“من به یک طغیان سرد رفتم و از پله هایم پایین افتادم” – کاترین مپل ، نقاش ، برای پیروزی جان مورس | هنر و طراحی

دبلیودر اوایل این ماه ، كاترین مپل جایزه معتبر نقاشی جان مورس 25000 پوند را به دست آورد ، قضات گفتند كه تصویر وی ، یك صحنه متراكم دو متری به نام “مشترك” ، “ماهیت عمیقاً اجتماعی انسان ها” را در بر می گیرد. بعد از یک سال انزوای اجباری ، به نظر می رسد یک موضوع به موقع است – اما آیا آن چیزی است که او قصد داشته است؟

بعد از ظهر یک روز روشن اما خنک است که هنرمند بزرگ شده میدستون برای پیاده روی از راه دور در اطراف هیل فیلدز ، که در دو پشم پیچیده شده است ، به من می پیوندد. در اینجا ، در این پارک لندن بود که میپل ابتدا طرح های مقدماتی را برای کار انجام داد ، که شامل دوازده شکل است که توسط صورتی های قرمز ، قرمز و آبی تعریف شده و در میان پس زمینه های پرشور شاخ و برگ گیاهان جمع شده اند.

او می گوید: “می توانید آن را به دو روش بخوانید.” “به عنوان چیزی که شما می خواهید ، یا به عنوان یک خاطره از زمان. ما انسان هستیم! ما نیاز به تعامل داریم. ” نکته جالب این است که ، وقتی او برای اولین بار این تصور را تصور کرد ، او واقعاً فکر نمی کرد که چهره ها با هم تعامل داشته باشند. او بیشتر از همه افرادی که می دیدند در حال راه رفتن هستند اما به تلفن هایشان نگاه می کنند الهام گرفته است: “فقط در حباب خودشان ، واقعاً از هم آگاه نیستند.”

وقتی او آن را تمام کرد و زمستان سال گذشته وارد آن شد ، ویروس کرونا همچنان یک خبر دور در چین بود. او نمی توانست تصور کند که قضات چگونه به آن واکنش نشان می دهند ، اما اکنون خوانش آنها از این اثر را درک کرده است: گویی آنها مایل هستند که چهره های مختلف در کنار هم باشند ، گویا نیاز به دیدن این کار دارند. نقاشی ، او می گوید ، “چنین نوع دارد مکیدن. این احساسات و احساسات. “

“عمیقاً اجتماعی” … مشترک. عکس: Liverpool Museums / PA

ما روز بعد از پیروزی او ملاقات می کنیم. افرا ، بلند قامت ، چشمگیر ، با محصول کوتاه فرهای قهوه ای ، هنوز هم “وزوز” می کند و از زمانی که به او گفته شده به سختی می خوابد. “من به یک طغیان سرد رفتم!” او می گوید او چنان حواسش پرت شد که از پله های آپارتمان خود که با دوست دخترش ، یکی دیگر از نقاشان که هنگام تحصیل در مدرسه نقاشی رویال در لندن ملاقات کرد ، افتاد ، سقوط کرد.

این وزوز قابل فهم است. این پیروزی یک موفقیت بزرگ است. علاوه بر پول نقد ، Maple یک نمایشگاه فردی در گالری هنری واکر لیورپول خواهد داشت ، جایی که The Common در معرض نمایش دائمی قرار می گیرد. میپل که هنوز کمی شوکه به نظر می رسد ، می گوید: “شما همیشه امیدوارید كه كار شما به یك مجموعه ملی تبدیل شود.” “بنابراین شما می توانید وقتی 80 ساله با دوستان خود هستید آن را ببینید.”

میپل هم اکنون رد پای برندگان قبلی مانند پیتر دوگ ، رز وایلی و دیوید هاکنی را می گیرد. Doig یک قهرمان و نفوذ خاص است – هر دو عشق به جناح پرطراوت و مرموز دنیای طبیعی دارند. این وصله بسیار افرا است: در واقع ، او به ندرت افراد را در کارهای خود برجسته کرده است. او می گوید: “من فقط تا آنجا كه ممكن است دوست دارم بیرون باشم.” “من واقعا خارش پیدا می کنم!”

وقتی ما مصاحبه را تنظیم کردیم ، او به درخت نوردی در پارک اشاره کرد ، که من آن را شوخی کردم. اما همانطور که پیش می رویم ، می فهمم که او ممکن است جدی باشد – زیرا Maple خلاقیت خود را به نقاشی محدود نمی کند. او همچنین به تدریس ، باغ و فقط یک ماه پیش ، اولین دوره آموزش برای تبدیل شدن به یک جراح درخت را انجام داد. او می گوید: “من مجوز خرد كردن دارم ،” خرد كننده و استریمر!

“من فقط می روم و می روم و می روم”… Maple ، که همچنین در حال آموزش یک جراح درخت است. عکس: مسیحی سینیبالدی / نگهبان

میپل تنها فرزند پدر معمار است که در 11 سالگی و مادر بازاریاب بازنشسته درگذشت. او فکر می کند ، اگر طرف هنری از هر کجا می آمد ، از طرف او بود: “برای من پیام هایی از طرف خانواده و دوستان فرستاده شده است که می گوید خیلی افتخار می کند.” اگرچه بیرون بودن دلیل اصلی الهام بخشیدن او در فضای باز است ، اما او از نقاشان بزرگ دیگر طبیعت مانند ترنر و آسمان هایش و ون گوگ ، به ویژه مجموعه باغ های او و نقاشی های جوهر ، لذت می برد. با این حال او واقعاً انجام کار هنری را بعنوان یک کار بزرگ از پیش تعیین شده ارائه نمی دهد و به جای آن معلمی را که او را در سطح A تشویق می کند ، اعتبار می دهد. پس از آن ، وی قبل از اینکه به مدرسه طراحی در سال 2013 برود ، در دانشگاه برایتون در زمینه چاپ چاپ تحصیل کرد.

او می گوید: “وقتی جوان تر بودم ، همیشه دوست داشتم بدلكاری كنم یا چیزی دیگر ، اما واقعاً تعادل خوبی ندارم. بنابراین فکر می کنم می مردم. ” او می خندد. “و من پیشخدمت را دوست دارم ، پس چه کسی می داند؟ می توانستم این کار را تمام وقت انجام دهم. ” افرا یک هیجان مبهم دارد که به سختی می تواند آن را مهار کند. او سعی کرده است در حین قفل کردن ، بیشتر بنشیند ، اما این یک مبارزه است. او می گوید: “من واقعاً عقب نمی افتم.” “من فقط به نوعی وارد مسیر خودم می شوم. من فقط دارم میروم و میروم و میروم.”

این پیشرانه در 12 ماه گذشته که دنیای هنر دچار یخ زدگی شدیدی مفید بود. گرچه مثبت و سپاسگزار در ذات اوست ، اما او می گوید که زمان ترسناکی برای او و دیگر هنرمندانش است. او از کمک های مالی SEISS بهره مند شد که به هزینه استودیو و غذا کمک می کرد. اما آیا دولت به اندازه کافی عمل کرده است؟

او با احتیاط می گوید: “من فکر نمی کنم که آنها در ابتدا این کار را کردند ، اما فکر می کنم الان بهتر شده است.” “بازگشایی آن موزه ها بسیار طول می کشد – بسیار نگران کننده است.” او احساس می کند که سرانجام دولت اهمیت عظیم بخش فرهنگ را پذیرفته است – چیزی که فکر می کند عموم مردم خیلی زود به آن پنبه می کشند. او با ایجاد تعهد حمایت از هنرمند ، جایی که هنرمندان پس از رسیدن به هدف 1000 پوندی ، یک هنرمند دیگر را می فروشند و متعهد می شوند که یک هنرمند دیگر را بخرند ، احساس دلش می کند. او خودش این کار را کرد و به اندازه کافی سه قطعه دیگر خرید. “این قطعاً به من در تهیه صورتحساب و موارد دیگر کمک کرد.”

مورد بعدی شروع کار جدید برای نمایش انفرادی است که سال آینده در واکر افتتاح می شود. او می گوید از برنامه های تلویزیونی درباره نقاشان بزرگ الهام گرفته است. او با هیجان گفت: “من آن مستندها را می بینم که مردم این سطل های بزرگ رنگ را دارند.” “بسیار سرگرم کننده خواهد بود که یک سری سطل را که با انبوهی از رنگ صف کشیده شده اند – آماده آماده کنید!”

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *