مرا بشنو: چرا The Paperboy فیلم بدی نیست | کاغذ دیواری

تیابتدا اعتراف به سهل انگاری حرفه ای کنید: من در اولین نمایش مشهور کن در مطبوعات کن فیلم “The Paperboy” ساخته لی دانیلز حضور نداشتم ، جایی که منتقدان با قدرت و حجم استثنایی حتی در جشنواره ای که برای تماشاگران نامطلوب مشهور بود ، به خون و خون می پرداختند. مشارکت. در عوض ، با خواب و بیداری با یک خماری روزمره معمولی ، خودم را به سمت صفحه نمایش کاملا آرامتر و کم تماشاگر کنار در خانه کشاندم که به طور سنتی نیم ساعت بعد شروع می شود. شاید این یک خاطره نادرست باشد ، اما من می توانم قسم بخورم که به خاطر می آورم یک لرزش کلی از نارضایتی از اوایل نمایش داشتم.

به هر صورت ، سی دقیقه بعد ، علت این فریبکاری آشکار شد: با کلمات جاودانه “اگر کسی بر روی او پاش کند ، آن من خواهد بود” ، نیکول کیدمن با ریمل مژه و ابرو روی زاک افرون خشمگین در ساحل چمباتمه زد ، نیمه پایینی بیکینی زرد و پر زرق و برق او ، و سخاوتمندانه از روی تنه کاملا منقوش او ادرار کرد. اینکه شخصیت او ، شارلوت بلس ، شرم آور آلاباما ، فقط در حال درمان یک نیش ماهی دریایی به روش معمول بود ، غیرمادی بود. Paperboy قصد دارد این لحظه را احساسی گرایی بی ادب ، پرتحرک و دقیقاً واکنشی را که در پی داشت ، دریافت کند.

ممکن است در میان داد و بیداد های خشمگین غر زدنهای مشارکت آمیزی وجود داشته باشد ، اما تا آن بعد از ظهر ، روایت به پایان رسیده بود: تریلر پرطرفدار گوتیک آمریکایی-دانیلز ، پیگیری های تحسین برانگیز اسکار ، یک فاجعه بود و یک جرم ، یک لکه دار کردن در مورد اعتبار کارگردان آن ، بازیگران تمام ستاره آن و جشنواره سربالا که اولین نمایش آن را برگزار کرد. خطوط پنچری مرتبط با کاغذ دیواری به ورزش جشنواره تبدیل شد ، زیرا منتقدان برای به دست آوردن لعنتی ترین اقدام حذف شدند: “لی دانیلز: بدترین فیلمساز زمان ما یا بدترین فیلمساز تمام دوران؟” مایک D’Angelo از AV Club را دوست داشت ، شاید برنده یک مسابقه خاص شد.

از نظر من فقط یک مشکل وجود داشت: Paperboy واقعاً خوب بود ، به روشی که به سختی قابل ارزیابی بود در جشنواره ای که در آن مانند فیلم Amour مایکل هانکه و Rust and Bone ژاک آدیارد قرار گرفت. اقتباس کامل دانیلز از رمان جنایی دلهره آور پیت دکستر برای پرستیژ تیراندازی نکرد ، اما سرخوشی گریزان اردوگاه عالی ، هرگونه تحریک آن است – و بگذارید گفته شود ، نیکول کیدمن به زک افرون حتی نگاه نمی کند پنج حلقه ترین اتفاق در این daiquiri سینمایی مرطوب اتفاق می افتد – با هدف تشدید ، تحریک و سردرگمی به اندازه مساوی.

این یک هدف خطرناک است. سنگهای لمسی کمپ به ندرت خود تعیین می شوند ، یا حتی به این ترتیب در نظر گرفته می شوند: به طور کلی وضعیتی است که به مرور زمان توسط مخاطبان فداکار و به تدریج پرورش داده می شود. با این حال ، Paperboy ممکن است یک استثنا نادر باشد. داستان پردازی نابجای فیلم و سبک عرق بسیار زیاد رسمی ممکن است بد ذائقه خود را بداند ، اما نه حمایت و نه به طور غیرعادیانه: این محصول صادقانه محصولی از شناسه بی قرار کارگردان آن است.

این مکانی کاملاً متفاوت از روحیه باحال و غنایی و نوپرورانه رمان دکستر است که یک تراژدی غم انگیز و طنزآمیز جنوبی است که با یادداشت های هجو سیاسی تلخ از بین رفته است. این داستان نویس اعتبار فیلمنامه مشترکی را می پذیرد ، اما تصور اینکه بسیاری از دیدگاه ها آن را به صفحه نمایش برساند دشوار است. استخوان های داستان او تا حدی سالم است: در دهه 1960 ، شهر کوچک فلوریدا ، شارلوت ، دوست محبوب قتل محکوم به هیلاری ون وتر (جان کوزاک مجروح پرما) ، دو خبرنگار تحقیقاتی (متیو مک کاناهی و دیوید اویلوو) را برای گرفتن وی دعوت می کند. مردی که در اعدام است ، عواقب پیچیده و مارپیچی دارد.

این یک چارچوب لاغر است که دانیلز تجارت بی نظیر زیادی را بر روی آن معلق می کند ، زیرا خواسته ها و تخلفات ناموزون و بی ادبانه شخصیت ها بر هر پیشرفت رویه ای ، هم در ذهن شخصیت ها و هم در ساخت فیلم غلبه می کند. این روایت می کند که دانیلز داستان را پیرامون جوانی تنظیم می کند که ارتباط زیادی با این موضوع ندارد. ایفرون در نقش جک ، برادر جوان و خنگ یکی از خبرنگاران ، بازیگران یک بازیگر هستند و مهمتر از همه مهمترین چیز ، دوربین مورد استفاده قرار می گیرد به گونه ای که فیلم های ژانر سخت برای زنان ذخیره می کنند: در یک زمان ، او به لباس کوتاه سفید می رود تا با کیدمن کاملا پوشیده در زیر باران برقصد. شیمی جنسی تحریک کننده آنها موتور طرح داغ شده و با عملکرد نامناسب می شود. دانیلز نخ محکم و دکستر دکستر را به قصیده ای فریبنده ، شکننده و شکننده و عواقب آن تبدیل می کند.

اینکه وی به نوعی در بیانیه ای محکم در مورد سیاهی حاشیه ای در تابستان دوران عشق آمریکا گوه می زند در میان بسیاری از شگفتی های شلاق زدن فیلم است. در بالای مجموعه گره خورده خود ، فیلم شخصیت جانبی خدمتکار خانوادگی جک آنیتا (میسی گری فوق العاده ، که تا ابد روی صفحه کم استفاده می شود) به عنوان راوی کاملاً دانای کل انتخاب می کند ، لایه های بینشی شخصیت را که احتمالاً به او دسترسی ندارد ، از بین می برد. اما یک روش احمقانه به نظر می رسد که یک انتخاب کاملاً خودسرانه به نظر می رسد ، زیرا مشخصه کشیدن دودی گری ، برداشتن ناراضی خدمتکار از این مراحل ناخوشایند را به تصرف خود در می آورد: او مدتها مورد سو ab استفاده قرار گرفت و توسط برخی از شرکت کنندگان به عنوان یک امر بدیهی تلقی شد ، او به هیچ وجه اهمیت نمی دهد .

دانیلز ، به نوبه خود ، مخاطبان خود را در این اقدامات تمساح گریز غرق در ذوق و شوق یک ویرایشگر مخفی می کند ، در حالی که بازیگران – بیش از همه ، یک کیدمن فوق العاده ، با وقاحت علیه نوع – با بی شرمی به این هدف متعهد می شوند. اما The Paperboy از ما مراقبت می کند تا از آنها مراقبت کنیم ، که تا حدودی همان چیزی است که آن انگیزه های هوس انگیز را برانگیخته است: جایی در میان تارانتینو و جان واترز قرار دارد ، این سینمای استثمار در کمال طعنه و مفهوم بسیار لذت بخش است. (از جمله سازندگان فیلم که قبلاً به طور جالب توجهی به رمان دکستر ابراز علاقه می کردند ، پدرو آلمودوار بود: چه سوت خرابکارانه سگ کویر در نثر منسجم آن نهفته بود؟)

دانیلز فیلم های بسیار نجیب تری ساخته است ، از وقایع مجازاتی سو abuse استفاده از فیلم گرانبها تا دیورامای متلاطم تاریخی The Butler تا نامزد اسکار امسال ایالات متحده در برابر Billie Holiday ، همه به دلیل وابستگی ذاتی و متناقض زیبایی شناختی وی برای سخت گیر ، لغو شده است . با این حال ، او در فیلم Paperboy ، اول از همه و مهمتر به ساخت سطل زباله ، قاچاق در برخی از تفاوت های ظریف جنسی و سیاسی در این راه اقدام کرد و بهترین فیلم زندگی حرفه ای خود را ساخت: از آن به بعد سه بار آن را دیده ام ، خورش عجیب و آشفته آن در هر موقعیت اعتبار انتخاب کنندگان کن برای اولین بار درست کردن آن و خواندن بلوف آن: این یک خشم براق کننده پلی استر است که دقیقاً می داند چه کاری انجام می دهد ، یعنی ارائه هر عکس برعکس.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.