“هر اتفاقی ممکن است بیفتد”: در داخل اولین اپرای واقعیت مجازی جهان | اپرا

“Sبا پاهای خود تارت کن ، زمین خویشاوند ، “آنا دنیس ، سوپرانو عزیزم ، به گوش من رسید. من در فضای کوچکی که میزبان اولین اپرای واقعیت مجازی جهان است ایستاده ام. من یک هدفون ، هدفون و یک کوله پشتی دارم. سالن اپرای سلطنتی این اپرا را Tardis می نامد. به نظر من بیشتر شبیه یک نصب هنری پیاده روی با موسیقی متن اختصاصی است. این هرچه باشد ، اپرا آنگونه که ما می شناسیم نیست.

رایج ، Rising دو سال پیش ، مدتها قبل از سن Covid ما تصور شد ، اما اکنون به طرز فریبنده ای موضوعی است. این مقاله آنچه را که این ایده “ایده های انزوا ، اتصال و تجدید تصور جمعی” می نامد ، کشف می کند. این اپرا برای سن ما از نظر اجتماعی دور طراحی نشده است ، اما از این طریق کار می کند. فقط چهار نفر می توانند همزمان وارد اپرای Tardis شوند و به ما گفته می شود كه یك متر از هم فاصله داشته باشید (روی حیله و تزویر از آنجا كه در ابر واقعی بودن قضاوت در مسایل در دنیای واقعی ، ترشی تر است). اما این فقط اپرا برای عصر کووید نیست ، بلکه قربانی آن است: به دلیل افتتاح در دسامبر سال 2020 ، طعمه قفل شد.

حبس های صوتی اخبار و گزارش های گارد ساحلی از بین رفته است. عناوین روزنامه هایی که دیوارها ، سقف و کف آنها را پوشانده اند کم رنگ می شوند. انواع افکت ها توسط تکنسین های دیده نشده از طریق رایانه های موجود در کوله پشتی به هدست های ما منتقل می شود. ما به آواتارهای واقعیت مجازی تبدیل شده ایم: سه ​​حزب دیگر من اکنون مانند خواهر و برادرهای خاکستری گروه Blue Blue به نظر می رسند. اپرا شاید آغاز شده باشد.

سیم های گروه هفت قطعه Chroma دنیس را که در حال خواندن یک کانن فروتنانه و بیش از حد دوبله شده با خودش است ، همراهی می کنند. سامانتا فرناندو موسیقی (با کلمات ملانی ویلسون) در کل تجربه 15 دقیقه ای به هدست های ما منتقل می شود. یک درب سمت چپ با نور قاب شده است. به ما گفته شده است که این یک نشانه بصری است و در سفر شبانه خود باید از طریق هر دری سبک قاب بروید. این فیلم با الهام از پروپرو در آزادی آریل در پایان فیلم طوفان شکسپیر ساخته شده است. ما VR Ariels شده ایم ، شبانه در یک کره جهانی شبیه سازی می کنیم.

در حال حاضر ، افزایش است مختصر اما آنقدر در آن بسته بندی شده است که احساس می کند بسیار طاقت فرسا است. در اتاق اول پیش بینی های شبیه به اشر از راه پله ها و ساختمان های غیرممکن بی نهایت از همه جهات امتداد دارد ، اما با مشخص شدن مسیر شما ، آزادی کمی برای کاوش در این دنیاهای جدید عجیب وجود دارد. در یکی ، آواتارهای رقصنده ها ، که توسط فناوری ضبط حرکت ایجاد شده و در صفحات عظیم نمایش داده می شوند ، با موسیقی هماهنگ می شوند. در نمودار دیگر ، نمودارهای متحرک مانند مانیتورهای غول پیکر قلب از افزایش و سقوط خطوط موسیقی تقلید می کنند.

این یک ربع ساعت عجیب ، متمرکز ، گاهی اوقات متحرک و گیج کننده است. خوانندگان و نوازندگان اکشن را معمولاً مانند اپرا هدایت نمی کنند و تقریباً به تجربه ای چند حسی اما کاملاً تصویری کمک می کنند.

کارگردان نتیا جونز به من گفت: “این آینده اپرا نیست ،” اما این می تواند یکی از آینده های آن باشد. ” جونز و بقیه اعضای تیم خلاق از کلمات بزرگی مانند gesamtkunstwerk و verfremdungseffekt برای توضیح آنچه می خواهند برای رسیدن به آن استفاده کنند استفاده می کنند.

اولین مورد ، به معنای اثر هنری کل یا یکپارچه ، توسط واگنر به تصویب رسید تا حساب کند چگونه انقلاب وی در اپرا در بایرویت موسیقی ، نمایش ، رقص و جلوه های نمایشی را متحد می کند. در حالی که جونز به واگنر اهمیتی نمی دهد ، او در تلاش است تا چیزی نئو واگنری را انجام دهد ، یک gesamtkunstwerk با استفاده از واقعیت مجازی. “اپرا چیست؟” او می پرسد. “تنها تعریفی که به نظر من منطقی است” یک تجربه تئاتر است که توسط موسیقی آواز خوانده می شود. فراتر از آن ، شما می توانید هر کاری انجام دهید. ” کارگردانی این اپرا مطمئناً چیزی شبیه اطمینان از ایستادن تنور بر روی مارک خود نیست. “من اغلب می دیدم که از سیمون می پرسم [Reveley, CEO of Figment Productions] آیا او می تواند کاری عجیب مانند باریدن وارونه انجام دهد و می گفت: “مطمئنا ، چرا که نه؟”

اما من گمان می کنم رادیکال ترین چیزی که در مورد جریان فعلی وجود دارد ، Rising فناوری نیست بلکه چگونگی فرایند خلاقیت است. به جای اینکه آهنگساز کلمات librettist را به عنوان موسیقی تنظیم کند و موسیقی را توسط مدیران ، طراحان و نوازندگان تفسیر کند ، این Annette Mees ، رئیس آزمایشگاه های صوتی کاونت گاردن و Reveley بودند که در ابتدا ایده یک اپرای فوق واقعی را توسعه دادند و فقط بعدا خلاقیت هایی مانند جونز ، فرناندو و ویلسون ، مدیر CGI جوانا اسكاچر و طراح رقص آنا موریسی را در هیئت مدیره آورد.

همانطور که برای کلمه بزرگ دیگر ، verfremdungseffekt (اثر بیگانگی) ، این امر با بردن ما از کویدین به قلمروهای استعلایی عجیب و غریب که ظاهراً هر اتفاقی ممکن است بیفتد ، حاصل می شود.

جونز استدلال می کند که واقعیت مجازی “سلسله مراتب سنتی اپرا و موسیقی کلاسیک را به چالش می کشد … این دموکراتیک ترین رسانه است – می تواند قوانین فیزیک را زیر و رو کند ، بنابراین چرا باید مطابق با قوانین معمول تبادل فرهنگی باشد؟”

از نظر او جنبه تغییر بازی این است که تماشاگر را در مرکز صحنه قرار می دهد. با این حال ، گیمرها عادت داشتند که قهرمانانی باشند که وظایفشان را باید به اتمام برسانند و هیولاهایی برای قتل ، ممکن است تجربه را کمی ناخوشایند بدانند ، زیرا ما اساساً فضول باقی می مانیم ، البته در قلب این عمل مثل هرگز. این اپرا جایی نیست که بتوانید چشم های خود را ببندید و از چشمان های بصری یک کارگردان چشم پوشی کنید و از موسیقی لذت ببرید ، بلکه یک کار هنری سنتزتر است که تماشاگر رابط بین آنچه را که می بینند ، احساس می کنند و می شنوند ، ایجاد می کند.

در همین حال ، جونز به من گفت که او در حال توسعه یک اپرای VR جدید است. او می گوید: “کار در این محیط آتش به خیال من روشن کرد.” او امیدوار است که مخاطبینی که از قفل قفل بیرون می آیند وقتی از اپرای تاردیس دیدن می کنند احساس مشابهی داشته باشند. “من نمی توانم صبر کنم تا به خودم برگردم – حضور در دنیای واقعی برای این مدت عجیب بوده است.”

در حال حاضر ، افزایش از 21 مه در تئاتر Linbury ، لندن است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *