هر مجسمه ای را خرد می کنید؟ در اینجا آنچه باید بجای آن انجام شود | مجسمه سازی

گری یونگ معتقد است که هیچ مجسمه ای نباید ساخته شود زیرا چشم انداز دستاوردهای مردم با گذشت زمان تغییر می کند ، بنابراین کسانی که در یک عصر جشن گرفته می شوند ممکن است در دوره دیگر مورد تمسخر قرار گیرند (چرا هر مجسمه باید پایین بیاید ، 1 ژوئن). به نظر من ، این خیلی دور است.

بعید است بعنوان مثال ، روزی نگرش نسبت به آبله چنان ریشه ای تغییر کند که دیگر یادبود ادوارد جنر مناسب نباشد.

به سختی می توان تصور کرد که روزی هواداران استوک سیتی از مجسمه استنلی متیو در خارج از استادیوم خود خجالت بکشند زیرا آنها او را یک فوتبالیست ضعیف می دانند.

و من گمان می کنم که هرگز مبارزاتی برای تخریب بنای یادبود توماس کلارکسون ، که در این کشور متولد شده است ، در شهر زادگاه من ، ویسبب ، برگزار نخواهد شد. می توان ادامه داد.
جرارد ریون
تیدینگتون ، لندن

من موافقم که بناهای تاریخی در درجه اول ارزش فرهنگی را که برای آن ساخته شده اند منعکس می کنند. با این حال جالب است که گری یونگ می نویسد: “هیچ کس به طور جدی مجسمه منتخب Millicent Fawcett را در میدان پارلمان به چالش نمی کشد ، زیرا هیچ کس به طور جدی مفهوم حق رأی زنان را به چالش نمی کشد.”

در دورانی که دموکراسی توسط نظریه های راست افراطی ، زن ستیزی و توطئه گسترده در حال فرسایش است ، بسیاری هستند که علیه حق رأی گیری استدلال می کنند و با خوشحالی شاهد برداشته شدن تندیس وی هستند. در حالی که آداب و رسوم فرهنگی تغییر می کند ، آیا نباید تلاش کنیم تا اهمیت عمومی دموکراسی ، برابری و لیبرالیسم را که عمیقا برای آینده بهتر فرزندان ما است ، نمایندگی کنیم؟ شاید تاریخ نباشد اما هنوز هم حیاتی باشد.
توبی کینگ
لندن

مقاله متفکر و سرگرم کننده گری یونگ درباره مجسمه های عمومی یک حذف کوچک داشت. چرا از نمونه گلاسوکی ، که مجسمه سوارکاری دوک ولینگتون در خارج از گالری هنر مدرن از دهه 1980 با یک مخروط ترافیک خرد شده است ، تقلید نمی کنیم؟ چاپی شایسته را از منظر قرار می دهد و کالاهای مرتبط با مخروط در فروشگاه موزه نیز یک درآمدزای مفید است.
دکتر رون فریزر
Swallowfield ، Berkshire

من با گری یونگ در مورد سرنوشت مجسمه های افراد ناپسند مخالفم. ما باید به یاد گذشته خود ، افراد خوب و بد باشیم. به عنوان مثال ، مداحی از روی برج ادوارد کلستون – همانطور که قبلاً مطرح شد – می تواند با توصیف دقیق تر و کاملتری جایگزین شود ، نه تنها ثروت او ، بلکه تعداد برده هایی که در خدمت او جان باخته اند. همین کار را می توان برای اکثر مجسمه ها انجام داد.
تیم شایعات
کمبریج

گری یونگ این استدلال را ذکر می کند که “تغییر چیزی در مورد یک مجسمه دستکاری در تاریخ است. این چرندیات نامفهوم است … مجسمه ها … خود تاریخ نیستند. ” اما بعداً می نویسد: “مجسمه ها همیشه در مورد ارزش های دوره زمانی که آنها ساخته می شدند بیش از داستان شخصی که به تصویر کشیده می شود ، به ما می گویند.” دقیقاً این خود منبع مفیدی از تاریخ است.
مایک مروغ
کیو ، لندن

سر مجسمه سازی پیلار کوینتروس ، Janus Fortress: Folkestone ، که هم به اروپا و هم به انگلیس نگاه می کند ، از گچ و گچ ساخته شده است و برای فرسایش و تجزیه تدریجی در نظر گرفته شده است. این یک الگوی مناسب برای ساخت مجسمه ها است ، ناگزیر از زمان و مکان آنها ، بنابراین از جنگ های احتمالی فرهنگ آینده جلوگیری می کند.
دکتر آنتونی آیزاک
لندن

من یک خیال داشتم که به موجب آن یک مربع در جایی از انگلستان در هر گوشه من یک تندیس دارد ، آقای الک میچل ، یان گریو و کیت فلت ، به عنوان سهم نامه ای که در زندگی ملی داشته ایم. با این حال ، مقاله درخشان گری یونگ من را متقاعد کرده است که این کار مناسبی نیست و ما باید به ایمیل تأیید گاه و بیگاه دوستانی که آنها را می خوانند بسنده کنیم.
مایکل کانینگام
ولورهمپتون

به جای پاره کردن مجسمه ها ، شاید این امر به منظور ثبت احترام ما نسبت به اصول زشتی باشد که آنها با پوشش منظم آنها نشان می دهند. و اما در مورد شخصیتهای بسیار مرتفع ، ما کبوترهای زیادی داریم.
آستین لینچ
گرستنگ ، لنکاوی

درباره هر چیزی که امروز در گاردین خوانده اید ، نظری دارید؟ لطفا پست الکترونیک نامه خود را برای ما در نظر بگیرید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.