نحوه آشنایی ما: “من از اینکه پدر و مادرم بفهمند با یک دختر دیگر صمیمی شده ام بسیار وحشت داشتم” | زندگی و سبک

لاوسی کمپبل 11 ساله بود که پدر و مادرش او را به یک مدرسه مستقل کاتولیک در نزدیکی خانه خود در شمال دوون فرستادند. در حین کنکور بود که Hen Staveley-Brown برای اولین بار نظر او را جلب کرد. لوسی به یاد می آورد: “او یکی از کم دخترترین دختران بود.” “یک پسر بچه مانند من.” وقتی این زوج در سپتامبر 1979 مدرسه را شروع کردند ، خیلی زود دوستان خوبی شدند. هن می گوید: “لوسی سه مایل از من زندگی می کرد و ما همیشه در خانه های یکدیگر دور هم بودیم یا با هم بیرون می رفتیم.” “قطعاً ارتباطی در آنجا وجود داشت که بعداً به چیز دیگری تبدیل شد.” لوسی می گوید آنها “نوجوانان ناراضی” بودند که “کمی وحشی و غالباً در دردسر” بودند.

در سال 1983 ، دختران با همکلاسی های خود به سفر دوک ادینبورگ رفتند. آنها پس از مست شدن شب را با هم در چادر گذراندند و شایعات به سرعت گسترش یافت. لوسی می گوید: “همه می دانستند و من از اینکه پدر و مادرم می فهمند با دختر دیگری صمیمی شده ام وحشت داشتم.” در آن زمان ، روابط جنسیتی یکسان به خصوص در یک مدرسه کاتولیک در روستای دوون بسیار ناشناخته بود. در خلوت ، این زوج با طوفان های مکرر رابطه طوفانی داشتند ، تا اینکه در سال 1984 مدرسه را ترک کردند. “لوسی می گوید:” مدرسه ما تعطیل شد زیرا در حال شکست بود و ارتباط ما با یکدیگر قطع شد. “مدتی به دانشگاه رفتم و بعداً برای کار به عنوان پرستار به لندن رفتم. من می خواستم همه چیز را فراموش کنم و فقط مخلوط شوم. ” هن به پلیس پیوست و به بریستول نقل مکان کرد. او با خنده می گوید: “این برای بعضی ها شوکه آور بود ، زیرا فکر می کنم راهبه ها همیشه فکر می کردند که من در زندان قرار می گیرم.”

در سال 1988 ، لوسی برای مدت کوتاهی بیرون آمد ، اما می گوید که از همجنسگرا بودن راحت نیست. “این در زمان بحران ایدز بود و خصومت زیادی وجود داشت. خانواده من همجنسگرا بودند و من با سلامت روانی خود دست و پنجه نرم می کردم ، بنابراین در کمد برگشتم. ” هن دوست دختر داشت و در سال 1996 او را دعوت کرد تا لوسی را به یک جشن تأیید دعوت کند تا رابطه آنها را جشن بگیرد. لوسی نمی توانست با آن روبرو شود. او می گوید: “او از شیوه زندگی خود بسیار مطمئن به نظر می رسید و من نمی خواستم با آنچه در مدرسه اتفاق افتاده ارتباط داشته باشم.”

فقط در سال 2016 بود که آنها از طریق یک گروه فیس بوک دوباره به هم وصل شدند. هن می گوید: “من قبلاً سعی کرده بودم با لوسی تماس بگیرم ، اما او جوابی نداد.” “به محض اینکه دیدم او عضوی از گروه فیس بوک برای مدرسه قدیمی ما است ، من به آن پیوستم.” از نظر لوسی ، زمان مناسب صحبت کردن احساس می شد. “من زندگی مشترکم را می دیدم و به یک مشاور مراجعه می کردم. این اعتماد به نفس من را فراهم کرد تا با افرادی که در زندگی من بوده اند تماس بگیرم. فکر نمی کنم چند سال قبل از آن احساس آمادگی می کردم. “

چند ماه بعد ، آنها توافق کردند که برای یک نوشیدنی با یک دوست دیگر دیدار کنند. “لوسی پرسید که آیا ما می توانیم هر کدام را از قبل ببینیم؟ احساس می کرد یک قرار ملاقات است بدون اینکه او این حرف را بزند. ” در ماه اکتبر ، آنها خود را در یک کافی شاپ در خدمات M4 یافتند ، و می خندیدند و شوخی می کردند که هیچ وقت نگذشته است. لوسی می گوید: “ما ساعتها صحبت کردیم زیرا چنین ارتباطی وجود داشت.”

هن هنوز با دومین شریک زندگی طولانی مدت خود رابطه ای ناخوشایند داشت و لوسی مجرد بود. لوسی می گوید: “من به دلیل وضعیت مرغ احتیاط می کردم ، به علاوه نمی خواستم به هر چیزی که ممکن است کثیف باشد عجله کنم.” “از نظر احساسی من آماده بودم که دوباره در تماس باشم.” اندکی بعد ، این زوج در لندن دیدار کردند و به این نتیجه رسیدند که دیگر نمی توانند از هم دور باشند. هان از شریک زندگی خود جدا شد و به لندن رفت تا در کنار لوسی باشد. آنها توافق کردند که در سن 50 سالگی زودتر بازنشسته شوند ، بنابراین می توانند از زندگی مشترک لذت ببرند. هن می گوید: “ما مدتی به بات نقل مکان کردیم و قبل از بازنشستگی به شهرهای مختلف رفت و آمد کردیم.” در سال 2018 ، آنها در Barnstaple ازدواج کردند و اکنون با شش گربه خود در دوون زندگی می کنند. هن با خنده می گوید: “ما چنین کلیشه ای هستیم.”

اگرچه این جفت از بسیاری جهات با یکدیگر مخالف هستند ، اما آنها می گویند این همان چیزی است که آنها را متناسب می کند. لوسی می گوید: “من انرژی و خوش بینی مرغ را دوست دارم.” “او برون گرا است و من درونگرا. او به من انگیزه می دهد و فکر می کنم تأثیر آرام بخشی روی او دارم. ” مرغ موافق است. “ما مثل یین و یانگ هستیم. ما همیشه همدیگر را دوست داشتیم. این مانند زندگی با بهترین دوست من است – ما جفت روح هستیم. “

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *