والدین عزیزم با من طوری رفتار می کنند که گویی هنوز 10 ساله هستم | زندگی و سبک

دو راهی من یک زن در اوایل 30 سالگی ام. من استقلال مالی ، شغلی را که دوست دارم ، خانه خودم ، دوستان فوق العاده و حیوانات خانگی ای که دوستشان دارم ، دارم. با وجود همه اینها پدر و مادر من ، که من آنها را خیلی دوست دارم ، هنوز هم با من رفتار می کنند مثل اینکه 10 ساله هستم. چگونه پولم را خرج می کنم (حتی برای خرید مواد غذایی). لباسها یا کتابهای جدید یادداشت شده و درباره آنها نظر داده می شود. من دوست دارم سرگرمی های جدیدی را امتحان کنم ، اما مادرم همیشه دلیلی ارائه می دهد که چرا من نباید آن را انجام دهم. با پدرم بیشتر در مورد ایمنی جسمی من است: من در شهرهای خاصی اجازه سفر یا شغل ندارم.

سعی کردم دور شوم ، محدود کردن تماس ها و فقط هفته ای یک بار بازدید. این موفقیت آمیز نبوده است. احساس می کنم بدون نظر یا حضور آنها قادر به کار نیستم ، اما آیا این به این دلیل است که به آنها احتیاج دارم یا به این دلیل که چگونه تربیت شده ام؟

من از مشکلات جسمی و روحی رنج می برم. سلامتی جسمی ضعیف من یکی از دلایل محافظت از آنها است. در مورد سلامتی روانی من ، از کودکی به من گفتند “این همان چیزی است که من هستم” اما اخیراً من با اختلال اضطراب عمومی ، اضطراب اجتماعی و افسردگی تشخیص داده شد. فکر کردنم باعث گریه ام می شود فرصتهایی که من از درک نکردن احساس خودم و قوانین از دست داده ام من قبلاً خودم را “ایمن” نگه می داشتم طبیعی نبود. من می خواهم شروع به کشف اینکه من چه کسی هستم کنم ، اما پدر و مادرم را می بینم که به گذشته من خفه شده اند و روحیه ام را بدتر کرده اند. من بدانید هر بخشی از این مکان عاشقانه است ، اما این کار تعیین مرزها را دشوارتر می کند. چگونه می توانم تغییرات مثبت ایجاد کنم بدون اینکه خراب شود رابطه عاشقانه؟

ماریلا پاسخ می دهد وقت آزادی است. و هر رابطه سالم و دوست داشتنی رابطه ای است که شما را قادر به انجام چنین کاری کند. اکنون که من خودم پدر و مادر هستم ، سعی می کنم تا جایی که ممکن است از گناهان کسانی که ما را بزرگ می کنند ، برطرف کنم ، اما در این حالت ، ایجاد مرزها قطعاً همان چیزی است که خواسته می شود. به دلایلی که من اینجا را وارد نمی کنم ، مجبور شدم ، در 30 سالگی خودم ، یک صحبت طولانی و سخت با مادرم داشته باشم. ختم به خیر نشد زیرا بیشتر مکالمات با او خاتمه نیافت. چیزی که من مجبور شدم در آن مناسبت از آن استفاده کنم این بود که او باید مسئولیت زندگی خودش را بپذیرد تا زندگی من تکامل یابد. داشتن پدر و مادر از طریق آسیب های عاشقانه و مالی اش دستیابی به آرزوهای خودم را به چالشی تبدیل کرده است. زمان تغییر نقش ها فرا رسیده بود. از سن 16 سالگی (و حتی جوان تر) من از او حمایت عاطفی و غالباً مالی می کردم و در اواسط 30 سالگی ، یک افشاگری داماسکین را تجربه کردم – بخشی از آن به لطف درمان – که در زندگی خودم همیشه تلاش می کنم همانطور که من در حال تماس بودم تا مرتباً مادر را اصلاح کنم.

من مطمئن هستم انگیزه های والدین شما ناشی از موارد درست است ، اما آنها متعهد به الگوی رفتاری هستند که برای شما آسیب زننده است. به نظر می رسد شما به والدین خود نگرانی زیادی داده اید ، اما من شک ندارم که اضطراب شما نیز به دلیل مدیریت نزدیک زندگی شما ، ناشی از استرس ، تقویت شده است.

من بسیار خوشحالم که شما یک تشخیص صحیح دریافت کرده اید و امیدوارم اکنون توسط یک متخصص خارج از دیوارهای کلاستروفوبیک زندگی خانوادگی راهنمایی شوید. بدیهی است که هر آنچه در اینجا می گویم باید در متن سلامت روحی و جسمی شما قرار گیرد ، هیچ یک از این موارد از طریق ابزار بلانت که یک حرف یک طرفه است قابل تشخیص نیست. اما تعجب خواهید کرد که چگونه بسیاری از خبرنگاران من در طول دو دهه گذشته وضوح قابل توجهی در مورد آنچه مانع از رسیدن آنها به خواسته هایشان است ، کار من را به راحتی انجام دادن لک زدن ، یا گاهی اوقات فشار شدید به آنها در یک جهت خاص است ، داشته اند.

امروز یک آهنگ Queen در سرم چرخیده است – و این فقط به این دلیل نیست که این آخرین ستون من برای است مشاهده کننده – من می خواهم آزاد شوم باید آهنگ شما شود. با کمک حرفه ای به شما کمک می کند زمان خود را در مسیر استقلال قرار دهید.

والدین شما باید درک کنند که با محافظت از شما ، شما را نیز به اسارت در می آورند. گام برداشتن از آنچه می دانید و دوست دارید آسان نیست بدون اینکه بدانید چه چیزی در پیش است ، اما زندگی طولانی و پر از درس است و یکی از بهترین آن این است که اگرچه فراز و نشیب هایی وجود خواهد داشت ، اما بدون آنها اصلا زندگی نیست . نمی دانم آیا تا به حال وقتی ایستاده اید ، دستانتان را باز می کنید و به شما اجازه می دهد یک تورم بوسه بزنید ، قدرتی را که از شما عبور می کند احساس کرده اید. خود را در برابر چنین نیروی خالص طبیعت قرار دهید که فقط با اراده خود شما را زمین نگه می دارد – اینگونه است که با رویارویی با طوفان و حرکت به طرف دیگر ، خوب زندگی می کنیم. تا زمانی که اجازه ندهید خود را مورد آزمایش قرار دهید ، هرگز نمی دانید که فقط قادر به چه کاری هستید. اجازه دادن به خود در دام گرداب محافظ والدین خود ، شما را از زندگی به بهترین توانایی باز می دارد. به نظر می رسد که آنها نمی توانند چنین چیزی را ببینند ، بنابراین این شما هستید که باید راه را به آنها نشان دهید.

اگر مشکل دارید ، یک ایمیل کوتاه به آدرس [email protected] ارسال کنید. او را در توییتر دنبال کنید @ mariellaf1

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.