هنگامی که من از کاخ های سلطنتی محافظت می کردم ، هرگز نمی فهمیدم که ممنوعیت کارمندان سیاه پوست وجود داشته است | ریچارد استوکس

مندر سال 1986 ، هنگامی که من نوجوان بودم ، پرنس چارلز “نگرانی جدی” در مورد تبعیض احتمالی و کمبود افراد سیاه پوست در اسکورت نظامی پادشاه ابراز داشت. پدرم ، برایان ، این را دید و بلافاصله من ، پسر سیاه پوست خوانده اش را تشویق كرد كه برای پیوستن به تیپ نخبه گارد اقدام كند.

در آن زمان من تازه دبیرستان را تمام کرده بودم. با توجه به اینکه من در دراز مدت به ارتش علاقه داشتم و در دانشکده های ارتش در بریستول شرکت کرده بودم ، پیوستن به ارتش منظم یک انتخاب شغلی خوب به نظر می رسید. در آن زمان نمی دانستم که هنگی که به زودی عضو آن خواهم بود ، هرگز چهره ای سیاه به صفوف خود اضافه نکرده است.

من در طول کودکی به اشکال مختلف با نژادپرستی روبرو شده بودم و پدرم تمام تلاش خود را کرده بود تا مرا برای موقعیت هایی که ممکن است روبرو کنم آماده کند. با این حال ، وقتی در سپتامبر 1986 وارد دروازه های انبار نگهبانان وقت در پیربرایت ، ساری شدم ، برای آنچه که پاسداران برای من ذخیره کرده بودند آماده نبودم.

در روز یکی از آموزشهایم با لعن و نژاد خشن نژادی ، بازجویی ، تهدید به مرگ و بازدیدکنندگان منظم از اتاق بارگاهم که خیره شده بودند ، فریاد می زدند و بد دهنی را به تماشای سیاه جلوی آنها می انداختند ، مورد استقبال قرار گرفتم.

رفتار نژادپرستانه هرگز متوقف نشد. من مورد خشونت قرار گرفتم ، سیگارهایی که در غذای من رد شده بودند ، موزهایی که به سمت من پرتاب شده بودند و از نامه متنفر بودند ، از جمله یک گلوله که نام من روی آن حک شده بود. شش ماه اول اعزام من یک جهنم زنده بود. اما با وجود این ، من استقامت کردم. در سال 1988 ، اولین روز من به عنوان گرنادیر در تغییر مراسم نگهبان ، یک خبر ملی بود. سرانجام من دو سال دیگر به ملکه و خانواده سلطنتی خدمت کردم – از اقامتگاه هایی از جمله کاخ باکینگهام ، قلعه ویندزور و خانه کلارنس محافظت کردم.

بنابراین ، بعد از تمام سو abuse استفاده های نژادی که در حراست از خانواده سلطنتی متحمل شده ام ، من را ناراحت کرد که این هفته بخوانم که در داخل خود کاخ کارمندان اقلیت های قومی ممنوع شده است. به گفته مدیر ارشد مالی ملکه در آن زمان ، اکنون می دانیم که در سال 1968 – و احتمالاً سالها پس از آن – “در واقع ، انتصاب مهاجران رنگارنگ یا خارجی” به عنوان روحانی در خانه سلطنتی انجام نمی شد.

اخبار مربوط به اجرای سیاست نوارهای رنگی در کاخ ، ناامیدی من از عدم پیشرفت در زمینه حذف نژادپرستی در جامعه را تقویت می کند. حتی امروز ، خانواده سلطنتی با اقداماتی مانند شاهزاده چارلز در سال 1986 می توانند به ایجاد تغییر در نگرش کمک کنند. جایگاه برجسته کاخ در جامعه انگلیس به این معنی است که می تواند به عنوان مثال در مورد تنوع و شمول عمل کند و در مورد سیاست های خود شفاف باشد.

نتیجه رهبری اخلاقی چارلز این بود که من قادر به شکستن یک سنت دیرینه “فقط سفیدپوستان” و تحریک سایر اقلیت های اقلیت برای پیوستن به پاسداران بودم.

نسل بعدی سلطنتی ممکن است بتواند با افراد جوان انگلیس ارتباط نزدیکتر داشته باشد و نشان دهد که آنها با احساسات ضد نژادپرستی که به شدت در طول سال 2020 ابراز شده مطابقت دارند.

من وظایف تشریفاتی را ادامه دادم تا اینکه در سال 1990 از گرنادیر استعفا دادم. پدرم سعی کرد مرا متقاعد کند که نظرم را تغییر دهم اما این کار قبلاً جبران شده بود. او حتی چندین بار به پرنس چارلز نامه نوشت تا ببیند آیا می تواند من را ترغیب کند تا تصمیمم را تغییر دهم.

من آماده نبودم كه مجبور باشم نژادپرستی بیشتری را تحمل كنم ، مخصوصاً اگر قصد داشتم در صفوف خود پیشرفت كنم. آنچه من در طول چهار سال خدمت در محافظان گرنادیر متحمل شدم چیزی بود که هیچ کس از هیچ زمینه ای نباید تجربه کند ، به ویژه هنگامی که آنها متعهد به خدمت به ملکه و کشور هستند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.