کنید. | میخانه ها

لockdown تقریباً تمام شده است اما احساس هیجان نمی کنم. من برنامه ای ندارم من در لیدو شنا نخواهم کرد یا در میخانه از خنده غر نخواهم کرد. موهای من مانند یک قارچ وحشتناک به بیرون شکوفا می شوند. در عوض ، من خودم را از حوزه عمومی ممنوع می دانم. همه جا قبلاً رزرو شده است ، که نشان دهنده یک پیروزی خردکننده برای دشمنان عقیدتی من است: افرادی که آینده نگری دارند تا از قبل برنامه ریزی کنند.

مغز من فقط به روشی کار نمی کند که به من امکان رشد در چنین جهانی را بدهد. من کسی هستم که یک سال کامل دانشگاه را با دندان جلوی شکسته سپری کردم زیرا نمی توانستم برای رزرو وقت دندانپزشکی مراجعه کنم. (وقتی سرانجام آن را برطرف کردم ، تصمیم گرفتم خودم را به یک میله Wham در راه رفتن به خانه برسانم و بلافاصله دوباره آن را شکستم.)

به بیان ساده ، ما در آستانه خواهیم دید که چه اتفاقی برای فرهنگ می افتد که “خوب بودن در کارهای اداری” به شرط ترک خانه تبدیل می شود. کسانی که از مزایای منافع برخوردارند ، افراد بسیار منظمی با درآمد پایدار و زندگی منظم هستند – نوعی از افرادی که از یک گاستروپاب معروف به دلیل سرشار بودن از آن بازدید می کنند و فکر می کنند ، “بله … این مکان عالی برای چهار ساله من است جشن تولد قدیمی. ” افرادی که از سینما مخفی لذت می برند و آخر هفته های خود را به پیمایش می گذرانند از طریق Time Out در جستجوی “چیزی کمی متفاوت”. زوج هایی که کیک عروسی خود را با شمشیر می برند.

من اعتقاد ندارم که رزرو کنندگان پیشرو اصلاً از رفتن به میخانه لذت نمی برند. این فقط یک فعالیت است ، یک روز بیرون آمدن ، فرصتی برای معاشرت با عزیزانشان پس از چندین ماه انزوای اجباری. از طرف دیگر ، برای من این یک شیوه زندگی است. آنها فقط میخانه را پذیرفتند. من در آن متولد شدم ، قالب آن را گرفتم (توجه: من در یک میخانه متولد نشدم). من چیزی در برابر این افراد ندارم ، این اطلاعات جمعیتی که به تازگی اختراع کرده ام ، اما نکته این است که آنها در حال حاضر برندگان زندگی هستند. آنها در حال حاضر چیزهای زیادی دارند. آیا آنها نمی توانند بقیه ما را به شبهای کوچک و خودجوش خود بکشند؟

فراتر از خصومت من با هرکسی که زندگی مشترک دارد ، آنچه در واقع در معرض خطر است مرگ خودانگیختگی است. تصمیم برای اردو گرفتن در میخانه برای تهیه یک نوشیدنی انفرادی یک عمل هوس آمیز و بی دغدغه بود. با این حال ، هنگامی که مجبور به تهیه یک میز هستید ، نوشیدن به تنهایی احساس فداکاری می کند و بیش از حد کمی شرم آور است. در این زمینه ، مجبور به گفتن عبارت “یک میز برای یک نفر ، لطفا” احساس می شود که یک توهین وحشتناک به کرامت انسانی است. تنها چیزی که می خواهم این است که بتوانم با همان سهولتی که قبلاً انجام داده ام در دنیا حرکت کنم و گاهی اوقات از کاری که در آخر انجام می دهم متعجب شوم.

گرچه من این کلیسا را ​​رد می کنم که تفریح ​​سازمان یافته ذاتاً بدتر است ، اما خودانگیختگی قسمت عمده ای از آن است که بیرون رفتن را بسیار لذت بخش می کند. همانطور که جرمی آترتون لین در خاطرات اخیر خود ، Gay Bar می نویسد، تجربه غارت بین میله ها به همان اندازه مقصد مهم است: “شب سرد دریا بود – و به همان اندازه بندرها بخشی از تفریح.” ما احساس آزادی را که با رفتن به شهر در شب همراه است احساس می کنیم قهرمان اصلی یک آهنگ Pet Shop Boys هستیم.

اگر تغییر جهت رزرو اقدامی موقتی باشد ، هیچ یک از این موارد مهم نیست. اما من مطمئن نیستم که این مورد باشد. تا زمانی که من در لندن زندگی می کنم ، انجام هر کاری بدون برنامه ریزی قبلی دشوارتر و دشوارتر می شود. تغییراتی به سمت زندگی شبانه کمتر خودجوش ایجاد شده است ، از کلوپ هایی که می توانید در هر شب هفته پرسه بزنید تا رویدادهای ماهانه یا حتی سه ماهه که بسیاری از آنها در مکان های حاشیه ای بیشتری واقع شده اند. در میان تعطیلی گسترده مکان ها ، فرهنگ سازمان یافته تر و مهیج تری ظهور کرده است ، و این شهر را به یک جبهه بزرگ از پرتاب تبر شهری ، اتاق های فرار و سرخپوشان با مضمون ناخوشایند – الگوی اجتماعی تجارب “تجربه” تبدیل کرده است. اینها معمولاً از نوع رویدادهایی نیستند که می توانید به آنها روی بیاورید ، حتی اگر واقعاً خواسته باشید. خودانگیختگی یک آرمان شهری است که قبلاً از دست می دادیم. همه گیری فقط آن را تسریع می کند.

شاید برخی از مکان ها برای گشت و گذار سرگردان باشد. مدل رزرو در حال حاضر از مکانی به مکان دیگر متفاوت است و این احتمالاً در آینده نیز ادامه خواهد داشت ، برخی از میخانه ها تعداد میزهای از قبل رزرو شده را محدود می کنند تا جایی برای افرادی که در آن قدم می زنند فراهم کند و برخی دیگر کاملاً متعهد به شبه رستوران بودن هستند. اگر قرار باشد رزرو کنندگان پیشین در مقابل جمعیت پیاده روی به یک جنگ فرهنگی جدید تبدیل شوند ، سالن های آشفته ای وجود دارد که مایل به پاسخگویی به هر دو طرف هستند.

امیدوارم که در برهه ای از زمان ، خودبخشی به شهرهای ما بازگردد. افرادی که دوست دارند به میخانه بروند به میخانه خواهند رفت و افرادی که این کار را نکنند امکان رفتن به جای دیگر را ندارند. مهمانی های چای آلیس در سرزمین عجایب ، میله های کوکتل با مضمون زندان و چاله های توپ بزرگسالان سرانجام برمی گردند. تا آن زمان ، قفل واقعاً تمام نخواهد شد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *