نحوه ساخت اتصال کوتاه ، توسط استیو گوتنبرگ و جان بادام | فیلم

استیو گوتنبرگ ، بازیگر

دومی که فیلمنامه را خواندم ، در مورد اینکه یک ربات پس از برخورد صاعقه به خود آگاهی می یابد ، آن را زمین گذاشتم و گفتم: “این یک ضربه است.” این یک داستان بی انتها در مورد یک آدم ناپیدا ، یک دوستی و یک خارجی بود. همچنین این فیلم جان بدام را به عنوان کارگردان در اختیار داشت که تب شنبه شب و بازی های جنگی را انجام داده بود. او بلد بود مثل این کار فیلم بسازد. به نظر می رسید قطعه ای که قرار است مدتها ساخته شود و من آن را با دو دست گرفتم.

شخصیت من نیوتن کرازبی ، دانشمندی که شماره 5 را طراحی کرده است ، بسیار خوب نوشته شده است. تمام لحظات آنجا بود: تمام کاری که من باید انجام می دادم قدم زدن و تزئین خانه بود. جان ، حتی در آن زمان کاملا در هوش مصنوعی غوطه ور بود. ما در مورد اینکه زنده بودن چیست و ارتباط با روح داشتن صحبت کردیم. طناب زدن بین شوخ طبعی و قلب چیزی بود که ما بسیار مراقب آن بودیم. ما نمی خواستیم به احساسات سقوط کنیم. شما می خواستید به مخاطبی که در آن جایی که برای دیدنش پول می گرفتند ، وتر بزنید ، این شگفتی از زنده شدن یک جسم بی جان بود. برای من اتصال کوتاه پینوکیو بود.

تیراندازی زمانبر بود زیرا ما با یک عروسک توهم ایجاد می کردیم. CGI نبود خوشبختانه ما عروسک گردانی بسیار با استعدادی داشتیم. قطعات مختلفی برای شماره 5 وجود داشت: سرها ، بدن ها و بیت های مختلف که انواع اقدامات را انجام می دادند. این همان داستانهایی بود که در مورد کار با مرلین مونرو وجود داشت: وقتی او این کار را درست انجام داد ، صحنه درست بود. وقتی عروسک ما درست فهمید ، در بیشتر موارد ، صحنه درست بود.

حدود پنج سال پس از انتشار ، من در یک رستوران در پاریس بودم و پسر کوچکی به سراغ من آمد و گفت: “آیا تو استیو گوتنبرگ هستی؟” من گفتم بله ، و پدرش به سمت ماشین بیرون رفت و یک مینیاتور شماره 5 را آورد تا به من نشان دهد. بچه گفت: “من این را همیشه با خودم نگه می دارم ، او دوست من است.” اگر نوع خاصی از فیلم ها را در اختیار داشته باشید ، این فیلم ها دور هم جمع می شوند. اتصال کوتاه آن نوع فیلم است.

جان بادام ، کارگردان

کارگردان جان بادام ، درست است ، با شماره 5 و همبازی انسانی آلی شیدی.
کارگردان Innocents John جان بادام ، درست ، با شماره 5 و همبازی انسانی آلی شیدی. عکس: Allstar / TRISTAR / Sportsphoto Ltd./Allstar

متن را خواندم و شماره 5 از صفحه پرید. من شخصیت را خیلی دوست داشتم – و به زیبایی نوشته شده بود. من به معنای واقعی کلمه بخش جلوه ها را به مدت سه روز در یک اتاق تعطیل کردم در حالی که آنها چیزی را پیدا کردند که شباهت زیادی به آنچه در فیلم می بینید دارد. هر دوربین فیلمبرداری مناسبی دارای جلوی لنز برای جلوگیری از تابش نور خورشید است و ما از آنها برای ایجاد ابرو شماره 5 استفاده می کنیم. ناگهان ، این یک قسمت کاملاً دیگر از شخصیت او شد.

اولین کاری که هر روز صبح روی صحنه می رفتم بیرون آوردن شماره 5 بود ، بغل کردنش و تشویق بازیگران به همین کار. من گفتم: “تصور کنید ادی مورفی را به عنوان ستاره این فیلم در اختیار داشته باشیم. ما از داشتن استعداد کمیک او در اینجا بسیار احترام و خوشحال خواهیم شد. بیایید با شماره 5 اینگونه رفتار کنیم – و نه مانند برخی از بزرگترین وسایل بزرگ و بزرگ. “

وقتی استفانی ، شخصیت آلی شیدی ، شماره 5 را به تصویب می رساند ، این دیدار بی گناه دیگری است که احساس می کنیم می توانیم به مضامین جدی مانند هوش مصنوعی و انسانیت اشاره کنیم. بسیاری از س wonderfulالات شگفت انگیز مطرح می شود اما ، از آنجا که شماره 5 یک فرومایه است و روشی ناجور برای دیدن جهان دارد ، ما می توانیم این ایده ها را بدون سخنرانی به مردم بفروشیم.

در متن اصلی ، بنیامین ، دانشمند کامپیوتر ، آمریکایی بود. ما فیشر استیونز را انتخاب کرده بودیم ، اما چیزی درست نبود. صادقانه بگویم ، من یک ایده از پلیس بورلی هیلز ، جایی که یک مغازه دار فرانسوی با مشتریان بی ادب است ، سرقت کردم. فکر کردم: “اگر او از کشور دیگری باشد و به دنبال احمق آمریکایی های احمق باشد ، چه می شود؟” ما به این فکر افتادیم که او از هند باشد: ما فکر کردیم که عدم تطابق فرهنگ سرگرم کننده است. اگر قبل از انتخاب فیشر به این فکر می کردیم ، از بازیگران هندی و هندی آمریکایی تست می گرفتیم. این یک نظارت از طرف ما بود ، اما ما هرگز قصد نداشتیم شخصیت بن را مسخره کنیم – که در ادامه به یک شخصیت اصلی دنباله تبدیل شد (که من کارگردانی آن را بر عهده نگرفتم).

ما داشتیم این ربات را به تولیدکنندگان نشان می دادیم و کسی گفت: “خیلی خوب است که او می تواند همه این کارها را انجام دهد ، اما آیا می تواند برقصد؟” من گفتم: “تو شرط بندی” – بدون مشورت با توله سگهای من. بنابراین من از آنها پرسیدم: “بچه ها ، فکر می کنید ما می توانیم او را واداریم که رقص تب شنبه شب را انجام دهد؟” گرفتن شماره 5 برای حرکت مانند جان تراولتا سخت بود ، اما پسر ، آنها این کار را انجام دادند.

هنگام بحث درباره اینکه چه کسی ممکن است صدای ربات را صدا کند ، اولین غریزه همه رابین ویلیامز بود. اما تیم بلانی عروسک گردانی مسئول شماره 5 بود و صدا را هنگام تمرینات انجام داده بود. او لحن مناسبی داشت ، بنابراین ما تصمیم گرفتیم با چیزی که م workingثر است سر و کله نزنیم. وقتی بریدیم ، فهمیدیم که هنوز می توانیم هر چیزی را در دهان شماره 5 بگذاریم. اگر کسی به یک خط خنده دار فکر می کند ، ما آن را اضافه می کنیم. یکی از آخرین جوک هایی که اضافه کردیم ، شماره 5 بود که به سه ربات Three Stooges گفت: “مادرت برف روب بود!” خیلی خندید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.