هنگامی که خانواده من در سودان کوید را گرفتند ، بی عدالتی مطلق سرنوشت در | فرو رفت ویروس کرونا

منn گریه آزادی ریچارد آتنبورو ، فیلمی در سال 1987 در مورد فعال ضد آپارتاید آفریقای جنوبی استیو بیکو ، خطی وجود دارد که از کودکی من را آزار می دهد. بیکو در تلاش است تا برای سردبیر دلسوز روزنامه سفید توضیح دهد که بزرگ شدن در جهانی که سرنوشت تو قبل از تولد تو مهر و موم شده چگونه است. وی توصیف می کند کودکان سیاه پوست وقتی زندگی سفیدپوستان را می بینند چه حسی دارند. “یک کودک سفید پوست هر چقدر هم باهوش یا گنگ باشد ، در آن دنیا متولد می شود. و شما ، یک کودک سیاه ، هوشمند یا گنگ ، در این دنیا آمده اید. و هوشمند یا گنگ ، شما در آن می میرید. “

این کلمات کاملاً مخالف آنچه هر جوان باید باور داشته باشد را بیان می کرد: اینکه ، با تلاش فردی کافی ، می توانید به هر آنچه انتخاب می کنید تبدیل شوید. در عوض ، همانطور که بیکو خیلی واضح دید ، شکل زندگی برخی از کودکان از قبل تصمیم گرفته شده است. در سراسر جهان ، کودکان در زندگی هایی متولد می شوند که هرگز از آن فرار نخواهند کرد ، محدود به شرایط نژاد ، جنسیت و موقعیت اقتصادی یا اجتماعی آنها. به کسانی که در سمت اشتباه این شکاف هستند ، تغییراتی از همان افسانه گفته می شود: با تلاش و کوشش کافی ، هر کسی از یک دور ، در یک زندگی بهتر شلیک می کند. در غرب ، بیماری همه گیر این توهم را شکسته و زندگی و معیشت مردم را با توجه به وضعیت نژادی و اقتصادی آنها جلب کرده است. در کشورهای کم درآمد ، این توهم برای شروع هرگز وجود نداشت.

مواجه شدن با کوید در آن جوامع این است که خود را برای سرنوشت تعیین شده خود تقویت کنید ، منتظر بمانید و ادعا کنید یا خوش شانس باشید و در امان بمانید. با طولانی شدن همه گیری ، فرض بر این بود که کسانی از خانواده من در سودان که هنوز کار دارند شروع به تقسیم درآمد خود با کسانی که آن را از دست داده اند می کنند. هیچ کشوری وجود ندارد ، هیچ برنامه غذایی ، هیچ بانک غذایی وجود ندارد. هیچ سخت کوشی و تدبیر نمی توانست گرگ را از در دور نگه دارد. و عملاً هیچ سیستم مراقبت های بهداشتی وجود ندارد.

در سودان ، یک قفل کامل غیرقابل اجرا است. در بسیاری از مناطق پایتخت خارطوم ، آنچه که مجاز به اتفاق در خارج از منزل نبود ، فقط به داخل خانه مهاجرت کرد. هنوز عروسی ها ادامه داشت ، فقط کوچکتر و دور از چشم. به دنبال آنها مراسم تشییع جنازه برگزار شد. اما شجاعت جشن ها در خلاف یک ویروس با مرگ و بیماری از بین می رود. در همسایگی مصر ، مردی با افتخار به من گفت که عروسی دخترش نه تنها زیر بینی مقامات بلکه با آنها به عنوان مهمان اتفاق افتاده است. چند هفته بعد ، گزارشات ناخوشایند در مورد کمبود اکسیژن شدید که منجر به مرگ در بخش مراقبت های ویژه در بیمارستان قاهره شد ، ظاهر شد.

من بیشتر سالهای همه گیر را در تلاش برای محافظت از اعضای آسیب پذیر خانواده ام در سودان از راه دور گذرانده ام ، در حالی که خودم را بین آفریقای شمالی و شرق آفریقا جابجا کردم. بدترین وحشت من مخصوص مادر پیر و ناخوشایند و خواهران و برادرانش بود ، زیرا باید بدانید که وقتی شخص آلوده شد دیگر کاری برای انجام دادن وجود ندارد جز اینکه منتظر بمانید و ببینید چه اتفاقی می افتد. اضطرابی که احساس کردم یک نسخه افراطی از بخش مهاجران تنها است – جایی که منابع خود را تقسیم می کنید و سعی می کنید امتیازاتی را که به شما تعلق گرفته است با ارسال پول به خانه به خانواده خود افزایش دهید. اما این منابع می توانند تاکنون گسترش یابند.

اعضای خانواده یکی یکی مریض شدند و اوج این اتفاق مادرم بود. آنها در جستجوی کمک در شهر گشتند و از بیمارستان ها برگشتند و به آنها گفتند که حتی اگر پول داشته باشند ، منابع در آنجا نیست – اکسیژن ، استنشاق ، تهویه هوا. افراد بسیار ثروتمند هزینه بسیار کمی از تخت های ICU شخصی را پرداخت کرده و جلوی آنها را می گرفتند. یکی از پزشکان به من گفت که حتی در صورت وجود دستگاه های تهویه ، دستگاهی که به آن اعتماد کرده اند موجود نیست. لوله های لوله گذاری ، مانیتورها ، حتی ماده بیهوشی مورد نیاز برای قلاب کردن بیماران کمیاب هستند. پزشک دیگری در خارطوم به رویترز گفت: “در یک روز عادی در سودان نمی توانید یک دستگاه تهویه پیدا کنید. کسانی که مصونیت دارند زندگی می کنند و کسانی که مصونیت ندارند مجبورند نماز بخوانند. “

و بنابراین دعا کردیم. کسی یک اکسی متر قدیمی پیدا کرد و آن را در اطراف خوشه خانواده بیمار به اشتراک گذاشتند ، که مادرم و چندین خاله ، عمو و پسر عموها در یکی از سفرهای بیهوده روزانه خود استفاده کردند. حتی اگر سطح اکسیژن شما پایین باشد ، هیچ کاری نمی توان انجام داد. وعده های غذایی متوسط ​​توسط کسانی که هنوز سالم بودند و پول خرید مواد غذایی بیشتری داشتند ، کنار گذاشته شد. اگر در خانواده یا شبکه اجتماعی پزشکی وجود داشت ، شماره تلفن آنها عمومی می شد. در غیاب منابع عمومی ، مردم منابع خصوصی را ادغام و مشترک می کردند. در حالی که این دارایی های ناچیز در سودان بسیار نازک تر شده بود ، در انگلستان دولتی که تعداد زیادی از آنها از توصیه های پزشکی چشم پوشی می کرد ، قفل کردن را به تعویق می انداخت ، بودجه های ارزشمندی را برای PPE اشتباه خرج می کرد و به مناقصه مناقصه می انداخت.

مادرم بعد از یک ماه مسموم شده با وحشت ، خودش را کشید بیش از کریسمس و سال نو من آن دوره را با مشاهده این واقعیتهای مختلف گذراندم ، از لحاظ عاطفی با دو کشور در ارتباط بودم – یكی در آنجا ثروت و زیرساختهای بهداشت عمومی به وفور در دسترس بود ، اما توسط سیاستمداران منفی سوman مدیریت می شد ، و دوره دیگری كه همبستگی فردی باقی مانده بود. این امر مانند داشتن دو پدر و مادر بوده است ، یک پدر ثروتمند اما فاسق و یک پدر فقیر اما محتاط.

تأمل در مورد این تفاوتها نوعی سرگیجه را برانگیخته و مشخص می کند که تا چه اندازه درد همه گیر در انگلیس غیرضروری بوده است. چگونه بسیاری از مردم به این ایده استعفا داده اند که هیچ راهی بهتر برای اداره اقتصاد و امکانات عمومی وجود ندارد. دولت انگلیس ناتوان است و NHS کشیده است ، اما مشکل عمیق تر از هر دو واقعیت است. ما کشوری هستیم که دارای امتیاز اقتصادی عظیم و سرمایه فکری و علمی هستیم ، کشوری که هیچ مشاغلی در سطح بالایی از جدول تلفات جهانی ندارد. اما ما همچنین کشوری هستیم که مدت زمان طولانی است که ایمان به کمبود را انتخاب کرده ایم: اینکه کافی نیست دور خود را دور بزنیم ، اگر کسی در تلاش است ، پس آنها باید بیشتر تلاش کنند تا پیشرفت کنند.

این دروغی است که ما را از کمک به دیگران معاف کند ، دروغی که به خود می گوییم تا باور کنیم که جایگاه خود را در بخش روشن اختلافات بیکو بدست آورده ایم. واقعیت این است که همه ما به دلیل شانس گنگ در جایی هستیم که هستیم. به دلیل شرایط وحشیانه یا شادی تولد ما. همانطور که عزیزان در یک کشور فقیر بدون حتی فرصتی برای مبارزه با کمک پزشکی یا اقتصادی در معرض ویروس قرار گرفتند ، اما همچنان سعی کردند ضربات یکدیگر را جبران کنند ، درس دیگری به بسیاری از مواردی که در طول یک سال گذشته آموخته ام اضافه شد. تنها چیزی که باعث می شود ما انسان باشیم این است که وقتی مجبور نیستیم با هم شریک شویم. این است که ما می فهمیم که هیچ اخلاق و عدالت طبیعی در زندگی وجود ندارد مگر اینکه آن را از طریق اشتراک با دیگران به طور فعال اجرا کنیم. هر چیز دیگری آپارتاید است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.