نادانی که امپراتوری و برده داری را تشکیل می دهد هنوز مدافعان سرسختی دارد | زو ویلیامز

منبه نظر می رسد که جنگ دولت علیه بیدار طلای گیشه است ، با وجود بی نهایت شلیک به یک جریان بی پایان از اهداف ، هیچ یک از آنها خیلی سریع حرکت نمی کنند ، زیرا آنها انتظار داشتند که دبیر فرهنگ ، الیور دودن ، حتی از کار آنها آگاه نباشد.

اما ، از هرکسی که آن را به صورت تجربی استفاده می کند ، بخواهید که شخص دیگری را توصیف کند که معنای واقعی “بیدار کردن” چیست ، و مشخص می شود که کاربرد خاصی دارد. در متولی آکادمیک یا موزه ، این به معنای هر کسی است که در مورد decolonising برنامه درسی صحبت می کند ، مانند مورد دانشگاهی که گفته می شود انتصاب مجدد او در هیئت مدیره موزه گرینویچ توسط Dowden وتو کرده است. در متن جوانی ، آنهایی که در اعتراضات Black Lives Matter اهمیت دارند ، مگر اینکه آنهایی که تهدیدی برای مجسمه صاحب برده باشند.

هدف از آن این است که هرگونه فعالیت ضد نژادپرستانه یا تحقیق فکری را به عنوان تهدیدی علیه نظم عمومی یا میراث انگلیس تغییر شکل دهد. از نظر تاکتیکی کاملاً مرتب است – اگر مایل نیستید بگویید “نژادپرستی در واقع خوب است” ، پس مخالفت قلبی با نژاد پرستی سخت است. با این وجود اگر می توانید از یک اصل محبوب دیگر (تاریخ ، نظم عمومی و آزادی بیان) استفاده کنید ، ادعا کنید که مورد حمله قرار گرفته و تعهد کنید که با تمام توان از آن دفاع کنید ، خوب ، اینجا احساس عاطفی شما است فاقد

این استدلال ، جایی که به تاریخ مربوط می شود ، بر یک ایده موازی استوار است ، که تجدیدنظرطلبی ضد نژادپرستی به دنبال پاک کردن گذشته است. اگر یک مجسمه از سیسیل رودز را پایین بیاوریم ، یک عمل فراموشی آگاهانه را شروع می کنیم ، که باعث از بین رفتن هویت ملی می شود.

تهدید در واقع از جهت مخالف است – با نادیده گرفتن تاریخ ما قادر به درک شکل ملت های خود نیستیم. من به طور خاص به سه اثر اخیر تاریخ محبوب در مورد استعمار و برده داری فکر می کنم. پروژه 1619 نیکول هانا-جونز برای نیویورک تایمز ، که سال گذشته برنده یک پولیتزر شد (پادکست فوق العاده است). Empireland Sathnam Sanghera؛ و میراث خون الکس رنتون ، که جزئیات مالکیت برده خانواده او را در اواخر قرن 18 توباگو ارائه می دهد. هر اثر به طور ناخواسته اصلی است و دیدگاه ها متفاوت است ، اما مضامین خاصی پدیدار می شود. اولین موردی که توسط هانا جونز در زمینه آمریکایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت ، این است که چگونه برده داری و استثمار به عنوان سیستم در بافت همه آنچه پس از آن بافته می شود ، خواه این مراقبت های بهداشتی امروزی یا اقتصاد کشاورزی باشد. سانگرا به نقل از سفیر دانشگاهی سیوانندان ، دیوارهای بین گذشته و حال را فرو می ریزد ، می نویسد: “ما اینجا هستیم زیرا شما آنجا بودید”.

با این وجود ، چرا آن دیوارها برای یک جهان بینی محافظه کار بسیار مهم هستند؟ این به خاطر احترام به تاریخ یا حسی نیست که آنقدر شکننده باشد که باید به شکلی که برای اولین بار گفته شد ، همچنان محکم بماند. بلکه به این دلیل است که داستانی که آنها می خواهند تعریف کنند ناپیوستگی است که هم به عنوان بخشش و هم به عنوان صدا خفه کن عمل می کند. چه اتفاقی افتاد ، اتفاق افتاد ؛ نمی تواند اتفاق نیفتد اکنون نمی تواند اتفاق بیفتد بنابراین واقعاً ، ارزیابی اخلاق یا حقانیت آن چه فایده ای خواهد داشت؟ این تاریخچه به عنوان یک بازی ویدیویی است: شما یک سطح را پاک می کنید. این خیلی زیبا نبود ، اما اکنون شما در سطح بعدی هستید و دیگر بازگشتی وجود ندارد.

در هیچ کجای این مسئله به وضوح مشخص نیست: در مورد شخصیت ها: مجسمه ها نباید تخریب شوند ، زیرا بزرگان گذشته را نمی توان با معیارهای ما قضاوت کرد. آنها قادر به استفاده از مفاهیم انسانیت جهانی نبودند ، زیرا نژادهای دیگر را به عنوان زیرگونه تصور می کردند. این امر به طور ضمنی توسط دولت آلمان در پرونده ای در حال انجام علیه آن برای نسل کشی نامیبیا در سالهای 1904-08 مورد استدلال قرار گرفت. “مفهوم حقوقی نسل کشی در این مورد صدق نمی کند” ، که در آن وکلا سر خود را خراشیده اند ، می خوانید: “این مفهوم قانونی اعمال نمی شود ، مردم.

مشکل این است ، درست نیست: از کتاب رنتون ، که از آرشیو نامه های خانواده اش استفاده می شود ، کاملاً واضح است که صاحبان برده افراد بردگی را به عنوان انسان تصور می کردند و برخی از آنها نظریه واحدی درباره “انسانی” داشتند درمان به نظر می رسید آنچه بسیار شدیدتر از جهان بینی کاملاً غیر قابل شناسایی دیگر وجود دارد ، ناهماهنگی شناختی کامل است. مردانی که صبح می توانستند کتاب مقدس شما را در مورد عشق به همه بشریت نقل کنند ، سپس برای 76 برده گمشده در دریا بعد از ظهر ادعای بیمه کنند ، بدون اینکه تصور کنند که این یک فاجعه است ، و این هنوز مقصر خودشان نیست. عامل دناتوراسیون ، در اینجا پول است. چگونه احساسات و شکنجه را تقسیم بندی می کنید؟ با حفظ جدایی بین انسان خدا پرست و تاجر سطح رو.

جهل همیشه سنگ بنای امپراتوری و تجارت برده بوده است: کرم نیسانچی اوغلو ، یکی از نویسندگان کتاب چگونه غرب به سلطنت رسید ، اشاره می کند که در اوج استعمار ، اکثریت انگلیسی ها نمی توانستند به طور قابل اعتماد نام قلمرو انگلیس را بگذارند. هدف از این نادانی و فراموشی که اکنون چنان با اشتیاق محافظت می شود ، نه آنقدر پنهان کردن وقایع گذشته است که بتواند آنقدر از آنها دور شود که بی نهایت پراکنده شوند. این رفتار معمول آن سن بود ، بنابراین همه آن دوره مسئول هستند. ناراحتی این نگاه تازه به دوران این نیست که بخواهد آن را خراب کند بلکه آن را درک کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.