مطبوعات نژادپرست و جنگ طلب فقط به اهداف خود صدمه نمی زند ، برای همه ما بد است | مسابقه

تیدر اینجا اسطوره ای وجود دارد که بسیاری از مطبوعات در انگلیس به دنبال زندگی عزیزانه خود هستند: آنها اعضای یک حرفه صلیبی هستند که در قالب وودوارد و برنشتاین ، بدون شک قدرتمندان را به حساب می آورد. اگر نمونه های جداگانه ای از روزنامه نگاری وجود داشته باشد که با اغماض در نژادپرستی یا تشویق به تعصب ، افراد ناتوان را آزار دهد ، تمام کارهای خوب آن صلیبی ها از آنها سبقت می گیرد. این افسانه در برابر تمام شواهد و مدارکی که همچنان رو به افزایش است ، نفوذ ناپذیر است ، اما هر از چندی یک بار وزن واقعی از بین می رود.

به عنوان مثال ، در این ماه ، جامعه ویراستاران بیانیه ای خنده آور صادر کرد و نه تنها ادعاهای دریافت رسانه های نژادپرستانه توسط مگان را انکار کرد ، بلکه حتی بخشی از مطبوعات انگلیس را نیز متعصبانه رد کرد. این شرکت هنوز ادعای خود را پس نگرفته است ، اگرچه ، به دنبال برخی انتقادات واقعی و استعفای مدیر اجرایی خود ، ایان موری ، گزارش شده است که در حال کار بر روی بیانیه پیگیری است. در حادثه دیگر هفته گذشته ، مفسر سیاسی آش سارکار از جولی بورچیل ، ستونویس روزنامه ساندی تلگراف ، که در شبکه های اجتماعی سارکار را یک اسلام پرست پرستار کودک خوانده بود ، عذرخواهی و خسارت دریافت کرد. سرکار نوشت: “کسانی که در راس صنعت ما هستند ،” به طور مداوم حجاب سکوت پیرامون تاکتیک های قلدری را که زنان سیاه و قهوه ای را از زندگی عمومی بیرون می کشد ، کشیده اند. “

اما موضوع بسیار عمیق تر از نحوه درمان برخی از زنان قهوه ای و سیاه پوست است. این جمعیت فقط این بار در کانون توجه قرار گرفته است ، و یکی از آن گروه نیز به طور اتفاقی یک سلطنتی با یک سکوی بزرگ است که می تواند از آن برای شکایت خود استفاده کند. آنها فقط یكی از طیف وسیعی از اهداف هستند كه بخشهای وسیعی از رسانه های انگلیس به رهبری تابلوئیدها اما همچنین با صفحات گسترده ، چرخه های عبور و آزار و اذیت به آنها پیوستند. سایر موارد شامل مدعیان سود ، مادران تنها ، مهاجران اتحادیه اروپا ، مسلمانان ، طرفداران Black Lives Matter است و اکنون “بیدار” های بی قاعده است.

کسانی که برای یک لگد زدن منظم در نظر گرفته شده اند بسیار متنوع است ، اما همه آنها یک چیز مشترک دارند. همه آنها گروههایی هستند که می توانند به عنوان عمل نکردن از جایگاه مناسب خود به تصویر کشیده شوند. به شهروند بی گناه ، پرداخت کننده مالیات ، قانون مدار ، که استخوان نژادپرستی در بدن آنها نیست ، این افراد برای پول مالیات شما ، مسکن شورای شما ، تخت های NHS ، مکان های مدرسه فرزندان ، فرهنگ شما ، مجسمه های شما ، غرور ملی شما. در هر برهه از زمان ، یکی از این گروه ها به آنتاگونیست مرکزی تبدیل می شود. مانند فیلمنامه نویسان یک اپرای صابون که بر اساس محبوبیت خود شخصیت هایی را در داخل و خارج می نویسند ، رسانه ها افراد مورد تحقیر را تنظیم می کنند. هنگامی که امنیت Brexit تأمین شد ، مهاجران اتحادیه اروپا پس زمینه های اضافی ساکت که قبلاً سهم خود را انجام داده بودند ، پس زمینه گرفتند. هنگامی که Black Lives Matter آغاز شد ، به افراد رنگارنگ قطعات کمی داده شد.

این افسانه از جهتی درست است: روزنامه نگاری یک کار صلیبی است. اما نبردهای آن اغلب علیه افراد آسیب پذیر ، محرومان و افرادی که بدنبال اصلاح جامعه هستند ، انجام می شود. زیرا ، به طور فزاینده ، نقش رسانه ها در این کشور این است که خطوط خشن سلسله مراتب اجتماعی ، نژادی و اقتصادی را بررسی کنند و ترس از تهدید این مسئله را به مصرف کنندگان خود بفروشند. این بدان معنا نیست که هیچ روزنامه نگار خوبی وجود ندارد که کارهای مهم و تأثیرگذاری انجام دهد ، اما آنها در یک اکوسیستم وجود دارند که بین کسانی که واقعاً قدرت دارند و کسانی که این قدرت را ندارند ، فرقی نمی گذارد.

توهمات راحتی وجود دارد که بسیاری از رسانه ها به آن متوسل می شوند تا خود را متقاعد کنند که این مشکل در جای دیگری است ، در سنگرهای ناپسند شبکه های اجتماعی ، یا صفحات روزنامه های خبری که در آن برای همیشه وجود داشته است. اما مدل آزار و اذیت به قدری تثبیت شده است که تولید آن چنان ارزان بوده و درمورد مخاطبانش چنان موفق بوده که حتی راه های خروجی را که قبلاً بالاتر از معاملات بودند ، اغوا کرده است.

در جریان رسوایی غیر شب گذشته Proms ، جایی که توسط ساندی تایمز گزارش شد که Rule، Britannia! به دلیل حساسیت های نژادی رو به تبر بود ، و نه به دلیل محدودیت های همه گیر آواز ، من در موقعیت پوچ قرار گرفتم و توضیح دادم برای یک تهیه کننده BBC که از من می خواست به یک برنامه معتبر بروم و در مورد گزارش صحبت کنم ، که نه چنین چیزی تا به حال اتفاق افتاده بود من او را به مقاله ای در وب سایت کارفرمای خودش راهنمایی کردم که آب سردی را روی داستان ریخت.

نژادپرستی در رسانه های بریتانیا ممکن است بلافاصله یک گروه از مردم را تحت تأثیر قرار دهد ، اما با روشهای کمتر مستقیم استانداردها و کل صلح اجتماعی کشور را از بین می برد. حاشیه ها غیرممکن است. با فرکانس هایی که در قلدری ، آدم کشی و آزار و اذیت و آزار قرار گرفته است ، همه چیز ، از گفتمان سیاسی ما گرفته تا سرگرمی های پیش پا افتاده ، ایجاد تنش می کند.

رأی این کشور به Brexit توسط یک رسانه راستگرا صادر شد که خروج را مسئله ای برای رهایی کشور از نفوذ شیطانی خارجی قرار داد. فرهنگ عامه ، از برنامه های رقص استعدادهای درخشان شنبه شب تا برنامه های کمدی ، اکنون اغلب به اتهامات قاچاق سیاست ناخواسته “بیدار” به اتاق نشیمن انگلستان برخورد می کند. حتی لحظات آرامش و آرامش ما مسموم است. نتیجه این یک جامعه به طور فزاینده مضطرب و قابل اشتعال است ، که مستعد خودزنی سیاسی و درگیری است. مسئله فقط نژادپرستانه بودن رسانه های انگلیس نیست ، بلکه این است که در جنگ سخت برای دفاع از وضعیت موجود ، خود کشور را خراب می کنند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *