مرا بشنو: چرا جان کارپنتر اشباح مریخ فیلم بدی نیست | جان نجار

تیدر اینجا بسیاری از کارگردانان نیستند که مجموعه ای از فیلمهای عالی مانند فیلم جان کارپنتر افسانه ای را تهیه کرده اند. سلسله جنبه های قابل توجه فیلم ژانر ماسترو ، از ریف وحشیانه او هاوسیان حمله به حوزه 13 در 1976 ، تا هجو سیاسی عضلانی وی ، آنها در سال 1988 زندگی می کنند ، نمایش معجزه آسایی از کشش سبک است. آیا هیچ فیلمساز دیگری می تواند ظرف یک سال ، از شیطنت چرب کریستین به گرمای درخشان استارمن تغییر کند ، بدون اینکه قدم برمی دارد؟

سپس دهه 1990 وارد شد ، و دقیقاً مانند آن جادوی نجار تبخیر شد – نظر انتقادی تند و تیز شد ، و هرگونه کشش تجاری از بین رفته بود. حتی در حال حاضر ، با توجه به اینکه کارهای کم اهمیت بیشتر در کارنامه 1980s وی مورد ارزیابی مجدد قرار می گیرند و از نو قهرمان می شوند ، هنوز هم به نظر می رسد که اجماع وجود دارد که فرم کارگردان کنار گذاشته شده و هرگز بهبود پیدا نکرده است – کاتالوگ اواخر کار او هیچ یک نیست ارزش خاص ، صرفه جویی برای آخرین شاهکار ، در دهان جنون.

شرم آور است که این دوره با تأکید جدی کنار گذاشته می شود ، زیرا کارپنتر هرگز ارتباط خود را از دست نداد ، و در واقع با کم شدن شهرت ، برخی از جذاب ترین کارهای رسمی خود را ارائه داد. آخرین تلاش او قبل از وقفه طولانی مدت در ساخت فیلم ، شبح های مریخ 2001 ، شاید بهترین کار در این پروژه های بسیار بدخیم باشد – یک کنجکاوی ژانر خرد کننده ، مضراب فلزی ، که در آن نجار یکی از چشمگیرترین اقدامات متعادل خود را انجام می دهد ، ماهرانه با آزمایشهای تهاجمی سرگرمی بیش از حد ساده را آغاز می کند.

ارواح مریخ زندگی را با فرار از مریخ آغاز کردند ، قسمت دیگر در حماسه Snake Plissken ، اما پس از اینکه یک شکست مالی بود ، فرار از LA برخی از تغییرات زیبایی را دریافت کرد. Plissken که با کاریزمای خشن و شگفت انگیز همکار مکرر نجار ، کرت راسل بازی می کرد ، دیگر یک رهبر قابل قبول نبود – بنابراین جبهه ضد قهرمان توسط یک زندانی جدید ، جیمز “Desolation” Williams ، با بازی Ice Cube تصور شد. انتقال در واقع کاملاً یکپارچه است – رپر با حفظ شوخ طبعی و سوزاننده تند تند Plissken کار محکم انجام می دهد ، در عین حال باعث می شود نقش با تیک ها و عیب های خاص خود متمایز باشد. نجار بازیگران اصلی خود را با ناتاشا هنستریج ، جیسون استاتهام ، کلیا دووال و پام گریر پر می کند ، به عنوان اعضای گروه پلیس که برای انتقال ویرانی به Chryse ، اولین شهر انسانی در مریخ اعزام شده اند.

در پویایی اصلی آن ، فیلم به همان اندازه بیرحمانه کارگردانی می کند که تغییرات دیگر کارپنتر در موضوعی Hawksian وجود دارد: گروهی از مردم خود را در منطقه ای محصور می کنند (در این مورد یک شهر معدنکاری که مستقیماً از یک وسترن کلاسیک بیرون کشیده شده است ، در محاصره سیاره سرخ رنگ های زنگ زده) ، و مجبور می شوند که تحت فشار قرار بگیرند زیرا با تجاوز به نیروهای متخاصم محاصره می شوند. در حمله به حوزه 13 ، این نیروها به شکل یک باند خونخوار ظاهر می شوند که علیه LAPD جنگ می کنند. در مه ، آنها دزدان دریایی شبح هستند که از یک شهر ساحلی با تاریخ شرور انتقام می گیرند. و در ارواح مریخ ، آنها روح مریخی های بومی هستند که از مقبره باستانی خود بیدار شده اند ، اجساد گونه های انسانی متجاوز را در اختیار دارند و آنها را به ابزار تخریب شبیه انسان تبدیل می کنند.

اینجاست که مستقیم خاتمه می یابد. اگر ارواح مریخ ساده تر بودند ، اگر وقایع آن به شکلی بدون عارضه اجرا می شد ، احتمالاً هنوز هم یک انفجار مطلق بود – با بخش فیلم های دوستانه اش ، ترسناک پوچ ، اکشن تیز و موسیقی متن فیلم ضربان دار. در عوض ، مانند باروز یا بووی ، کارپنتر فیلم را قطعه قطعه کرده و دوباره با هم پیوند می دهد و متن غنی تر و غنی تری را ایجاد می کند. فیلم حاصل باعث می شود تا شخصیت های آن و مخاطبانش با یک پیچ و خم ساختاری گمراه کننده مذاکره کنند ، به جای برش های معمولی ، با کمرنگهای بازگشتی و فلاش بک ها به جای خط روایی خطی ، در فلش بک ها پر شود. این یک تجربه تماشایی کاملاً لغزنده و غیر قابل اعتماد ایجاد می کند ، که در آن درک معمول ما از قدم زدن و تداوم از محور خود خارج می شود – که با توجه به موقعیت فرازمینی ، منطقی است.

پیوستن مداوم به این گره گزینی جریان سیاسی جالبی است – یک خواندن کاملاً معتبر از فیلم وجود دارد که قهرمانان ظاهری را به عنوان دندانه های صرف در یک استعمار مستقل نشان می دهد ، و عواقب خشن ناشی از ثابت شدن آنها بر سلطه را درو می کند. ستوان پلیس هنستریج ، در حالی که تصمیم گرفت با یک حمله تهاجمی همه جانبه مریخی های بومی را از بین ببرد ، می گوید: “این دیگر سیاره آنها نیست.” آشنا بنظر رسیدن؟ مسلماً ، همه اینها کمی گسترده است که نمی تواند واقعاً برافروخته باشد ، اما قطعاً موارد تفسیری بسیار عریض تری درباره همین موضوع در فیلم های جدی وجود دارد که تلاش بیشتری برای معنادار کردن دارند.

و ، می دانید ، شما همیشه می توانید تمثیل را نادیده بگیرید. بخشی از زیبایی کار Carpenter انعطاف پذیری آن است – شما می توانید رگه های موضوعی آن را استخراج کنید ، یا می توانید به راحتی بنشینید و از سواری لذت ببرید. اینکه ارواح مریخ همچنان به دلیل خشن و گیج کننده بودن رد می شوند ، نشان از مسئله بزرگتر همگن سازی در یک زمین بایر هالیوود است که چشم اندازهای جسورانه را نفی می کند. شاید بهترین کار این باشد که کارپنتر این روزها وقت خود را صرف بازی های موسیقی و بازی های ویدیویی می کند ، و از سال 2010 تاکنون فیلمی را کارگردانی نکرده است – منتقدان اصلی و مخاطبان ، که سلیقه آنها بیش از حد بد و بیراه تر و خسته کننده تر می شود ، از شرکتهای ورشکسته خلاق ، واقعاً لیاقت چنین هنرمند متبحر هیجان انگیزی را ندارید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.