مرور مرگ یک سیاه پوست – یک مطالعه التهابی در مورد تحرک اجتماعی | تئاتر

منتقریباً نیم قرن طول کشید تا نمایش آلفرد فاگون از زمان نمایش 1975 در تئاتر همپستد احیا شود. زمان آن هم فرا رسیده است: این نمونه ای از تخیل ماوریک است که نمایشنامه نویس فقید را به شخصیتی اصلی در جنبش سیاه تئاتر بریتانیا در زمان خود تبدیل کرد.

قرار است مرد عنوان در یک ناودان خارج از صحنه بمیرد اما شخصیت هایی که با آنها روبرو می شویم دیگر نمی توانند از او دور شوند: آنها کارآفرینان آینده دار هستند Shakie (Nickcolia King-N’Da) ، 18 ساله – قدیمی زندگی در یک آپارتمان شیک در چلسی ، غرب لندن ، و بهترین دوست او استامپی (توئین عماری-کینچ) ، و همچنین جکی (ناتالی سیمپسون) ، مادر کودک شکی که برای اقامت آمده است.

این بازی شامل بسیاری از ایده ها (شاید خیلی زیاد) است ، از طبقه ، نژاد و جنسیت گرفته تا تملک فرهنگی ، تحرک اجتماعی ، سرمایه داری و ژئوپلیتیک. بنابراین قابل توجه است و به لطف کارگردان داون والتون ، اثری که عمدتا حول مکالمه های شب آخر با این مضامین ساخته شده است ، ساکن نیست.

زمینه ساز جاه طلبی های مردان ، انوخ پاول و تبعیض نژادی اوایل دهه 1970 است ، اما آنها مصمم هستند که به هر قیمتی برای خود موفقیت کسب کنند. کارآفرینی موضوعی مشخص است و شخصیت های فاگون به نظر می رسد از نظر فرزندان تاچر نزدیک باشند – گرچه آنها از نظر سیاهی نقطه نظرات مختلفی دارند. شکی یک تاجر است که با فروش “صندلی های آفریقایی” به سفیدپوستان ثروتمند که در واقع ساخت یورک شایر است ، زیبایی آفریقا را کالایی می کند. او می گوید: “من قصد دارم قاره آفریقا را به آمریکایی ها بفروشم.” در همین حال ، استامپی می خواهد موسیقی سیاه را از نوازندگان سفیدپوست که آن را تصاحب کرده اند پس بگیرد.

فروش آفریقا به آمریکایی ها ... کینگ-ندا به عنوان شکی.
فروش آفریقا به آمریکایی ها … کینگ-ندا به عنوان شکی. عکس: مارک برنر

موضع گیری هر دو مرد شامل ایده های جذابی است که مربوط به تصاحب فرهنگی است – اما اینها در میان عناصر دیگر نمایش گم می شوند ، یا شاید با گرسنگی فزاینده شخصیت ها همراه باشد. این جفت به نظر می رسد نسخه های اولیه Del Boy و Rodney از Only Fools and Horses (“ما می توانیم میلیونر باشیم” ، می گوید استامپی) ، اما لحن از sitcom به نوعی وحشت غیرطبیعی به عنوان Jackie – سیاه پوست طبقه متوسط زن – به کالای زندانی و پولساز آنها تبدیل می شود.

تأثیر هارولد پینتر بر فاگون در پویایی فزاینده وحشیانه بین دو جنس کاملاً واضح است. طراحی صحنه سایمون کنی – از جزئیات دوره آن بسیار دلپذیر است – در نیمه دوم از زمینه آن محروم می شود تا قسمت های داخلی صحنه مشخص شود و شخصیت ها در حالت های کمتر واقع گرایانه شروع به صحبت با یکدیگر می کنند.

این نمایش خود را پایین می کشد و به سمت بربریت پیش می رود: زبان مردان جنسیتی ، ضد یهودی و وحشیانه است ، و در این داستان زن ستیزی بخشنده وجود دارد. اما این پیشرفت کاملاً راضی کننده نیست. انگیزه های جکی قابل توضیح نیستند و به طرز چشمگیری تهدید آنجا نیست ، شاید به این دلیل که خیلی غیرممکن احساس می شود. با این وجود ما فاجعه نهایی را قبل از وقوع می بینیم.

اما بازیگران ، اطمینان و جذابیت فوق العاده ای را برای بخشهایشان به ارمغان می آورند و درام بسیاری از نقاط ضعف ما را تحریک می کند. اگر این میراث Fagon است ، ما به تعداد بیشتری از آن نیاز داریم.

در تئاتر همپستد ، لندن ، تا 10 ژوئیه.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.