مرا بشنو: چرا Ghost in the Shell 2017 فیلم بدی نیست | فیلم

مناگر جرات کنید پیشنهاد کنید که بازسازی لایو اکشن Ghost in the Shell کاملاً وحشتناک نیست ، به احتمال زیاد از طرفداران فیلم ظاهری سگ سردرگم دریافت خواهید کرد ، ضمن اینکه احساس اخلاق شما را نیز زیر سوال می برد. اقتباس سال 2017 به کارگردانی روپرت سندرز ، هنگامی که اعلام شد اسکارلت جوهانسون در نقش سرگرد میرا کیلیان ، که در مانگای اصلی ، فیلم های انیمه و سریال های تلویزیونی ، قطعاً یک زن جوان ژاپنی بود ، فوراً توسط بسیاری رد شد. جنجال سفیدکاری پس از آنکه گزارش شد که سازندگان فیلم قصد دارند از CGI و جلوه های تصویری دیگر برای آسیایی جلوه دادن ژوهانسون استفاده کنند ، بسیار بدتر شد ، که اگر از این نظر پیش می رفتند ، از نظر کتاب مقدس و فاجعه ناپذیر بود – بد بود به اندازه کافی که حتی مورد توجه قرار گرفت.

واکنش بعدی کاملاً قابل درک بود و تقریباً هر شانس دریافت نظرات مثبت فیلم در سراسر فیلم را از بین برد. و شرم آور است ، زیرا شبح در پوسته از بازسازی بی روح هالیوود به دور از انتظار بسیاری است و هنوز هم ادعا می کند که وجود دارد. این یک جشن بصری مطلق ، کامل با صحنه های اکشن جذاب و یک طرح کاملاً اقتباسی است که – بله ، من جرات گفتن آن را دارم – بیش از آنکه انتخاب های خلاقانه آن را توجیه کند.

در آینده نزدیک ، جایی که مرز بین انسان و ماشین به طور قابل توجهی کمرنگ شده است به طوری که مردم اکنون با اندامهای رباتیک ، اندامهای داخلی و چشمها دست به دست می زنند ، این طرح به دنبال سرگرد یوهانسون ، یک فوق سرباز سایبورگ است که وقایع مشکوک پیرامون گذشته خود را بررسی می کند. به طور طبیعی ، او به زودی متوجه می شود که شرکتی که مغز ارگانیک او را در یک پوسته مکانیکی قرار داده است ، او را از خانواده اش جدا کرده و خاطرات او را پاک کرده است. با این وجود پیچ ​​و تاب واقعی این است که در واقع سرگرد است بود یک زن ژاپنی قبل از اینکه افراد شیطان صفت دست او را بگیرند.

برای بسیاری ، این آشکار شدن خشم بیشتری را به همراه داشت ، اما آنها در ژاپن به خصوص در مورد آن اذیت نمی شدند ، جایی که برخی از طرفداران احساس می کردند که ظاهر غیر سنتی قهرمان داستان در واقع به مضامین فیلم از هویت خود و تار شدن اجسام طبیعی و مکانیکی کمک می کند. . به هر حال ، این کاملاً به معنای واقعی کلمه ، داستانی در مورد زن جوانی است که زندگی و شباهت او از او دور شده است. حتی Mamoru Oshii ، کارگردان فیلم های انیمه ، استدلال کرد که فرم فیزیکی Major غیرمادی است ، زیرا او در بدن خودش نبود. وی به IGN گفت: “سرگرد سایبورگ است و فرم فیزیکی او کاملاً فرضی است.” “[Her name] و بدن فعلی او نام اصلی و بدن او نیست ، بنابراین هیچ دلیلی برای گفتن اینکه یک بازیگر آسیایی باید او را به تصویر بکشد وجود ندارد. “

تصمیم برای تنظیم فیلم در یک شهر مبهم از نظر فرهنگی ، اگرچه فیلمبرداری آن در هنگ کنگ بود ، نیز مورد انتقاد شدید قرار گرفت ، اما همانطور که استیون پل تهیه کننده توضیح داد ، هدف ایجاد “جهانی بین المللی” با افراد از ملیت های متعدد بود – که با توجه به اینکه قرار است بخشی از یک تمدن مترقی و آینده گرا باشند ، کاملاً منطقی است. حتی اگر کلوپ های استریتی ناگهانی هنوز هم یک چیز باشند.

در هر صورت ، فرورفتگی پیرامون این سازگاری نباید چیزهای بیشماری را که درست می شود کم کند. یوهانسون غیرقابل انکار در این نقش طبیعی است ، و شخصیت بیونیک خود را به اندازه کافی سرد بازی می کند ، اما هرگز به شما اجازه نمی دهد فراموش کنید که یک ذهن انسان عذاب دیده در پشت چهره قابل جدا شدن او پنهان شده است. و حتی اگر داستان مستقیماً از مطالب اصلی گشوده شده باشد ، اما رمز و راز گذشته شخصیت اصلی همچنان به طرز شگفت انگیزی جذاب است ، زیرا خاطرات زندگی واقعی او به شکل “اشکالات” رمزآلود ظاهر می شود.

حتی همکار معتمد سرگرد باتو (پیلو آسبوک) نیز بیش از آنچه انتظار داشت از او سر و وضع بیشتری دارد ، زیرا صریحاً به پوچی زندگی وظیفه ای خود اعتراف می کند و همچنین به علاقه وافر خود نسبت به سگ های ولگرد اعتراف می کند. استعاره ای نیمه شایسته در یک جریان پرفروش جریان اصلی؟ چطور جرات می کنند

از نظر بصری ، آن “جهان بین المللی” که شخصیت ها در آن ساکن هستند ، به طرز حیرت انگیزی تحقق یافته است ، با تبلیغات غول پیکر هولوگرافیک به بلندی ساختمان های اطراف ، در حالی که عکس های کم زاویه از بلوک های آپارتمانی مبهم ، بافتی دانه دار را ایجاد می کنند. سکانس ابتدایی ، که در آن بدن مصنوعی مایور با صدای نمره الهام بخش کلینت مانسل و لورن بالف ساخته شده است ، با زیبایی و احترام از انیمیشن 1995 اقتباس شده است و صحنه های اکشن کالیدوسکوپی ، خمش نور که شامل پوششی از نامرئی است ، حرکت شیشه خرد شده و آب پاشیده تصاویری را ارائه می دهد که ارزش قاب گرفتن و آویزان شدن روی دیوار شما را دارند.

این ممکن است به اندازه بلند پروازانه و عمیق Blade Runner 2049 نباشد که در همان سال اکران شد ، اما با عمق شخصیت و دسیسه کافی برای تهیه نسخه پشتیبان از تصاویر ، شبح در پوسته از ربات توخالی یک فیلم فاصله زیادی دارد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *