‘نوعی غرب مدرن امروزی’: درون دنیای کابوی های بتونی | فیلم

آآنچه را که فیلادلفیا به آن مشهور است اس ام اس کند و احتمالاً آنها به چیزیرک ، اعلامیه استقلال یا فیلمهای راکی ​​با بازی سیلوستر استالونه پاسخ دهند. این شرط مطمئنی است که آنها نمی گویند کابوی سیاه.

یا یک گاوچران سیاه و سفید توصیف شده مانند ایوانا-مرسدس. “وقتی به مردم می گویم من اسب سوار می شوم ، آنها مانند” اینجا ، در فیلادلفیا؟ اسبها کجا هستند؟ “” او می گوید. “اما وقتی مردم من را در فیلادلفیا سوار بر اسب می بینند ، معمولاً شامل دوربین و” اوه خدای من ، آیا می توانم اسب شما را نوازش کنم؟ ” و بچه ها از کجا آمده اید؟ “

ایوانا-مرسدس عضو یکی از جوامع سوارکاری سیاه پوست است که در شهرهای سراسر ایالات متحده ، غالباً دیده نشده و گمنام ، رشد می کند. او همچنین اولین بازی خود را در کنار ادریس البا در یک فیلم جدید در مورد سیاه سواران در فیلادلفیا انجام می دهد که به نظر می رسد به زندگی آنها احترام و احترام تازه ای می بخشد.

گاوچران بتن ، که سال گذشته در جشنواره فیلم تورنتو به نمایش درآمد و اکنون در شبکه نتفلیکس در دسترس است ، یک درام ریزه درمورد رابطه پدر و پسر در اطراف اصطبل های خیابان فلچر ، یکی از اولین اصطبل های داخل شهر فیلادلفیا و اکنون در میان آخر.

قدمت آن به بیش از یک قرن پیش می رسد که واگن های اسب محصولات ، لباسشویی و شیر را تحویل می دادند. اواخر دهه 1950 هنگامی که اتومبیل ها و کامیون ها آنجا را تحویل گرفتند ، به پایان خود رسید اما انبارهای تاریخی به عنوان یک نقطه کانونی ارزشمند و پناهگاه امن زنده ماندند – اغلب بدون اطلاع ساکنان شهر که فقط چند مایل دورتر زندگی می کردند.

عموی بزرگ ایوانا-مرسدس در دهه 1950 و 1960 سوار خیابان فلچر بود و مادر خود را به آنجا و اصطبل های دیگر می برد ، “بنابراین این فقط از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود” ، “او به یاد می آورد. ایوانا مرسدس از زمانی که برای اولین بار قادر به نشستن و نشستن اولین درس حرفه ای خود در 8 سالگی بود ، سوارکاری کرده است.

“این فقط آزادی محض است. اسب ها به خودی خود موجوداتی بسیار باشکوه هستند و همین که شما واقعاً با آنها و درون و بیرون و مغز آنها ، نحوه فکر کردن ، نحوه ارتباط آنها با یکدیگر آشنا شوید ، کار با آنها اما سوار شدن یک تجربه زیبا است آنها تقریباً غیرقابل توصیف است. این آزادی است که کاش همه بتوانند آن را تجربه کنند. “

وی می افزاید: “این شهر است. مردم به اسب فکر می کنند و به کشور و به تگزاس ، زمین های زیاد فکر می کنند. اما با اسب ها ، اگر می توانید فضایی پیدا کنید ، تا زمانی که وقت اختصاص دادن به اسب خود را داشته باشید ، اسب ها می توانند در هر جایی زندگی کنند. “

این فیلم كول (كالب مك لاولین) ، یك نوجوان پانزده ساله پریشان را دنبال می كند كه از مدرسه اخراج می شود و توسط مادرش برای زندگی در كنار پدر بیگانه اش هارپ (البا) كه اسب ها را در اصطبل های خیابان فلچر احیا می كند ، زندگی می كند. این داستان بیان می کند که چگونه سوارکاری می تواند به جوانان منزوی حس هدف و ارزشمندی خود را بدهد.

این درست برای ایوانا-مرسدس است: “او می گوید:” برادرزاده من به سختی در همه جا تمرکز می کند. “او همیشه در حال فریاد کشیدن است:” تمرکز کنید ، تمرکز کنید ، تمرکز کنید! ” اما وقتی ما در انبار و در آن حلقه هستیم و او روی آن اسب است ، این تنها چیزی است که به آن اهمیت می دهد. او متمرکز است ، فداکار است و می خواهد کارها را به پایان برساند.

“او می خواهد اسب خود را درک کند. زیباست. بنابراین قطعاً می توانم بگویم که من از نزدیک دیده ام که چقدر اسب ها می توانند باعث شوند فردی که به طور منظم تمرکز ندارد فقط تمرکز کند و واقعاً کارها را انجام دهد. “

این یک دنیای دور از تصویر کلاسیک فیلم یک گاوچران سفید مانند جان وین یا کلینت ایستوود است که در دشت های وسیع و باز سوار می شود. در واقع طبق گفته مورخان ، یک چهارم کابوی های آمریکایی سیاه پوست بودند. کلمه “گاوچران” اصطلاحی نژادپرستانه برای یک کارگر سیاه پوست بود.

ایوانا-مرسدس اظهار داشت: “سپس جان وینز را در جهان بدست آوردیم و همه گفتند ،” اوه ، خوب ، من حدس می زنم کابوی ها آدم های کثیفی نیستند ، آنها سرگرم کننده و جالب هستند و مهارت هایی دارند. ” و بنابراین در امتداد خطوط آن به چیزی تحسین برانگیز و چیزی که مردم می خواستند منتقل شد و سپس فکر می کنم وقتی این اتفاق افتاد ، آن زمان بود که شسته شد. “

سوارکار جان موریس (سمت راست) و کریس کوگر در خیابان های فیلادلفیا.
سوارکار جان موریس (سمت راست) و کریس کوگر در خیابان های فیلادلفیا. عکس: تیموتی آ کلاری / خبرگزاری فرانسه / گتی ایماژ

و چقدر او به عنوان یک زن در این جامعه غیر معمول است؟ “در فیلم ، شخصیت های زن بسیار کمی خواهید دید و این کاملاً دقیق است از آنچه در بیشتر محیط های اسب شهری پیدا خواهید کرد. تعداد زیادی زن وجود ندارد. این یک نوع باشگاه پسرانه است و زنانی که به نظر شما زنان بسیار قوی هستند. آنها خود را نگه می دارند زیرا مجبورند و قابل توجه هستند. “

کابوی بتنی به کارگردانی ریکی استاوب ساخته شده و براساس رمانی به نام گتو گاوچران نوشته شده توسط گریگوری نری است که اولین بار در سال 2008 خبر اصطبل ها را شنید وقتی یکی از دوستانش پیوند مقاله ای از مجله Life در مورد خیابان فلچر را برای او ارسال کرد.

نری با تلفنی از وین ، اتریش گفت: “اولین تصویری که دیدم این بچه سیاه پوست ایستاده پشت اسب در وسط شهر داخلی بود و من واکنشی را که اکثر مردم دارند را نشان دادم: این چیست؟

“من در سراسر ایالات متحده بوده ام ، در انواع محله ها بوده ام ، اما وقتی این عکس ها را با کابوی های سیاه ورق می زدم ، هرگز چنین مکانی را ندیده ام. به نظر می رسید نوعی غربی امروزی باشد یا چیزی دیگر. “

تحقیقات نری او را به خیابان فلچر سوق داد و در آنجا با سواران صحبت کرد و داستان هایی راجع به جامعه جمع آوری کرد. “برای من روشن بود که مکان خوبی برای داستان پردازی است. این متناسب با همه چیزهایی است که من دوست دارم درباره آنها بنویسم ، شخصیت ها ، مردمان و جوامع پنهانی هستند که هیچ کس از آنها نمی داند به معنای واقعی کلمه از تاریخ بزرگتر داستان های آمریکایی پاک شده است.

“حتی افرادی که من در فیلادلفیا می شناختم و چند مایل دورتر زندگی می کردند ، نمی دانستند که اینجا چه خبر است ، زیرا تصور اکثر مردم این بود که” اوه ، این یک محله بسیار خطرناک است. من هرگز قصد رفتن به آنجا را ندارم و بس. این برداشت بسیار منفی بود.

“وقتی دیدم با این بچه هایی که پس انداز اسب می کردند و همچنین بچه های جوان را با دادن اسب به آنها و هدایت آنها به این دنیا نجات می دادند ، برای من چیزی بود که ارزش تجلیل داشت و چیزی است که باید به مردم نشان داده شود: این چیزی است که وجود دارد این می تواند در همسایگی شما باشد و شما هیچ ایده ای ندارید. “

نری ، 57 ساله ، کشف کرد که این خرده فرهنگ چه تاثیری می تواند بر روی جوانانی داشته باشد که در غیر این صورت ممکن است گمراه شوند. “فعالیت باند زیادی وجود دارد و مواردی از این قبیل در این محله ها در جریان است. ایده آنها این بود که اگر به بچه ای در خیابان اسب بدهید ، این می تواند زندگی شما را تغییر دهد زیرا داشتن اسب شخصی یک کار تمام وقت است. شما قبل از مدرسه آنجا هستید ، بعد از مدرسه آنجا هستید ، آخر هفته ها آنجا هستید ، وقت ندارید به دردسر بیفتید.

از سمت چپ: ایوانا-مرسدس ، لورین توسه ، ادریس البا ، کالب مک لاولین ، جمیل پراتیس و کلیف اسمیت در کابوی بتنی.
از سمت چپ: ایوانا-مرسدس ، لورین توسه ، ادریس البا ، کالب مک لاولین ، جمیل پراتیس و کلیف اسمیت در کابوی بتنی. عکس: جسیکا کورکونیس / AP

“پس برای اینکه یک کودک جوان بلند شود و روی این حیوان بزرگ بلند شود به معنای واقعی کلمه دیدگاه خود را تغییر می دهد زیرا شما آن را از بالا می بینید و در یک محله سخت احترام فوری می گیرید زیرا وقتی مردم به معنای واقعی کلمه باید به شما نگاه کنند ، هیچ کس نمی رود هنگامی که سوار اسب هستید

“چگونگی قضاوت این کودکان در مورد نحوه مراقبت از حیواناتشان است ، بنابراین اگر آنها را به خوبی تغذیه کنند و آنها را به خوبی مرتب کنند و آنها را سوار کنند ، این لوازم خوب برای آنها است و اگر آنها نباشند ، آنها باعث می شود آنها بد به نظر برسند از جامعه اسب. بنابراین واقعاً احساس خود و غرور و تمام این چیزهای خوبی را که می خواهید جوانان در معرض آن قرار بگیرند به آنها القا می کند. “

این یک انتشار به موقع است زیرا بعضی از اصطبل ها همچنان در معرض نرم شدن قرار می گیرند و حتی اصطبل های خیابان فلچر نیز با آینده ای نامشخص روبرو هستند. منطقه خالی که سوارانش مدتها از آن استفاده می کردند به دست توسعه دهندگان افتاده است و آنجا را برای جستجوی یک خانه دائمی ترک کرده است. سازندگان Concrete Cowboy به ایجاد یک سازمان غیر انتفاعی برای جمع آوری کمک مالی برای یک مرکز سوارکاری کمک کرده اند.

نری می افزاید: “یکی از کارهایی که من امیدوارم کتاب و هم اکنون فیلم انجام دهد ، تغییر درک نه تنها در بین مردم بلکه از خود شهر و نحوه صحبت رسانه ها در مورد آن است – ایده کامل تغییر روایت. اکنون احساس می شود که ما می خواهیم تشویق کنیم که این چیزی است که باید در مقابل تلاش برای پاک کردن ، جشن گرفته شود و ارزشمند باشد. بنابراین آن را به مثابه کل شهر تبدیل کنید. “

امید این جوامع به نسل جدیدی است که توسط ایوانا-مرسدس تجسم یافته اند ، که هم در صفحه نمایش و هم در زندگی واقعی مقاومت و شوخ طبعی خوبی را به نمایش می گذارد. او هنگام توصیف سواری فعلی خود ، اسبی به نام میمی که متعلق به بهترین دوستش است ، می خندد.

“من به او لقب اسب آخرالزمانی را داده ام زیرا این اسب به معنای واقعی کلمه می تواند هر کاری انجام دهد و وقتی آخرالزمان می آید ، او را می برم و او ، زین های زین و همه را زین می کنم. و او مرا به هرجایی خواهد رساند. آن اسب مایل ها و روزها خواهد دوید. او می تواند کوه ها را مستقیماً در هوا مرتب کند. من آن اسب را دوست دارم. “

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *