نحوه ملاقات ما: ‘من خیال او را کردم ، اما او داشت سوزنی به دنده های من می زد’ | روابط

Fیا بسیاری از افراد ، خال کوبی یک تجربه اعصاب خردکن و دردناک است. اما هنگامی که سندی تودی در سال 2012 به یک استودیوی ادینبورگ مراجعه کرد ، حواس پرتی هیجان انگیزی از صدای سوزن پیدا کرد. وی یادآوری می کند: “به من گفتند که پسر معمولی که خالکوبی های من را انجام می داد پس از تصادف در کما بود.” در عوض آنها پرسیدند که آیا دوست دارد نوئمی سورنتینو ، یک استخدام با استعداد از ایتالیا ، هنرمند او باشد. “استودیو شلوغ بود اما ما فضای آرامی را برای بحث در مورد طراحی پیدا کردیم. به محض اینکه چشمانمان به هم رسید ، من ارتباطی را احساس کردم. ” برای انجام خال کوبی دو هفته بعد از او رزرو شد.

نوئمی فقط یک سال است که در انگلیس زندگی می کند و می گوید انگلیسی او “خوب” نبود. سندی سعی کرد گفتگویی را شروع کند تا ذهنش را از درد دور کند. او می خندد: “من واقعاً روی انجام یک کار خوب متمرکز شده بودم ، بنابراین او را نادیده می گرفتم.” از نظر سندی اوضاع ناخوشایند بود: “من خیال او را کردم اما او داشت سوزنی را به دنده های من می زد. احساس می کردم چنین کلیشه ای یکی از مشتریانی است که با هنرمند خال کوبی خود گپ می زند. ” چهار ساعت بعد خال کوبی کامل شد و او رفت تا مقداری پول نقد پرداخت کند. هنگام بازگشت ، نوئمی و مسئول پذیرش لبخند می زدند. او می گوید: “من به مسئول پذیرش گفته بودم كه فکر می كنم او ناز است.” “من از او خوشم آمد و دوباره 15 ساله شدم.” با این حال ، او فکر نمی کرد که این کار بیشتر پیش رود. نوئمی در آن زمان برای یک نوزاد مادر تنها بود و بیشتر در حرفه خود تمرکز داشت.

دو هفته بعد سندی در گلاسکو بود و برخی از هنرهای خیابانی جکسون پولاک را مشاهده کرد. “ما هنگام ملاقات در مورد آن صحبت کرده بودیم ، بنابراین تصمیم گرفتم از طریق صفحه فیس بوک برای او پیامی بفرستم.” آنها طی چند ماه آینده مرتباً به صورت آنلاین چت می كردند. او جرات کرد تا از او بخواهد اما او هرگز پاسخی نداد. او می گوید: “اما او پیام های عجیب و غریب را به من ارسال كرد.” “من نمی خواستم وحشت زده باشم ، بنابراین فکر کردم یک بار دیگر سعی می کنم ببینم آیا او می خواهد بیرون برود.” معلوم شد که نوئمی با این مانع زبانی دست و پنجه نرم می کند و تصوری از علاقه او ندارد. او می گوید: “بلافاصله گفتم بله”.

سندی دانشجویی بود با شغل طلبکارانه ، بنابراین مدتی گذشت که آنها فرصت دیدار مجدد را پیدا کردند. سرانجام ، در فوریه 2013 ، او یک تاریخ را برنامه ریزی کرد. “در آن زمان من هیچ پولی نداشتم ، بنابراین او را به یک بار بردم که می دانستم می توانم نوشیدنی های نیم بها تهیه کنم. فکر کردم اگر بیشتر بنوشیم کمتر می خوریم ، “می خندد. اما وقتی آنها به سمت یک رستوران رفتند ، نوئمی استیک و شراب گران قیمت سفارش داد. “من مجبور شدم بیرون بدوم و با برادرم تماس بگیرم تا مقداری پول قرض بگیرد.” علی رغم اتفاق ناگوار ، آنها با شکوهی سوار شدند و اولین بوسه خود را در آن شب به اشتراک گذاشتند. در طی چند ماه آینده آنها به آهستگی کارها را پیش بردند و در طول روز با یکدیگر ملاقات کردند تا پسر نوئمی ، لئون ، بتواند کنار هم بیاید. او می گوید: “می خواستم اطمینان حاصل کنم که همه چیز درست است قبل از اینکه مرد جدیدی را وارد زندگی او کنم”. “اما آنها از ابتدا رابطه خوبی داشتند.” این زوج در سال 2016 با هم زندگی کردند و دو سال بعد نوئمی با پسرشان وینسنت باردار شد.

سندی و نوئمی در کنار لئون و وینسنت.
سندی و نوئمی در کنار لئون و وینسنت.

در سال 2018 آنها با هم یک استودیوی خال کوبی افتتاح کردند. وی به یاد می آورد: “مدیریت فروشگاه با یک نوزاد تازه کار سخت بود.” “اما به نوعی ما این کار را کردیم.” سندی اکنون در مرحله فرزندخواندگی لئون است و این زوج قصد دارند هر زمان که بتوانند در لاس وگاس ازدواج کنند. پس از قفل کردن ، سندی دوباره به کار حرفه ای خود می پردازد که قبل از افتتاح استودیو انجام می داد و از افراد معلول حمایت می کرد.

نوئمی می گوید: “سندی واقعا قلب خوبی دارد.” “از بسیاری جهات ما متضاد هستیم اما می توانیم یکدیگر را کامل کنیم.” شریک زندگی او موافقت می کند. “او بلند ، لبخند ، پرانرژی و خوشحال است و من ساکت هستم ، اما ما از یکدیگر یاد می گیریم. هنگامی که من برای اولین بار با او آشنا شدم او یک مادر تنها بود و کار حرفه ای خود را در یک کشور خارجی انجام داد. فکر می کردم او چنین زنی قدرتمند است و می داند که می خواهم بخشی از زندگی او باشم. “

  • میخواهی داستانت را در میان بگذاری؟ با پر کردن فرم اینجا کمی در مورد خود ، شریک زندگی خود و چگونگی جمع شدن برای ما بگویید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *