هاپلس اسکالی برای ساناک مهم است ، او که باید به هر قیمتی محافظت شود | لابی کردن

ریشی سوناک مردی شلوغ است. خیلی شلوغ نیست ، فکرش را بکنید که او نتوانست وقت بیاورد و به دیوید کامرون پیام کوتاه بدهد تا از اینکه اینقدر کند جواب داد ، عذرخواهی کند و هرچه زودتر به او برگردد.

نه آنقدر شلوغ که بعداً نتوانست به نخست وزیر سابق پیام کوتاه دهد و بگوید که او واقعاً تیم خود را تحت فشار قرار می دهد تا راهی برای گسترش دسترسی به وجوه بانکی که دیو اکنون از طرف او لابی می کند ، بیابند. اما خیلی دور از ذهن نیست که بتوانم به مجلس عوام بیایم تا به س questionالی فوری از نخست وزیر سایه ، آنلی دودز ، در مورد آزار و اذیت آشکار میان خزانه داری و بانک گرینسیل پاسخ دهم.

بنابراین به عهده پل اسکالی ، وزیر کوچک در وزارت بازرگانی ، انرژی و استراتژی صنعتی (Beis) ، بود که وظیفه نخست وزیر را بر عهده بگیرد. اسکالی سعی کرده بود اردک بیرون بزند و با اشاره به اینکه این س ratherال به جای بیس به خزانه داری ارائه شده بود ، اما اعتراضات وی باطل شد. کار به اندازه کافی تاریک بود تا س itsال خود را به اندازه کافی مبهم جلوه دهد تا دولت بتواند آن را در بخش دیگری اداره کند ، اما به اندازه کافی جدی است به طوری که فقط یک علامت بدون علامت مجاز به پاسخ دادن به آن است. Rishi باید به هر قیمتی محافظت شود.

صدراعظم سایه سعی کرد ناامیدی خود را از مواجه شدن با اسکالی و نه سوناک پنهان کند و س withالات خود را شخم بزند. صدراعظم از چه راههایی تیم خود را تحت فشار قرار داده است تا به ماکر قدیمی خود کمک کند؟ و چه گفتگویی در 10 دیدار مقامات خزانه داری و گرینسیل انجام شده است؟ طرح های بودجه جایگزین که آنها در حال بررسی بودند کدام بودند؟

کاملاً شانه خالی کرد. او متاسف بود که دودز احساس می کرد مورد بی توجهی صدراعظم است اما اگر می خواست او را به اتاق بیاورد پس لازم بود از طریق تلفن همراه شخصی او را صدا کند. این تنها راهی بود که این روزها هرکسی می توانست Rishi را وادار به انجام هر کاری کند. و اگر او شماره خود را نداشت ، او کسی را می شناخت که این شماره را داشته باشد. اگرچه ممکن است دیو سریعاً از طریق شماره هایی که تشخیص نمی داد سریعاً تماس بگیرد ، همانطور که قبل از ادعای لابی توسط رسانه ها تماس گرفته بود.

اسکالی گفت ، این قبیل بود ، و قبلاً برای زمان بازی می کرد. کامرون به عنوان یک لابی گر آنقدر شکست دیدنی داشت که اکثر وزرا حتی نمی دانستند که مورد لابی قرار گرفته اند. او حتی مثل بقیه سعی نکرده بود با شلاق زدن PPE دولتی که نتیجه نداد ، پول نقد کند. و نه حتی موفق شده بود که گرینسیل را به تمام وجهی که می خواست دسترسی دهد.

آنچه او به دست آورد این بود که برای طرح کمتری حمایت دولت را بدست آورد تا بانک بتواند پولی را که نمی دانست این برنامه را ندارد وام دهد. یا چیزی شبیه به آن. چرا ، دیو تنها لابی گر بود که می دانست کسی می تواند بیانیه 1700 کلمه ای را برای پاک کردن نام خود ارائه دهد که فقط باعث می شود او گناهکارتر به نظر برسد. و در هر صورت ، به نتیجه رسید اسكالی ، دولت اكنون تحقیقاتی را ترتیب داده بود و بنابراین گفتن هر كسی كه پیش از یافته های آن باشد ، اشتباه خواهد بود.

چند توری تلاش کرده بودند که به طرف اسکالی بروند. فلیسیتی بوکان برای کاری که دیو انجام داده بود اهمیتی نمی داد ، او فقط می خواست اطمینان حاصل کند که ریشی از قوانین رفتاری پیروی کرده است. جیکوب یانگ و باب بلکمن مشاهده کردند که فقط دولت درست بوده است که هر نوع بودجه ممکن را دنبال کند – به ویژه آنهایی که دوستان توری ارائه می دهند – زیرا ویروس کرونا بسیار مهم بوده است ، بنابراین احمقانه است که جدی نگیرید پیشنهادهای کامرون . حتی اگر بعداً معلوم شد عوضی هستند.

طولی نکشید که آخرین معترض محافظه کار ساختمان را ترک کرد و اسکالی را تنها با مخالفت عصبانی و بدبینانه روبرو کرد. یک مجازات ضرب و شتم که اگر تمایل نداشته باشد به صورت استوئیکی آن را گرفت. وی گفت اگر صدراعظم تقصیری داشت این بود كه هم تلاش كرده بود تا تمام توان خود را برای نجات امور اقتصادی كشور انجام دهد و هم اعتماد بیش از حد به افرادی كه مشاوره آنها را پذیرفته بود. او بیش از حد تمایل داشت که به دنبال خوبی ها در مردم باشد. به همین دلیل او به مقامات دستور داده بود که 10 جلسه با گرینسیل داشته باشند. چون نمی توانست باور کند که دیو در 9 جلسه اول چقدر ناامید بوده است.

اسکالی تأکید کرد: “من توصیف کامرون به عنوان” داودی دیو “را قبول ندارم. گرچه به نظر می رسید که انگار چنین است. همراه با بی فایده دیو و نیازی دیو. نخست وزیر پیشین ناامید بود که به خود و دیگران ثابت کند که هنوز در دنیا نمایندگی دارد. و دولتی که دیگر اعتقاد داشت نیازی به پیروی از قوانین ندارد. علاوه بر این ، اگر به یک مبارزه مستقیم بین “نجات ریشی” و “نجات دیو” منجر شود ، هیچ مسابقه ای نخواهد بود. بوریس جانسون از انداختن کامرون زیر اتوبوس بسیار لذت می برد.

کاملاً پیام های تلفن خود را بررسی کرد. نادا نه اینکه او واقعاً انتظار چنین چیزی را داشته باشد. اما باز هم ، حتی اگر نامرئی بودن ویژگی تعیین کننده او بود ، خوب است که از انجام گاه و بی گاه کارهای ناپاک تشکر شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *