“من آن را به عنوان فراری از آنچه زندگی ام ساخته بود نوشتم”: Tsitsi Dangarembga در شرایط عصبی | چگونه نوشتم

شرایط عصبی رمانی در مورد آرزو و خواستن است ، در مورد دختران سیاه پوست – در این مورد دختران زیمبابوی – که آرزوی بهتر برای خود و عزیزانشان را دارند. من آن را به عنوان فراری نوشتم. فراری از اولین خاطراتم و آنچه زندگی من شده بود.

خاطرات اولیه مربوط به خانه پرورشگاهی در دوور و سپس بازگشت به رودزیا بود که به تازگی خود را از امپراتوری انگلیس خارج کرده بود. پس از مدرسه به انگلستان بازگشتم و در رشته پزشکی در دانشگاه کمبریج تحصیل کردم. ایده این بود که پس از فارغ التحصیلی من به یک بیمارستان آموزشی بروم ، مانند بیمارستان مأموریت در ارتفاعات شرقی زیمبابوه که چندین سال از کودکی خود را در آنجا گذرانده ام. اما در حالی که من در دانشگاه بودم ، مبارزه برای آزادی ملی گرایان اوج گرفت و در تابستان سال 1979 با یک پیمان صلح نقشه راهی به استقلال رسید.

من در لندن بودم ، جایی که تمام تابستانهایم را از زمان ورود به انگلیس ، در هنگام مذاکرات صلح می گذراندم. خونسردی زندگی دانشجویان زیمبابوی ، خوددرمانی آنها با داروهای مختلف و دوره های فروپاشی ذهنی مربوط به زندگی دوباره جنگی که از آنجا گریخته بودند ، به من نشان داد که ذهن به همان اندازه بدن به درمان نیاز دارد.

وقتی تحت فشار قرار گرفتم و به کمبریج برگشتم ، تصمیم گرفتم که تحمل فشار یافتن حفاری های ارزان قیمت که می توانم برای تعطیلات بپردازم ، داشتن تنها دختر سیاه پوست در دانشگاه من ، خواندن برای مدرکی که دیگر به آن علاقه ای ندارم ، هیچ فایده ای ندارد. هر کسی از وقایع تاریخی که زندگی و خانواده ها را در رودزیا ویران کرده است آگاه یا علاقه مند است. من زمستان به زیمبابوه برگشتم و در دانشگاه زیمبابوه ثبت نام کردم.

من در کشور مستقل و جدید شکوفا شدم. با نگاهي به تجارب فرهنگي و تربيتي خود در فرهنگ نيمه سنتي محافظه كار ، فهميدم كه براي اداره شرايطي كه در انگلستان با آن روبرو شده ام ، به طور جداگانه آماده نبودم. من نژادپرستی را که در رودسیا بزرگ می شدم تجربه کرده ام و انتظار آن را در انگلیس نداشتم. من رنج نمی بردم اما من از عدم علاقه و عدم آگاهی از جنگ خونینی که خانواده ام را تحت تأثیر قرار داده بود ، رنج می بردم.

Tsitsi Dangarembga برای رمان خود این بدن غمناک ، دنباله ای برای شرایط عصبی ، در لیست کوتاه جایزه بوکر قرار گرفت.
Tsitsi Dangarembga برای رمان این بدن غمناک ، دنباله ای برای شرایط عصبی ، در لیست کوتاه جایزه بوکر قرار گرفت. عکس: آرون Ufumeli / EPA

من که یک دانشجوی شوک خورده در فرهنگ در کمبریج بودم ، وقتی به دنبال حفاری در تعطیلات بودم ، از شکار جنسی رنج می بردم و در نهایت در B&B ارزان قیمت قرار گرفتم. برای من آشکار شد که اختلافات بین نحوه تربیت من و برادر بزرگتر من در مکانیسم های کنار آمدن ما تأثیر داشته است. ایستادن برای خود ، دانستن اینکه شخص چه می خواهد و درخواست آن بخشی از کارنامه من نبود. من فکر کردم زنان جوان باید در این مورد هشدار داده شوند.

من می خواستم در مورد دختری بنویسم که بسیاری از زنان جوان زیمبابوی با آن شناسایی می شوند ، کسی که در یک تجربه از زیمبابوه جا افتاده بود ، بنابراین من شخصیت یک دختر روستایی را انتخاب کردم ، تامبودزای (جمعیت کشور در آن زمان بیش از 70 درصد روستایی بود). باباموکورو ، عموی خوبش ، به راحتی پیش من آمد. خانواده بزرگ ، با داشتن شاخه های مرفه و رفاه ، هنوز هم واقعیت و منبع ناامیدی و مشاجره ناشی از خواسته ها ، انتظارات و تعهدات است.

در ابتدا ، سرنخی از آنچه می نوشتم نداشتم. سپس ژرمن گریر را خواندم خواجه زن ، که به من اجازه داد آنچه را که به عنوان فرهنگ خود تصور می کنم نقد کنم. با دور انداختن تمام صفحات قبلی ، شروع به نوشتن مجدد کتابهای ورزشی A4 کردم ، که برای هر فصل یک مقاله تازه است. سرانجام من به تامبودزای اجازه دادم که برای خودش چیزی بخواهد – تحصیلاتش. من او را تشویق کردم که برای این کار بجنگد و از این کار لذت ببرد بعد از اینکه او را مجبور به تعلیم مأموریت دایی پس از مرگ برادرش کرد. شش ماه بعد ، نسخه خطی آماده ارسال برای تایپیست بود.

شرایط عصبی توسط فابر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *