من فرار کمی از فرد و رزماری وست داشتم. حس طعمه بودن مرا تعقیب می کند | نیوزلند

جافراد مجددی که شکار می شوند به استراتژی های بقا نیاز دارند. من یک ویدیو کلیپ از گربه ای را دیدم که یک خرس سیاه را دید. علی رغم اختلاف اندازه مسخره ، گربه به سمت خرس پرواز می کند – تمام چنگال های وحشی و چشمک زن. حیوانات کوچک ترس را به خشم تبدیل می کنند و گاهی – فقط گاهی – خشم باعث نجات آنها می شود.

این افکار در باغ آرام خانه من در ولینگتون به ذهنم خطور می کند. در طی پنج سال گذشته 50٪ حملات جنسی در این شهر افزایش یافته است. در اخبار ، من در مورد یک قتل هولناک در لندن خواندم. زنان به عنوان “فعال” اعتراض می کنند ، مواظب خود هستند و توسط پلیس مورد ضرب و شتم قرار می گیرند.

همه این موارد خاطرات دهه های 70 و 80 در شمال انگلیس را به یاد می آورد زمانی که شیپور یورکشایر زنان را در حالت ترس نگه داشت. در آن زمان ، معنی حیوان طعمه را درونی کردیم ، و در مورد هر حرکتی که انجام دادیم فکر کردیم.

ما به عنوان زنان جوان فهمیدیم که دنیای ما مکانی بسیار متفاوت از دوستان مردمان است. یک هفته پس از آنکه شیپور در خیابان منچستر که دوست من در آن زندگی می کرد ، قربانی کرد ، آخر شب با نگرانی کنار درب او ایستادم. امیدوار بودم که او پیشنهاد کند مرا به خانه برگرداند. این پیشنهاد هرگز ارائه نشده است. او یک قربانی بالقوه نبود ، بنابراین هیچ شناختی درباره وحشت من نداشت.

در زمان Ripper ، زنان عصبانی می شدند و برای بازیابی خیابان ها راهپیمایی می کردند. در سال 2021 دوباره عصبانیت به وجود می آید. در لندن و اینجا در خیابانهای ولینگتون خشم و ترس وجود دارد. این حس وجود دارد که بسیاری از مردان ، هر چقدر هم خوب و خوش فکر باشند ، واقعاً به آن مبتلا نمی شوند. زنان به روشی احشایی می دانند که برای برخی افراد ، ما طعمه هستیم.

احتمال به یاد آوردن به عنوان عکس یک قربانی در یک انتشار دو صفحه ای واقعی است. این ممکن است برای هر یک از ما اتفاق بیفتد. من تقریباً چنین عکسی بودم. در اوایل 20 سالگی به سختی سوار اتومبیل با قاتلان زنجیره ای فرد و رزماری وست شدم. من نیاز به بالابر داشتم. آنها متوقف شدند و یکی را به من پیشنهاد دادند. اما وقتی به چشمان فرد وست نگاه کردم ، چشمانش پر از ظلم بود. مثل حمله فیزیکی بود که مرا از ماشین دور کرد.

حس طعمه کسی بودن من را آزار داده است. تا آنجا که سالها پس از این برخورد ، من رمانی درباره تلاش برای زنده ماندن در دنیای شکارچیان نوشتم. در مقاله ای در ایرلند تایمز در اکتبر سال گذشته ، مشاهده کردم که “افراد ضعیف تر به طور سیستماتیک طعمه … [and] وظیفه فرار از تخلف نیاز به ذکاوت ، شانس و حیله گری دارد. “

سرزنش این ترور فقط به عهده مردانی است که این اعمال را تداوم می بخشند و هرگز به عهده قربانیان نیست. در حالی که ما هنوز باید برای اصلاح سیستم هایی که زنان را به عنوان مواد مصرفی نشان می دهد ، بجنگیم و اصرار داشته باشیم که مردان مسئولیت کنترل بدترین انگیزه های خود را بر عهده بگیرند ، ما همچنین باید فراتر از ترس خود باشیم. ما باید قدرت محافظت از خود را پیدا کنیم. گربه می تواند یک خرس را بدرقه کند. ما غالباً فراموش می کنیم که برای دفاع از خود لازم نیست از نظر جسمی قوی باشیم.

من به عنوان یک کودک بسیار کوچک توسط یک قلدر تحت وحشت قرار گرفتم ، و این باعث شد پدرم به من دفاع از خود را بیاموزد. او به من آموخت که چگونه دست خود را بر روی مچ دستهایم بشکنم ، و در آنجا فشار نوک انگشتان را فشار دهم تا نفس کشیدن یک مرد را متوقف کنم ، و بازویی را بچرخانم تا جایی که به زانو افتاد. آنچه من آموختم همان چیزی است که گربه از قبل می داند: اگر شما به آن پرواز کنید یک خرس می دود.

این دروس بیشتر از آنچه می توانم بازگو کنم باعث صرفه جویی در من شد. گاهی اوقات من از مهارت های دفاع شخصی برای غلبه بر مردان بسیار قوی تر از خودم استفاده می کردم ، و بار دیگر اعتماد به نفس من مردان را کنار می گذاشت. شانس و شرایط نیز بخشی از این اختلاف بود. طی سالهای گذشته من داستانهای زیادی از خشونت علیه زنان شنیده ام.

شکارچیان از ترس تغذیه می کنند. مانند گربه ، ترس را به خشم تبدیل کنید و آنها را گرسنه کنید.

سالی ج مورگان نویسنده کتاب Toto Among the Murderers و استاد دانشکده هنرهای خلاق Toi Rauwharangi ، دانشگاه مسی است

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *