همسرم حتی در حدی که ضخیم است و به گسترش نیاز دارد ، در جنگ های آشپزخانه پیروز می شود | زندگی و سبک

دبلیومن و همسرم ابتدا با هم جمع شدیم ، ما از گرسنگی از مغازه ها برگشتیم و من پیشنهاد دادم که او را سر و صدا کنیم. من می خواستم واقعاً او را با چیزی “شفاف” تحت تأثیر قرار دهم و بنابراین در حالی که او یک دوش سریع داشت (انتظار داشت که شام ​​زودتر آماده شود) ، من زمان زیادی را صرف تماشای فیلم های YouTube با عناوینی مانند “چگونه می توان تحریک خود را بالا برد – مهمانان خود را سرخ کرده و منفجر کنید ». من ناامید شده بودم که یاد بگیرم که چگونه این کار را انجام دهم ، علیرغم این واقعیت که اگر میهمانی ادعا می کند که با یک شام غلیظ منقل داده شده است ، من خودم را بهانه می کنم که به دلیل دعوت از یک چنین خراش دوربینی نگاه سختی به آینه دستشویی بیندازم در وهله اول

هنگامی که سرانجام شام آماده شد ، من همسرم را به میز دعوت کردم ، در آن زمان او شروع به خوردن آن کرد به روشی که به عنوان “پر از عصبانیت” توصیف می شود. پس از پایان کار ، او به من گفت که سرخ کردن سریع است ، که هر گونه پیشرفت جزئی در طعم توجیه نمی کند “beef wellington” مدت زمانی که من برای تهیه آن صرف کردم ، و تعداد تابه ها و بشقاب هایی که می خواهم در فرآیند ساخت آن “غیرقابل قبول” بود – یک ارزیابی منصفانه ، با توجه به اینکه این غذا به نام تابه ای که قرار است در آن تهیه شود ، نامگذاری شده است.

از آن زمان به بعد ، همسرم بیشتر اصرار را به اصرار او انجام داد. بعضي اوقات به من اجازه آشپزي داده مي شود ، اما او مجبور است خودش را از نظر ذهني آماده كند و من مجبور هستم با تأييد اينكه حداقل به مدت 12 ماه سعي نمي كنم دوباره غذا درست كنم ، معافيتي را امضا كنم.

نتیجه دو برابر است: دوستان ما مرا به شوونیست تقویت كننده مرد سالاری متهم می كنند و فرزندان ما بزرگ شده اند و فکر می كنند كه روش همسرم بهترین راه است. او یک آشپز بسیار خوبی است ، من را اشتباه نگیرید ، اما مواردی وجود دارد که ما در آنها اختلاف نظر داریم. آب بذار او دوست دارد که مال او مانند یک کاستارد خوش طعم باشد. در اصل نمی ریزد باید آن را قاشق بزنید ، و با چاقو آن را روی غذا پهن کنید. او قبلاً در شمال زندگی می کرد و حتی از نظر استانداردهای شمالی ، گندمش را ضخیم دوست دارد. به نظر من این کاملا نفرت انگیز است – تا حدی که ما دو دسته آب گوشت داریم – یکی برای من که مانند سایر انسانها از آب گوشت خود لذت می برم ، و یک بزرگتر برای او و فرزندان ، که به این باور رسیده اند که آب گوشت باید دو برابر شود به عنوان درزگیر حمام.

دو هفته پیش ، به همسرم گفتم که می خواهم کارهای آشپزی بیشتری را شروع کنم ، به طور عمده بچه ها می توانند ببینند که مردان نیز اجازه آشپزی دارند. او موافقت کرد که به من فرصتی بدهد ، و من تصمیم گرفتم که به عنوان یک شام ساده و دلپذیر جمعیت ، تخته پارچه ، له و سبزیجات درست کنم. من اعتقاد داشتم که می توانم خانواده را با له ای با کیفیت به دست بیاورم ، بنابراین چیزی شبیه پوره سیب درست کردم. هدف من این بود که یک شام حذفی برپا کنم ، به طوری که پسران ممکن است آشپزی من را ترجیح دهند ، همسرم را به خود شک کند و در نهایت عزت نفس خود – مواد تشکیل دهنده هر ازدواج عالی را تضعیف کند.

نشستم و منتظر افتخارآمیزهایی شدم که مش نرم و ثروتمندتر خودم را می آمیزم. آنها هرگز این کار را نکردند. در عوض ، یک سری شکایات در مورد اینکه چقدر سیب زمینی من خیلی خامه ای است ، و اینکه چطور آنها را کمی خشن و پر از ترجیح می دهند ، مطرح شد. فرزندان من رادیکال شده اند. من در حالی که خانواده ام برای خوردن ابریشمی ترین سیب زمینی له شده که قبلاً سرو شده است ، بخورم نشسته بودم و پیش از آنکه همسرم از پسران بخواهد یک تشویق تشویق کننده برای تلاش های من را بخورند ، غرق نشستم. عصر همان موقع که او به دنبال ظاهری خودآگاه بود ، در مقابل اصرار به او گفتم که فکر می کردم او بچه ها را به داشتن کام کم پیچیده تربیت کرده است. فقط یک چیز برای آن وجود دارد: من قصد دارم اصرار بر دو دسته له را شروع کنم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *