نحوه ملاقات ما: “من هر آنچه را که می خواستم در یک شریک زندگی خود نوشتم – و او تمام معیارها را داشت” | زندگی و سبک

مندر سال 1993 ، Karima Wicks در یک شرکت فناوری در توسان ، آریزونا کار می کرد. او به یاد می آورد: “تیم توجه من را جلب کرد.” “او این دم اسبی بلند ، شلوارک و کفش ورزشی Converse را داشت. به یاد می آورم که فکر می کردم ظاهری کاملاً ساحلی در غرب دارد. ” او می گوید ، تیموتی همچنین متوجه سبک او شده بود که “کاملاً متفاوت” بود. “او بسیار خیره کننده بود و همیشه لباس پوشیده بود. هیچ چیز عاشقانه ای در آنجا وجود نداشت ، زیرا هر دو ازدواج کرده بودیم. ” آنها همکار نزدیک شدند ، اما در اواخر همان سال وقتی تیموتی شرکت را ترک کرد ارتباط خود را قطع کردند.

دو سال بعد ، ازدواج کریما به پایان رسید ، اگرچه او و شریک زندگی قبلی خود به عنوان پدر و مادر دختر خود ادامه دادند. او می گوید: “من یک دوره گیج را پشت سر گذاشتم که زندگی حرفه ای من بی دلیل بود ، سعی می کردم از دخترم با همسر سابق خود مراقبت کنم و از دو رابطه خارج می شوم.” او به ملاقات یک معالج سنتی آمریکای جنوبی رفت ، معروف به کوراندرا، برای راهنمایی. “به عنوان بخشی از آیین ، هر آنچه را که می خواستم در یک شریک زندگی نوشتم تا وضوح بیشتری کسب کنم.”

چند هفته بعد ، او در حال گپ زدن با یکی از دوستانش بود ، که پیشنهاد داد او را با هم اتاقی دوست پسر خود تنظیم کند. “من موافقت کردم و او به من گفت که کسی است که من با او کار کرده ام. فهمیدم این تیموتی بود که حالا مجرد بود. ” در همین حال ، تیموتی تصور نمی کرد قرار ملاقاتش با کریما باشد ، اما می گوید که وقتی این موضوع را فهمید ، بسیار خوشحال شد.

آنها در یک کافی شاپ یکدیگر را ملاقات کردند و شروع نامناسبی داشتند. او می گوید: “سگ هم اتاقی من فرار کرده بود ، بنابراین من مدام با کریما تماس می گرفتم تا بگویم که من دیر در حال اجرا هستم.” “وقتی سرانجام به ملاقات رسیدم ، او از من نوشابه تمریندو خواست و من نمی دانستم که این چیست.” اما کریما می گوید که قرار ملاقات به خوبی پیش رفت و آنها مدتها با هم صحبت کردند و به شایعات قدیمی دفتر رسیدند. تیموتی می گوید: “این بسیار سرگرم کننده بود و قطعاً ارتباطی وجود داشت.” تا اینکه آنها برای قرار دوم در یک نمایشگاه خیابانی رفتند و فهمیدند که چیزی بیشتر از دوستی می تواند وجود داشته باشد. “تیم مطابق با تمام معیارهایی است که بدنبال آن بودم. دیدگاه های ترحم آمیز ، مترقی ، علاقه به هنر و فرهنگ و درک اینکه دخترم همیشه اولویت اول من است ، “می گوید: کریما. آنها در دسامبر 1996 رسماً زن و شوهر شدند ، اما کارها را به آرامی پیش بردند.

او می گوید: “دختر كریما ، زوئی ، فقط دو سال داشت و در ابتدا مطمئن نبود كه چگونه مرا ببرد.” کریما با خنده می گوید: “ما او را به یک کافی شاپ بردیم و او در حالی که به او خیره می شد تمام خامه زده شده او را خورد.” خوشبختانه آنها رابطه مثبتی برقرار کردند و تیموتی همیشه با پدر زوی رابطه خوبی داشته است. کریما می گوید: “ما یک خانواده ترکیبی ایجاد کردیم.” “هنگامی که ما برای اولین بار با هم جمع شدیم ، نمی دانستم مادر او مرا دوست دارد ، زیرا من قبلا یک فرزند داشتم.” او نگران نبود. “خانواده تیم چینی آمریکایی هستند و من سیاه پوست هستم. او از شرایط خانوادگی من حمایت می کرد و با روابط ما بسیار راحت بود. “

در سال 1998 ، آنها با هم مهاجرت کردند. آنها سال بعد ازدواج کردند. آنها در سال 2000 به مدت یک سال فرزند خود را پرورش دادند و بعداً با زوئی که در سال 2009 مادر شد مادر و مادر شدند. “ما اکنون با دو فرزند کوچک او نیز کمک می کنیم.” این زوج با نوه بزرگشان ، سه طوطی ، دو سگ و چهار گربه زندگی می کنند. کریما می خندد: “ما همیشه به ولگردها نیز غذا می دهیم.” تیموتی پس از مدتها فعالیت در صنعت فناوری بازنشسته شد و کریما در حال گذراندن یک برنامه مشاوره تحصیلات تکمیلی است.

تیموتی قدرت شریک زندگی و احساس اعتقاد اخلاقی او را دوست دارد. “ما از نظر سیاست ، علایق و موسیقی مورد علاقه خود واقعاً خوب مشبک می شویم. هر دوی ما عاشق موسیقی رقص الکترونیکی هستیم ، که حدس می زنم برای افراد هم سن ما غیر معمول باشد. ” کریما از سبک همسر خود و ارزشهای خانوادگی او قدردانی می کند. او می گوید: “او به عنوان یک مرد آمریکایی آسیایی ، نسبت به نژاد حساس است و می فهمد که بچه های سیاه پوست ما چه چیزی را تجربه می کنند.” “بسیار خوب است که در رابطه ای برقرار شوید که بتوانید با هم باشید ، اما در انجام همه کارهایی که به آنها علاقه دارید نیز آزادی عمل دارید. سرگرم کننده و چالش برانگیز بوده است و ما همیشه از یکدیگر یاد می گیریم. “

  • میخواهی داستانت را در میان بگذاری؟ با پر کردن فرم اینجا ، کمی درباره خود ، شریک زندگی خود و نحوه جمع شدن برای ما بگویید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *