وبلاگ نویسی و ماهیگیری: یک YouTuber به کمپینگ وحشی در کوههای Cascade می رود | تعطیلات ماهیگیری

دوباره آنجا بود – یک چلپ چلوپ کاملاً آشنا در قسمت کم عمق و سنگلاخی دریاچه ، شاید 200 فوت در امتداد ساحل از جایی که من ایستاده بودم. من قبلاً دو بار آن را شنیده بودم و چیزی جز موج دارهای دایره ای شکل روی سطح شیشه ای آب ندیدم. اما این بار ، داشتم تماشا می کردم. دقیقاً همانطور که اشیا th اژدر شکل و خردکننده ای را که از سطح آب به عنوان ماهی قزل آلای عظیم پرتاب می شود شناسایی کردم ، مورد دوم به هوا پرید و حشره ای بدبخت را ربود.

من در کوله پشتی و ماهیگیری در اعماق کوههای Cascade ایالت واشنگتن ، در جستجوی ماهی قزل آلای آلپی برای گرفتن و خوردن غذا و فیلمبرداری از یک ماجراجویی دیگر برای کانال YouTube خود ، اسرار NW Fishing بودم. من نمایش ماهیگیری خود را به عنوان سرگرمی در آوریل 2019 آغاز کردم و فیلم های آموزشی را در مورد نحوه صید ماهی های محلی فیلمبرداری کردم ، اما با افزایش سریع تماشاگران ، متوجه شدم تماشاگران چیزی بیش از این را می خواهند.

آنها می خواستند احساس کنند واقعاً در جنگل های وحشی چگونه است. NWFS به چیزی فراتر از یک مجموعه آموزشی تبدیل شده بود – اکنون این یک نمایش ماجراجویی ماهیگیری بود ، و فضای باز را به اتاق های زندگی مردم می آورد و به بیننده هایی که ممکن است نتوانند از این مکان های دور افتاده بازدید کنند ، اجازه می دهد آنها را تجربه کنند ، گویا آنجا با من هستند.

نویسنده ای که قزل آلای بزرگی گرفته بود
“چیزهای بسیار کمی بیشتر از گرفتن یا جستجوی غذا برای غذای خود هستند”

عصر روز قبل ، من 100 مایل از خانه خود در نزدیکی سیاتل به کوهها رفتم و خودم را در کمپروان زرد سال 1998 تبدیل کردم. مسیر دنباله دار از راه دور 12 مایل دیگر بود که از یک جاده سنگریزه ای عبور می کرد و چندین نهر کوچک از آن عبور می کرد. من می خواستم تا آنجا که می توانم از زندگی شهری دور شوم و در مکانی باشم که بعید باشد روح دیگری ببینم. می خواستم در کوه تنها باشم. آن شب من در حالی که تجهیزات دوربین خود را برای یک ماجراجویی چهار روزه در کوله پشتی کوهستان و ماهیگیری آماده می کردم ، از زمان آسمان پر نور ستاره ای فیلمبرداری کردم.

صبح روز بعد ، بعد از خواب شبانه خوب روی تخت کوچک پشت وانتم ، و یک فنجان قهوه تازه دم که در آشپزخانه سوار بر در کناری من درست شد ، به دنبال مسیر حرکت کردم. من تا آنجا که ممکن بود سبک سفر می کردم – در کوله پشتی چادر بدون تیر ، کیسه خواب ، اجاق گاز بوتان ، دستگاه تصفیه آب ، جعبه کمک های اولیه ، میله و حلقه ماهیگیری ، طعمه ها و تکه های مختلف دیگر وجود داشت. با این حال ، تجهیزات ویدئویی من – پنج دوربین ، باتری ، سه پایه و یک شارژر خورشیدی – باید وزن را به حدود 60 پوند رسانده باشند. قبل از ناپدید شدن در جنگل ، با ناهنجاری به وانت گفتم: “چهار روز دیگر شما را می بینیم”.

ماجراجویی کوه های آبشار Leif Steefny را تماشا کنید

بعد از عبور از جویبار بزرگ ، بوته های توت وحشی یک میان وعده فراهم کردند و قارچ های بومی در همه جا رشد می کنند ، بنابراین من مراقب نمونه های خوراکی آن بودم. سپس ، به تدریج مسیر شیب دارتر شد. آغاز همیشه سخت ترین قسمت است. از چند مایل بالاتر از مسیر ، صدای زیر را شنیدم. با بلندتر شدن صدای آنها ، من می توانم دو مرد سوار بر اسب را پیدا کنم که با یک گله قاطر پیاده روی را دنبال می کردند و تجهیزات کافی را برای حمل هفته ها در این رشته کوه عظیم حمل می کردند.

همانطور که شروع به افزایش ارتفاع کردم ، جنگل به اندازه کافی باز شد تا بتواند قله های آن طرف دره را به من نشان دهد. مناظر طبیعی باعث پرت شدن حواس من شد و هر مرحله احساس سنگینی می کردم. با تماشای قله های بی پایان پوشیده از برف ، فهمیدم که آن را به اعماق بیابان رسانده ام. برای بسیاری از مایل ها هیچ سرویس شهر ، جاده یا سلول وجود نداشت. مثل صحنه ای از غرب وحشی بود.

ماهیگیری در یک دریاچه کم عمق و صاف برای ماهی قزل آلا.
مناظر زیبا و یک دریاچه کم عمق و شفاف مناسب برای ماهیگیری قزل آلا.

نیمی از روز و چند هزار فوت کوهنوردی بعد ، به اولین دریاچه ماجراجویی خود رسیدم و با دیدن سرانجام آب زلال ، احساس آرامش شیرین کردم. این دریاچه کم عمق بود ، با تخته سنگهای بزرگ و غوطه ور ، موقعیت کمین مناسبی برای ماهی قزل آلا فراهم می کرد. پرنده هایی در امتداد ساحل چهچه می زدند و چند زنبور عسل وزوز می کردند. نسیمی سبک از میان درختان عبور می کرد.

برنامه این بود که برای شام ماهی بگیریم و برای شب اردو بزنیم. من با یکی از “وسوسه های گلوله ای” خانگی خودم مقابله کردم ، یک چرخنده کوچک که از یک تیغه براق فرانسه برای جذب ماهی استفاده می کند ، به عنوان یک بدنه به یک کارتریج تپانچه متصل است ، که برای وزن زیاد بازیگران وزن اضافه می کند.

بین تخته سنگهای زیر آب ریخته و در امتداد ساحل کار می کردم ، خیلی زود اولین قزل آلا را گرفتم. نسبتاً کوچک بود ، اما با شنیدن چندین پاشش بزرگ در فاصله ، اطمینان داشتم که یک بزرگتر را می گیرم. من آن را برای خوش شانسی رها کردم – همیشه وقتی تصویری که تهیه کردم به داشتن ماهی برای پختن و خوردن اطمینان می کند ، یک تصمیم خطرناک است.

ماهی قزل آلا که توسط دوربین زیر آب نویسنده به تصویر کشیده شده است
ماهی قزل آلا که توسط دوربین زیر آب نویسنده به تصویر کشیده شده است

بعد از یک ساعت ماهیگیری ، مشخص شد که مجبور شدم به مکان جدیدی بروم. و آن وقت بود که دیدم دو ماهی بزرگ در انتهای دریاچه می پرند. من با احتیاط قدم در مزرعه های هاکلبری که بین من و ماهی قزل آلا قرار داشت قرار دادم و صدای کمترین صدا را ایجاد کردم. صدا در چنین مکانی بکر و ساکت حامل ماهی است.

یک درخت مرده و یک تخته سنگ بزرگ یک شبه جزیره کوچک را درست در محل پرش ماهی قزل آلا تشکیل داده است. من می توانستم همه جزئیات را در آب زلال و فیروزه ای ببینم. سیاهههای فرو رفته بین تخته سنگها قرار داشت. علفها کنار ساحل صف کشیده بودند. همه جا حشرات بود. من یک سنجاقک بزرگ را مشاهده کردم که به لطف اینچ اینچ در بالای سطح آب قرار داشت ، درست در کنار تخته سنگهای زیر آب. سایه ای از عمق پدیدار شد. سپس ، انگار که در حرکت آهسته باشد ، سطح آن باز شد و به دنبال آن یک ماهی قزل آلای عظیم ، چشم هایش به حشره قفل شد ، دم قدرتمندش آن را از آب بیرون کشید. همه چیز با یک غوغای غول پیکر و نه 20 فوت جلوی چشمانم پایان یافت. سنجاقک از بین رفته بود. من اکنون می دانستم که چگونه این ماهی قزل آلای غول پیکر را صید کنم.

پدر من یک زیست شناس است که در زمینه lepidopterology متخصص است – مطالعه پروانه ها و پروانه ها. او در جنگل های آلمان که در آن بزرگ شده ام به من آموخت که چگونه حشرات مختلف را صید و شناسایی کنم. بنابراین ، گرچه به دام انداختن یک سنجاقک دشوار است ، من به جستجوی لارو سنجاقک – نوعی زیر آب و نوجوان از آنچه توسط این ماهی قزل آلا خورده بود ، رفتم. با احتیاط چندین سنگ کوچک ، غوطه ور و تکه های پوست را با احتیاط برگرداندم (و آنها را به آرامی قرار دادیم) ، سه لارو جمع کردم.

چادری سبک کنار دریاچه.
چادری سبک کنار دریاچه.

میله ماهیگیری جمع و جور من با شناور تیز شده بود ، که به شما امکان می دهد طعمه خود را در عمق مشخصی به ماهی ارائه دهید. با لارو سنجاقک روی قلاب و عمق آن تا 2½ فوت زیر شناور ، دوباره ماهی قزل آلا را در شکار مشاهده کردم. من لاروها را به آرامی در فاصله پنج فوت ماهی تغذیه می کنم. بلافاصله ، سایه تاریک جهت خود را تغییر داد ، و مستقیماً به سمت قلاب من و حشره ای که آهسته آهسته حرکت می کرد ، رفت. شناور من به زیر سطح فرو رفت.

ماهی قزل آلا خرد شد و پرید ، سپس در مقابل دوربینی که در زیر آب قرار داده بودم ، تیراندازی کرد تا از این اقدام فیلمبرداری کند. میله ماهیگیری را در یک دست گرفتم ، با دست دیگر خود را به سمت تورم گرفتم و ماهی را به آرامی درون آن کشیدم. بلافاصله می توانم وزن یک قزل آلای رنگین کمانی زیبا ، جسمی نقره ای و نوارهای صورتی مشخص را در قسمت بدن و لکه های کوچک و تیره در قسمت بالایی دم آن احساس کنم. نه تنها شام را تضمین کرده بودم ، بلکه روزهای آماده سازی تجهیزات ، رانندگی ، پیاده روی و فیلمبرداری به اپیزود جدیدی از نمایش من تبدیل شده بود. چیزهای بسیار کمی بیشتر از گرفتن یا جستجوی غذای خود هستند.

پرنده در کنار نویسنده روشن می شود
نویسنده در سفر خود به آبشار کاملاً تنها نبود.

خورشید اکنون در پشت کوهها غروب می کرد و من بقیه عصر را صرف مستند سازی تمیز کردن صید خود ، خرد کردن پیاز و آووکادو و پایان قسمت با یک تاکو ماهی قزل آلای خوشمزه کردم. بهترین قسمت این بود که فقط یک روز از سفر کوله پشتی من بود. در کوهستان ، بدون دریافت تلفن ، اینترنت و تلویزیون ، احساس می کنم در سفر به زمان های ساده تری هستم ، جایی که می توانم ذهنم را از هیاهو و سر و صدا روزمره پاک کنم.

وقتی تاریکی فرو می رفت ، ستاره ها دریاچه و کوههای جلوی من را روشن می کردند. من از راه دور برای هر گونه آلودگی نوری می توانم عمق راه شیری را ببینم. با خستگی به درون چادرم خزیدم ، به کیسه خواب فرو رفتم ، چشمانم را بستم و با پاشیدن آرام آب به ساحل دریاچه خوابم گرفت. من کاملاً در آرامش بودم. در این اوقات پر چالش ، لحظاتی از این دست به من یادآوری می کند که هنوز دنیای زیبایی در انتظار کشف هر روز است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *