من همکاران را برای ترک NHS مقصر نمی دانم: دولت به آنها خیانت کرده است | NHS

منساعت 4 صبح و وضوح به نظر می رسد بمبی به آن اصابت کرده است. برای زنده نگه داشتن بیمار در مقابل مجبور شده ایم تقریباً هر قطعه کیت موجود را باز کنیم. با خستگی ، ثبت نام می کنم که خون در کفش های من پراکنده شده است.

یک شب طولانی سپری شده است و پنج ساعت دیگر باقی مانده است.

“پس از این چه خواهید کرد؟” پرستار می پرسد. دوست دارم بگویم قبل از خزیدن در رختخواب برای دویدن می روم. اما در شیفت شب تمام کاری که می توانم انجام دهم تا بخورم ، بخوابم ، کار کنم ، تکرار کنم.

آنها می گویند: “نه ، منظورم بعد از مراقبت های ویژه است.” “من فکر می کنم قصد دارم دوباره آموزش ببینم.”

این مکالمه ای است که من بیشتر و بیشتر دارم بعضی روزها ، به نظر می رسد همه همکاران من در حال برنامه ریزی برای خروج هستند. واقعاً نمی توانم آنها را سرزنش کنم.

همه گیری به سختی به ما ضربه زده است. فکر می کنم همه ما از همان ابتدا می دانستیم که قرار نیست بدون برخی زخم ها از این صحنه بیرون بیاییم. هنوز هم ، ما مصمم هستیم که با چالش روبرو شویم ، خود را تقویت کردیم. به هر حال این همان چیزی بود که برای آن آموزش دیدیم.

اما واقعیت این است که هیچ یک از ما هرگز آماده نبودیم تا شاهد رنج در مقیاس چند ماه گذشته باشیم.

این زمان در سال گذشته ، به سرعت مشخص شد که منابع ما غرق خواهد شد. بخشهای اورژانس به مناطق جنگی تبدیل شدند. هنگامی که بیمار پس از بیمار برای نفس کشیدن وارد می شد ، واحدهای مراقبت ویژه (ICU) اطراف ما را پر می کردند. ما برنامه های افزایش خود را ایجاد کردیم ، ایجاد تخت از هوای نازک ، یافتن دستگاه های تهویه از تئاترها و اتاق های بیهوشی. اما کافی نبود. هرگز نمی تواند کافی باشد.

با نگاه به گذشته ، احساس می کنیم که ما برای شکست آماده شده ایم. NHS سخت ترین زمستان خود را پشت سر گذاشته است. زمان انتظار A&E بدترین وضعیت ثبت شده بود. روحیه به پایین برخورد کرده بود ، و در نتیجه روتاهای ما موضوعی ناخوشایند بود. در سراسر کشور مجبور بودیم تخت های ICU را ببندیم زیرا کارمند نداشتیم.

چگونه اوضاع بد شد؟ در حقیقت ، سالها بی توجهی به NHS و کارمندان آن بود. تصمیماتی که زیر نظر وزیر بهداشت قبلی گرفته شده بود به دلیل ابتلا به بیماری همه گیر به خانه آمدند. کاهش هزینه ها یک قمار بود و در نهایت NHS هزینه آن را پرداخت کرد. ماهها انگلیس با یکی از بدترین میزان مرگ و میر در کل جهان روبرو شد.

در مورد آسیب روانی این مسئله به سختی صحبت می شود ، اما هر روز در ICU قابل لمس است. در حالی که برخی از افراد از اختلال استرس پس از سانحه رنج می برند ، تقریباً همه افراد نوعی آسیب دیدگی اخلاقی را تجربه می کنند ، بیماری همه گیر ما در میان متخصصان مراقبت های بهداشتی.

ما در مورد “صحبت کردن و مرگ” بیماران در پزشکی صحبت می کنیم. آنها سخت ترین هستند: آن دسته از بیمارانی که اغلب جوان ، تناسب اندام و خوب می آیند و با ما صحبت می کنند ، شوخی می کنند ، حتی اگر سطح اکسیژن آنها بسیار پایین باشد. صدای من آخرین صدایی است که می شنوند در حالی که من بی حس کننده را برای رفتن به دستگاه تنفس استفاده کردم. چگونه می دانید در آن لحظات آخر چه باید بگویید؟

مجبور شدن سپس به شخصی در FaceTime بگویید که عزیزش قصد ندارد این یکی از بدترین موارد در مورد این بیماری وحشتناک باشد. اغلب اوقات ما می توانیم قوانین بازدید را در پایان زندگی خم کنیم ، اما فقط در این صورت است.

شما بخاطر اینکه فکر می کنید مردم اکنون NHS را ترک می کنند بخشیده می شود. اما وقتی گوش می دهید ، واقعاً به حرفهای مردم گوش دهید که چرا می خواهند آنجا را ترک کنند ، این نیست.

شکی نیست که مشاغل ما سخت است ، اما کارهایی که واقعاً مدتها پیش باید حل می شدند بسیار سخت تر شده اند. اینها “مسائل میراثی” نامیده می شوند ، عوامل استرس زای ثانویه شناخته شده که باعث تشدید ناراحتی های اخلاقی می شوند.

در طول بیماری همه گیر ، کارکنان NHS هرچه داشتند را دادند. بنابراین بسیاری از ما اکنون روی دود کار می کنیم. اما یک احساس آرامش وجود داشت که این بحران دقیقاً نشان داد کارگران اصلی کشور واقعاً چه کسانی هستند. که در نهایت ، همه چیز باید تغییر کند.

اما آنها این کار را نکردند. در حقیقت ، اوضاع بدتر شد. اولین سیگنال رسوایی PPE بود. از آنجا که به طور مستمر به مردم گفته می شد که هیچ مشکلی وجود ندارد ، پرستاران و پزشکان مسلح به کمی بیشتر از کیسه های سطل به جبهه ها می رفتند.

به خطر انداختن زندگی خود به اندازه کافی بد است. اما سپس همکاران ما بیمار شدند. ما هرگز آماده نبودیم که مجبور شویم همکاران خود را تهویه کنیم. دست زدن به عنوان ماشین های خود را از گذشته عبور. من بیش از یکی از دست داده ام. ما به آنها بدهی داریم که هرگز قادر به بازپرداخت آن نخواهیم بود.

با شروع از دست دادن همکاران ، شرایط در خط مقدم بدتر شد. موارد ساده چنین تفاوتی ایجاد می کردند. اما در بسیاری از جاها جایی برای استراحت وجود نداشت. مدت ها پیش اتاق های اضطراری و ناخواسته برای ایجاد فضای اداری رفته بودند. شاید از شنیدن این موضوع غافلگیر شوید که در اکثر بیمارستان ها جایی برای خرید یک شب غذای گرم وجود ندارد. یا اینکه ما از استفاده از چای و قهوه رایگان منع شده ایم.

مهربانی عموم بسیاری از ما را در این سال جلب کرد. غذا تحویل داده شد. دستگاه های قهوه اهدا شد. اما حتی قبل از پایان موج اول این موارد در بسیاری از نقاط حذف شده بودند.

پارکینگ رایگان کارمندان در برخی از بیمارستانها از قبل گرفته شده است. در انگلستان ، کارمندان NHS هنوز یکی دیگر از شرایط واقعی کاهش حقوق به آنها تحویل داده شده است.

این واقعیت که سیاستمداران در حالی که با چنین تحقیری با کارکنان NHS رفتار می کردند در آستانه کف زدن شماره 10 ایستادند ، خشن ترین رفتار همکاران من را نیز خشمگین کرده است.

و این احساس عمیق و غیرقابل نفوذ خیانت است که باعث شده مردم احساس کنند چاره ای جز ترک ندارند. خروج جمعی از NHS دیگر موردی نیست اگر ، زمانی است که.

روحیه کارکنان احتمالاً هرگز به طور کامل بهبود نخواهد یافت. اما اکنون فرصت کمی وجود دارد که اگر از دست برود ، هرگز بدست نخواهد آمد. اگر اکنون مراقبت از کارمندان خود را شروع نکنیم ، کسی باقی نخواهد ماند که از بیماران خود مراقبت کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *