من به عنوان نژادپرستی و پیوستن به پلیس ساری به عنوان دانشگاه ترک کردم مسابقه در آموزش و پرورش

آدانشجویان و کارکنان فکر می کنند پس از مدتها دوری از دانشگاه ، من در جهت مخالف حرکت می کنم. پس از 13 سال به عنوان یک دانشگاهی ، عاشق موضوع من و تدریس ، و در میان یک بیماری همه گیر ، من می روم – برای پیوستن به پلیس و کمک به شکلی دیگر در جامعه.

چرا؟ زیرا احساس تنهایی و در یک مبارزه مداوم داشته ام. در موضوع خود ، سیاست و روابط بین الملل ، من یک مشکل جدی برای تنوع پیدا کرده ام. من نتوانسته ام از تعصب آشکار و ظریف عبور کنم تا بتوانم برای دانشجویان BAME و دانشگاهیان بالقوه آینده تفاوت ایجاد کنم.

من به عنوان یک سیاهپوست دانشگاهی در یکی از دانشگاه های انگلستان ، عادت کردم که از خودم در برابر دانشجویان و گاهی از کارکنان دفاع کنم. “بله ، من واقعاً دکترا دارم.” “نه ، برای من سهمیه بندی نشده است.”

در کنفرانس های اولیه شغلی با ناباوری مواجه شدم که می توانم کتابی منتشر کنم. همکاران سفیدپوست به ندرت این نوع بدبینی را تحمل می کردند و کافی بود من را از کنفرانس ها کنار بگذارم. من تجربه های دردناکی را به دست همکاران سابق خود تجربه کرده ام ، از جمله استفاده از زبان نژادپرستانه و انتشار آشکار کلیشه های نژادپرستانه.

مقابله با نژادپرستی ظریف تر دشوار بود ، مانند کنار زدن (همیشه اثبات آن دشوار) یا استفاده از قرارهای استراتژیک – نوع مدرن باشگاه قدیمی پسران – برای پر کردن جای خالی.

کاری که شاید باید انجام می دادم گزارش دادن هر حادثه ای به مدیران خطم بود. در عوض ، من تا حد زیادی ساکت ماندم و فقط به همکاران ، دوستان و خانواده اعتماد کردم. گفتن اینکه چرا صحبت کردن سخت بود دشوار است. نگرانی در مورد اینكه بخواهیم شواهد ملموسی از نژادپرستی ، مورد حمایت قرار نگرفتن یا توسط یك نهاد مدیریتی كه از نظر قومی متنوع نیست ، برچسب آزار دهنده بزنند ، همه این عوامل بود. در یک مورد من در مورد مسئله دو استاندارد و ریاکاری در خطوط قومی صحبت کردم. یک همکار سفیدپوست اعتقاد داشتند ، در حالی که یک همکار سیاه پوست – با وجود حقایق قابل تأیید – چنین اعتقادی نداشت. مداخله من نادیده گرفته شد.

رشته تحصیلی من از نظر تنوع سابقه وحشتناکی دارد. من در چهار دانشگاه مختلف کار کرده ام. به استثنای ناتینگهام – دانشگاهی که من آن را دوست دارم و جایی که همیشه با من رفتار خوبی داشتند – من همیشه تنها عضو کارمند مشهور در بخش ، بخش یا مدرسه خود بودم. من بندرت احساس می کردم که بتوانم درباره تجربیاتم بحث کنم ، مگر اینکه از من بخواهند – که به ندرت اتفاق افتاده است.

انتخاب شغل من غیر منتظره بود. پس از بزرگ شدن در لندن ، به عنوان عضوی از سپاه آموزش هوایی ، پیوستن به نیروی هوایی سلطنتی را در نظر گرفتم ، اما در پایان ، تصمیم گرفتم برای دریافت مدرک مطالعات جنگ به دانشگاه ولورهمپتون بروم.

در سال آخر من پایان نامه ای را دنبال کردم که معنای تروریسم را دنبال می کرد ، و برای غرب راهی برای مقابله با تروریسم ارائه داد. بخشی از آن به دلیل شرایط آن زمان ، موضوع جنگ نامتقارن – به ویژه تروریسم و ​​ضد تروریسم – من را مجذوب خود کرد. من برای کارشناسی ارشد در دانشگاه ردینگ تحصیل کردم و با تمایز فارغ التحصیل شدم.

پس از آن ، از دانشگاه شفیلد ، تحقیق در زمینه مبارزه با تروریسم ایالات متحده و انگلیس ، به من بورسیه شد. در اینجا من آنقدر خوش شانس بودم که توانستم سمینارها و سخنرانی ها را رهبری کنم. در پایان هفته اول تدریس – خسته – سرانجام احساس هدف و تمایل به تدریس را یافتم. علاقه و عشق من به تدریس اعتیاد آور بود و به ندرت در طول سال متزلزل شد.

در سپتامبر 2012 من در ناتینگهام به عنوان یک عضو تدریس شروع کردم. از آنجا به عنوان مدرس به دانشگاه شفیلد هالام نقل مکان کردم و پس از 11 سپتامبر کتاب خود را در زمینه مبارزه با تروریسم منتشر کردم. ناشر به من نویسنده ماه اعطا کرد. فروش چشمگیر بود. من قبل از بازگشت به ناتینگهام به عنوان استادیار برای کار در چستر ادامه دادم.

برخی از کارهای من شناخته شده است. من مقام آکادمی تحصیلات عالی را دریافت کردم. من نامزد یا برنده جوایز دانشجویی شدم: بهترین استاد راهنمای پایان نامه. آموزش الهام بخش؛ الهام بخش ترین سخنران معلم خصوصی برجسته شخصی در سال 2019 برای دریافت جایزه Black Achiever در ناتینگهام شایر در لیست کوتاه قرار گرفتم.

علی رغم این ، من به دلیل عدم تنوع ناامید شده ام و احساس کردم که باید کارهای بیشتری انجام شود – تلاشی که نشان دادم مایلم به آن کمک کنم.

در تابستان سال 2020 ، برای تحقیق در مورد کارکنان BAME که در دانشگاه های انگلستان کار می کنند ، مصاحبه کردم. پاسخ دادن به س questionsالاتی در مورد تجربیات من ناگهان آنها را مورد توجه قرار داد. من خودم را در حال انعکاس دیدم که چگونه ، فقط چند سال پیش ، فکر می کردم که دیده شدن من در یک رشته و حرفه ای که افراد BAME به سختی از آنها کم برخوردار بودند ، می تواند تفاوتی ایجاد کند. حالا برایم آگاه شد که به جایی رسیده ام که موانع انجام کارهای غیر قابل عبور است.

در نظریه من عدم تنوع شرم آور است. به نظر نمی رسد از زمان شروع مدرک تحصیلی من در سپتامبر 2002 تا زمان عزیمت من در دسامبر سال 2020 افزایش قابل توجهی در تنوع قومی در آنجا وجود داشته باشد.

دانشکده سیاست و روابط بین الملل در دانشگاه ناتینگهام (که به عنوان یک کارفرما نمی توانم بیشتر از آن صحبت کنم) کمی متنوع تر بود. با این حال ، حتی در آنجا ، داشتن یک یا دو نفر از کارمندان مشهود BAME در قراردادهای دائمی از حدود 60 نفر ، جای افتخار خاصی نداشت.

از من سال شده است: چرا با توجه به نگرانی من در مورد تبعیض و نمایندگی کم کارکنان BAME ، به پلیس ملحق می شوم؟ از این گذشته ، پلیس به سختی سنگر تنوع قومی باشد. پاسخ من صریح است: حداقل نیروی پلیس اذعان کرده است که مشکلی دارد و در تلاش است تا برای حل این مشکل تلاش کند. به نظر نمی رسد آکادمیک حس هدف برای ایجاد تغییر معنادار را داشته باشد.

دانشگاه ها باید فراتر از لفاظی ها و “پروژه های” سطحی حرکت کنند و در عوض تعهدات مالی برای جذب دانشجویان BAME بیشتر به درجات بالاتر در رشته هایی مانند رشته های خودم تعهد دهند. این ، به نوبه خود ، ممکن است کمبود قابل توجه کارکنان BAME را برطرف کند.

فقدان مقیاس كلی نسبت به افزایش تنوع قومی از رده های بالای دانشگاهی وجود دارد. مراحل مشخص می تواند شامل موارد زیر باشد: بودجه قابل توجهی برای بورس تحصیلی برای افرادی که می خواهند در موضوعاتی که دانشجویان BAME در آنها کم است ، تحصیل کنند. بودجه برای گسترش یا توسعه خدمات خاص دانشجویی و پشتیبانی از این دانشجویان. و تعهد فعال به توسعه شغلی برای جذب بیشتر کارمندان BAME به سمت های ارشد. در رشته من ، حتی در سطح پایین و متوسط ​​نیز باید تنوع بیشتری وجود داشته باشد.

این مراحل احتمالاً باعث کاهش ناامیدی من در همکارانی که ابراز عقاید نژادپرستانه می کردند نمی شد ، اما به تخریب حرفه ای بیش از حد سفید کمک می کرد.

من از کار در دانشگاه خاطرات خوبی دارم و بهترین آرزو را برای همکاران سابقم دارم. امید من در پلیس این است که بتوانم این احساس ایجاد تغییر ملموس در زندگی مردم را بدست آورم.

دکتر ادی تمبو اکنون یک افسر با ساری پلیس

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *